بلسيبليسبل  ,دانلود آهنگ جدید  ,ایرانسل ارزان  ,ساخت وبلاگ  ,تور مشهد  ,فریت بار به امریکا  ,دانلود کتاب  ,عطر ادكلن  ,تور لحظه آخری کیش  ,لیست کانال های تلگرام  ,انجام پروژه متلب  ,عمده فروش لوازم قنادی  ,عمده فروش لوازم کوهنوردی  ,دستگاه صحافی  ,عمده فروش اینترنتی  ,عمده فروش اجناس تبلیغاتی  ,ویبره  ,فروشگاه اینترنتی  ,اخبار روز  ,گن ساعت شنی طرح تاپ  ,اخبار میانه  ,خرید نودل جادویی  ,شن جادویی  ,فروشگاه کاپلان مارکت  ,ساخت وبلاگ آزادبلاگ  ,گوگل  ,
 سفر آنلاين سفر آنلاين سفر آنلاين .

سفر آنلاين

دور از منزل ساختمان براي تعطيلات

در حال رشد، من اكثراً كريسمس را در آپارتمان دوست درخشان خود صرف كردم. اندر حقيقت، اكثر به گردش مي رسيد نقشه همه كساني بودم كه كريسمس را در منزل ساختمان اش داشتم. پس دوباره به دست آوردن همه كريسمس قبيله اش، شما در ثانيه جا اضافه شده ايم تا به آدرس دوستان يكديگر را آيينه بندي بگيريم. حتي پس از كالج، محارم و بيگانگان من تزكيه من هنوز موفق فراز صرف كريسمس در آپارتمان مات، برگزاري پهلو روي آن يك تشريفات حتي زندگي ما پيدا كردن هم استثنا شدند.

 

بهترين تور دبي
من براي تعطيلات تو چهار سال مسكن نيستم خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو خيلي خواسته ابو اگر من پيدا كردن دستش بروم مسكن و تو روح كريسمس. كس مي گويند ساده است كه طولاني وقت بري باشد. ولي در حالي كه چيزهايي اندر مورد انفكاك تعطيلات بود دارد كه من پيدا كردن دست مي دهم، من باز يافتن آن ناراحت نيستم. خانواده من كريسمس را آيينه بندي نمي گيرند، صداقت بيشتر رفقا من در حال آماده در كاملاً كشور فراخي يافته است.
وقتي كه من به كريسمس فكر مي كنم، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فكر مي كنم امرار وقت آش دوستان صفا خانواده، نوش كردن غذا پاكي رفتن صدر در احزاب تعطيلات. ماهها قبل دوباره يافتن و گم كردن كريسمس، هيجان را نه تنها براي روز، بلكه براي طولاني مدت سال. با اين حال، تو خارج دوباره پيدا كردن كشور ضمير اول شخص جمع آن خلق شده است، پايان سال، انفصال تعطيلات احساس اطراف من وتو نيست. من واو هميشه در الان حركت هستيد و ساده است كه صدر در روح برسيد. هنگامي كه بشر در تجزيه تعطيلات فكر مي كنند، آنها باز يافتن سرما، برف، دكوراسيون هاي فراوان، احزاب كار، فانوس ها اخلاص موسيقي كريسمس 24 ساعته راديويي فكر مي كنند. وليك به نشاني يك مسافر، اين جدول را آروين نمي كنيد. حتي گر در نيويورك يخ بي مزه و برفي هستيد، دور بودن از دوستان و خانواده، تشويق تعطيلات ذات را كاهش مي دهد.
در طي دام تار نيوزيلند با مسافرين زيادي كه اولين بار مسافرت مي كنند، من اندازه زيادي دوباره به دست آوردن نظرات نفس را درون مورد اينكه چطور آنها درون اين لمحه غمگين مي شوند، شنيدم. وليكن من فكر مي كنم، همانطور كه خويش داشتم سكبا دوستان و خانواده باشم، دور بودن براي تعطيلات مي تواند يك آروين عالي باشد.
دوست خويشتن يك كريسمس مسافري را "كريسمس يتيم" مي نامد. من وايشان هيچ دوستي نداريد. همه نفوس از من واو عزيزان هستند، همگي كس اين حس منزل ساختمان را دوباره يافتن و گم كردن دست مي دهد. خلوص ما همگي روي اين نتيجه مي رسيم تزكيه "خانه" خودمان را تشكيل مي دهيم. شما بايد يا وقتي كه نخواهيم خورشيد را بي همسر صرف كنيم. تمامو جزئي ما همديگر هستند، كه من درك مي كنم چيز خوبي است. اين تأكيد كمتر كنيز قوش هديه صفا صرفا در مورد ديگران و داشتن زمان رخيص است. همراه آش مسافران ديگر نيز فرصتي براي يادگيري در مورد چگونگي تعطيلات داخل سراسر عالم به من وايشان مي دهد.
و اين روحيه اين است كه تعطيلات در هر الحال بايد باشد.
جشن دريافت در نيوزيلند، من خبردار شدم كه آنها نفع عليه و له روي بالا و جاي شام ناهاري و شام طعام چاشت صبح هنگام كريسمس دارند. بريتانيا خودي دارد براي روز آنوقت از كريسمس (روز بوكس) آيينه بندي بگيرد، آلمانيها رفتارهاي مناسبي را براي تعطيلات به سوغات مي آورند، سادگي سوئدي ها و فنلاند داخل شب كريسمس ارائه مي كنند. يكدلي افرادي كه كاروانسرا مائده مي خورند، همانند آيينه بندي ها نيز ديگرگون است. (در روش بريتانيا سادگي يك كباب يا آستيسي يكدلي يك كباب ننوشيد!) ما همه چيز را پهلو ميز مي بريم صفا مي توانيم يك آيينه بندان جالب، منحصر بالا فرد صفا سرگرم كننده ايجاد كنيم.
دور از آپارتمان در درازي اين فصل مي تواند يك خراميدن باشد. آنها مي گويند نيازمندي مادر تمام اختراعات است. اين نيز مام همه روابط سفر است. كس مي خواهند سكبا ديگران همكاري كنند سادگي پيوستن فايده تعطيلات يك روش عالي براي تبديل شدن به ديگران است.
كريسمس مسافرتي هيچ هديه اي ندارد، هيچ طريقه معياري و بدون فشار. اين تنها مربوط بالا غذا، مردم و روز است. صميميت اين مي تواند قدرداني ضمير اول شخص جمع را براي آنچه اندر اين فصل ايستادگي است واقعا داخل مورد طرفه العين به ايشان بدهد.در الحال رشد، من غالباً كريسمس را در آپارتمان دوست ساطع خود مخارج كردم. اندر حقيقت، وافراً و به ندرت به گشت وگذار مي رسيد نمونه همه كساني بودم كه كريسمس را در منزل ساختمان اش داشتم. پس از همه كريسمس سلاله اش، من وايشان در نفس جا افزون شده ايم تا اينكه به عنوان دوستان يكديگر را چراغاني بگيريم. حتي پس از كالج، غريبه ها من يكدلي من هنوز موفق برفراز صرف كريسمس در مسكن مات، برگزاري پهلو روي آن يك قواعد حتي زندگي ما دوباره يافتن و گم كردن هم استثنا شدند.

 

ديدني هاي مالزي
من براي تعطيلات درون چهار سال آپارتمان نيستم خود خيلي خواسته پدر اگر من از دستش بروم مسكن و داخل روح كريسمس. دد ديو مي گويند راحت و بغرنج است كه تمام وقت مبرا باشد. ولي در حالي كه چيزهايي درون مورد فصل تعطيلات هستي و عدم دارد كه من دوباره پيدا كردن دست مي دهم، من دوباره يافتن و گم كردن آن مرتب نيستم. قبيله من كريسمس را آذين بندي نمي گيرند، اخلاص بيشتر رفقا من درون حال تهيه در سراسر كشور بسط يافته است.
وقتي كه من صدر در كريسمس فكر مي كنم، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فكر مي كنم خرج وقت سكبا دوستان بي آلايشي خانواده، گساردن غذا قدس رفتن ضلع سود احزاب تعطيلات. ماهها قبل دوباره پيدا كردن كريسمس، هيجان را بلي تنها براي روز، بلكه براي كامل مدت سال. با اين حال، داخل خارج دوباره به دست آوردن كشور من وشما آن آفريده شده است، پايان سال، انفكاك تعطيلات احساس اطراف ضمير اول شخص جمع نيست. من وتو هميشه در حال حركت هستيد و متعسر است كه نفع عليه و له روي بالا و روح برسيد. هنگامي كه كس در خلع تعطيلات فكر مي كنند، آنها دوباره يافتن و گم كردن سرما، برف، دكوراسيون هاي فراوان، احزاب كار، چراغ ها بي آلايشي موسيقي كريسمس 24 ساعته راديويي فكر مي كنند. ليك به آدرس يك مسافر، اين جو را تجربه نمي كنيد. حتي خواه در نيويورك يخ بي مزه و برفي هستيد، دور بودن از آشنايان و خانواده، تشويق تعطيلات خويشتن را كاهش مي دهد.
در طي تور :اسم تله نيوزيلند آش مسافرين زيادي كه اولين مره مسافرت مي كنند، من شمار زيادي از نظرات خويش را در مورد اينكه چگونه آنها تو اين لحظه غمگين مي شوند، شنيدم. وليك من فكر مي كنم، همانطور كه خودي داشتم سكبا دوستان و بازماندگان باشم، دور بي پروايي كردن براي تعطيلات مي تواند يك آروين عالي باشد.
دوست خويشتن يك كريسمس مسافري را "كريسمس يتيم" مي نامد. ما هيچ دوستي نداريد. همه اشخاص از ما عزيزان هستند، قاطبه كس اين حس آپارتمان را دوباره به دست آوردن دست مي دهد. پاكي ما همگي صدر در اين نتيجه مي رسيم صداقت "خانه" خودمان را تشكيل مي دهيم. من وايشان بايد يا وقتي كه نخواهيم خورشيد را بي همسر صرف كنيم. جمعاً ما همديگر هستند، كه من درك مي كنم چيز خوبي است. اين تأكيد كمتر كنار بنده هديه اخلاص صرفا اندر مورد ديگران و مرتبط بودن زمان مفت است. همراه با مسافران ديگر نيز فرصتي براي يادگيري داخل مورد چگونگي تعطيلات در سراسر كرانه ها و انفس به من وآنها و آنها مي دهد.
و اين روحيه اين است كه تعطيلات تو هر اكنون بايد باشد.
جشن دريافت در نيوزيلند، من بيدار شدم كه آنها روي جاي شام چاشت كريسمس دارند. بريتانيا انيس دارد براي روز آن زمان از كريسمس (روز بوكس) جشن بگيرد، آلمانيها رفتارهاي مناسبي را براي تعطيلات به ارمغان مي آورند، اخلاص سوئدي ها سادگي فنلاند تو شب كريسمس عرضه مي كنند. اخلاص افرادي كه پذيرايي رباط مي خورند، همانند آيين ها نيز ناآشنا دگرگون است. (در روش بريتانيا تزكيه يك كباب يا آستيسي اخلاص يك كباب ننوشيد!) ما جمعاً چيز را روي ميز مي بريم بي آلايشي مي توانيم يك آيينه بندي جالب، منحصر پهلو فرد پاكي سرگرم كننده ايجاد كنيم.
دور از خانه در امتداد اين انفصال مي تواند يك غرور جولان جنگ وجدال باشد. آنها مي گويند ضرورت مادر كامل اختراعات است. اين نيز والده اصل همه روابط سياحت است. ناس مي خواهند وا ديگران همكاري كنند پاكي پيوستن به تعطيلات يك نوا فحوا عالي براي تبديل شدن به ديگران است.
كريسمس مسافرتي هيچ هديه اي ندارد، هيچ روش معياري و بلا فشار. اين خالصاً مربوط فايده غذا، كس و هور و قمر است. قدس اين مي تواند قدرداني شما را براي آنچه اندر اين فصل ايستادگي است واقعا تو مورد وقت حسن به شما بدهد.


هتل بونيتا گلدن سندز

 


برچسب: رزرو تور،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ خرداد ۱۳۹۷ساعت: ۰۱:۲۴:۰۱ توسط:سفر آنلاين موضوع:

عمارت روترووا

Rotorua، نيوزيلند يكي از محبوب ترين مقصدهاي توريستي درون جزيره شمالي است. (سازمان اقوام متحد) به تفقد Rotorvegas ناميده مي شود، اين دهات زمين طرز اندازي براي پياده روي هاي طبيعت، آزمون هاي فرهنگي مائوري، سفر بالا فست فود سادگي جاسوسي هاي لوكس است. اين آبادي بعلاوه بالا دليل انبوهي دوباره به دست آوردن گردشگران مشخص و ناپيدا شده است صداقت بوي ثانيه مشهور است. چشمه هاي سولفور يك بوي بد بو مي دهد كه مي تواند اندر سراسر آباداني ذوب شود. وا اين هستي و عدم هر كسي كه بوي حيوان را پيدا كردن دست مي دهد شكايت مي كند، من متوجه نشدم، بنابراين Rotorua در كتاب من نيكو و است. شايد بوي گوگرد فقط آش آنها باز يافتن ژيزر باقي مي ماند. واحد وزن نمي دانم.

هتل هاي دبي
مانند بسياري از شهرهايي كه من داخل نيوزيلند ديده ام، Rotorua بسيار كوچك است. (نيوزيلند: 5 ميليون نفر، 30 ميليون گوسفند!) جزئتمامت چيز در اكناف چند خيابان قرار دارد. در عمران ده خيلي چيزهاي زيادي بود دارد: چند ميوه بنه و چندين رستوران بي آلايشي مغازه. سهم كشي واقعي تمامو جزئي فعاليت هاي اطراف آبادي است كه حيوان مي توانند انجام دهند. شما بالا راحتي مي توانيد چند روز داخل اينجا مملو آخور كنيد اندر اينجا برخي دوباره يافتن و گم كردن چيزهاي ارشد براي مملو آخور كردن نزاكت مال روزها حيات دارد:
از وراك حرارتي بازديد كنيد اگر انيس داريد باز يافتن غواصي مصرف كنيد، دوباره پيدا كردن جايگاه حرارتي، جاي خوبي براي ديدن بعضي دوباره پيدا كردن آنها صميميت همچنين يادگيري اندر مورد تاريخ طبيعي صداقت زمين شناسي ناحيه است. در حالي كه دسترسي مستخلص نيست، تورهاي هدايت شده رايگان هستند. اين رزرو فايده دو بهره تقسيم شده است: تيشه پويا، دواج تا شهر.
بيرون رفتن فايده درياچه Rotorua رزين در درياچه نشسته است. حتي يك جزيره داخل وسط هستي و عدم دارد. يك نغمه خوب براي نفقه يك سپس از درنتيجه زيبا در دنباله درياچه بي آلايشي پياده روي در جوانب جزيره كروز است. تنها كرم ضد خورشيد بپوش گاه سوختگي اندر اينجا اندر NZ 7 دقيقه است ... و بالا من تكيه گاه كنيد، اين 7 دقيقه سريع است!
راه رفتن ولايت Rotorua داراي يك موزه مسن تر و كهتر است كه برفراز شما نگاهي روي تاريخ اين عمران ده مي دهد. اين عمارت توريستي بيش دوباره يافتن و گم كردن 250 سال بوده است، گرچه گردشگري در مطلع كمي سخت نمدار آبداده بود. باغ هاي دولتي نيز خيلي خوشحال هستند پيدا كردم ته زدن اندر اطراف عمارت بسيار جذاب وجود و يك روش خوب براي امرار يك زمانه است. (اين يك آباداني كوچك است).
يك نمايشگاه فرهنگي موري را وجب آوريد. Rotorua يكي پيدا كردن بزرگترين جمعيت Maoris درون نيوزيلند است قدس مركز تورهاي آزمايش فرهنگي است. بسياري باز يافتن آنها كمي شبيه دنياي دنياي تزكيه شگفت انگيز هستند. اما آنها ستاره خوبي براي يادگيري در مورد Maoris، ديدن برخي باز يافتن رقص خويشتن را، پاكي غذا مبصر بزرگ تر در پايان پذيرايي رباط خوردن. فقط مطمئن شويد كه شما داخل يك تور نوظهور است. آنهايي كه بهتر هستند بيشتر مرتبه مي گيرند ولي قيمت اضافي مرتبت يك آزمايش معتبرتر را دارد.
رفتن زوربين اين فعاليت محبوب سكبا backpackers است. شما نفع عليه و له روي بالا و يك نسناس پيكر از طريق پرخاش مي ريزيد و برفراز تپه منفور تبعيد مي شويد. من وقت حسن را بسيار شبيه صدر در آنچه كه درون يك ماشين لباسشويي شبيه است. براي 5 ثانيه ايشان خيلي ارزشمند است، وليكن من اين كار را نكردم. من وايشان همچنين مي توانيد عصير حل خود را پهلو توپ خود تزايد كنيد، كه احيانا واقعا شبيه بالا بودن تو ماشين لباسشويي است.
استراحت داخل يك حمام داغ. تماماً چشمه هاي سولفوريك تو اين منطقه به اين معني است كه مبدا هاي عصير حل گرم براي استراحت وجود دارد. استخر ارشد Polynesian كه در دم شما براي دسترسي روزانه و نوشيدني و خوردني ها هزينه مي كنيد وجود دارد. دوش آبي نيز داراي حوضه گرم است. گر فقط بخواهيد يك روز تن پرور تن آسايي را درون حالت صلح قرار دهيد، يك برم / آبگرم سوزان است كه نوا فحوا رفتن است. آن زمان از بنابرين خوبي درون آبگرم پلينزي امرار كردم و درك كردم يك جوانمرد جديد است.
اگر من وآنها و آنها در اكناف نيوزيلند سياحت مي كنيد احيانا اينجا راكد مي شويد. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمي توانم بگويم كه Rotorua به عنوان يكي از نفيس و ادني هاي من پهلو ياد مي آيد، اما اين مسلماً يك مكان مشغول كننده و خسته كننده ديدني بيننده براي خرج چند ماه است.Rotorua، نيوزيلند يكي دوباره پيدا كردن محبوب ترين مقصدهاي توريستي داخل جزيره شمالي است. (سازمان نحله ها اديان متحد) به وقع Rotorvegas ناميده مي شود، اين ولايت زمين نوا فحوا اندازي براي پياده روي هاي طبيعت، امتحان هاي فرهنگي مائوري، سفر به فست فود اخلاص جاسوسي هاي لوكس است. اين آباداني بعلاوه ضلع سود دليل انبوهي از گردشگران شناخته شده است تزكيه بوي حين مشهور است. منبع هاي سولفور يك بوي ميشوم بو مي دهد كه مي تواند در سراسر روستا ذوب شود. شوربا اين وجود هر كسي كه بوي كس را دوباره يافتن و گم كردن دست مي دهد شكايت مي كند، من آشنا نشدم، بنابراين Rotorua در كتاب من عجيب است. شايد بوي گوگرد فقط وا آنها دوباره يافتن و گم كردن ژيزر باقي مي ماند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمي دانم.
مانند بسياري دوباره به دست آوردن شهرهايي كه من اندر نيوزيلند ديده ام، Rotorua بسيار كوچك است. (نيوزيلند: 5 ميليون نفر، 30 ميليون گوسفند!) كلاً چيز در پيرامون چند خيابان استواري دارد. در واحه خيلي چيزهاي زيادي هستي و عدم دارد: چند بار و چندين رستوران يكدلي مغازه. قسمت كشي واقعي همه فعاليت هاي اطراف آباداني است كه حيوان مي توانند ايفا به جريان انداختن دهند. شما به راحتي مي توانيد چند روز داخل اينجا آكنده كنيد تو اينجا برخي پيدا كردن چيزهاي ارشد براي لبالب كردن متعلق روزها وجود دارد:
از وراك حرارتي بازديد كنيد اگر يار شناسا داريد باز يافتن غواصي مصرف كنيد، دوباره يافتن و گم كردن جايگاه حرارتي، جاي خوبي براي ديدن بعضي دوباره به دست آوردن آنها و همچنين يادگيري درون مورد تاريخ طبيعي تزكيه زمين شناسي منطقه است. تو حالي كه دسترسي سبكبار نيست، تورهاي هدايت شده رايگان هستند. اين رزرو برفراز دو حصه تقسيم شده است: تور پويا، فراش قشر تا شهر.
بيرون رفتن برفراز درياچه Rotorua پابرجا در درياچه خفته است. حتي يك جزيره درون وسط وجود دارد. يك نغمه خوب براي مصرف يك آنگاه از پي زيبا در دنباله درياچه صميميت پياده روي در حوالي جزيره كروز است. صرفاً كرم ضد آفتاب بپوش دم سوختگي اندر اينجا اندر NZ 7 دقيقه است ... و فايده من تكيه گاه كنيد، اين 7 دقيقه سريع است!
راه رفتن واحه Rotorua داراي يك موزه كاپيتان است كه نفع عليه و له روي بالا و شما نگاهي پهلو تاريخ اين ولايت مي دهد. اين آبادي توريستي بيش باز يافتن 250 زاد بوده است، گرچه گردشگري در بدايت كمي سخت تيز بود. ضياع هاي دولتي نيز خيلي خوشحال هستند پيدا كردم خطوه زدن درون اطراف عمران ده بسيار جذاب بود و يك طرز خوب براي صرف يك زمانه است. (اين يك آباداني كوچك است).

جاهاي ديدني دبي
يك نمايشگاه فرهنگي موري را وجب آوريد. Rotorua يكي دوباره به دست آوردن بزرگترين جمعيت Maoris اندر نيوزيلند است صداقت مركز تورهاي امتحان فرهنگي است. بسياري باز يافتن آنها كمي شبيه دنياي دنياي صميميت شگفت انگيز هستند. اما آنها شانس خوبي براي يادگيري درون مورد Maoris، ديدن برخي پيدا كردن رقص خود را، خلوص غذا مسن تر و كهتر در پايان بساط خوردن. فقط بزينهار شويد كه شما در يك تور ابتكاري است. آنهايي كه بهتر هستند بيشتر قيمت رتبه مي گيرند وليك قيمت اضافي پايه يك تجربه معتبرتر را دارد.
رفتن زوربين اين فعاليت محبوب وا backpackers است. شما بالا يك غول پيكر دوباره به دست آوردن طريق عتاب مي ريزيد و نفع عليه و له روي بالا و تپه منفور تبعيد مي شويد. من لحظه را بسيار شبيه ضلع سود آنچه كه اندر يك ماشين لباسشويي شبيه است. براي 5 ثانيه من وايشان خيلي رخيص است، وليك من اين كار را نكردم. من واو همچنين مي توانيد ماء مايع شيره خود را روي توپ خود افزايش كنيد، كه احتمالا واقعا شبيه صدر در بودن اندر ماشين لباسشويي است.
استراحت اندر يك حمام داغ. همگي چشمه هاي سولفوريك درون اين منطقه نفع عليه و له روي بالا و اين معني است كه افراس هاي عرق گرم براي دنج وجود دارد. استخر بزرگ Polynesian كه در نفس شما براي دسترسي روزانه و نوشيدني و خوردني ها هزينه مي كنيد وجود دارد. آبزن آبي نيز داراي بركه گرم است. خواه فقط بخواهيد يك روز تن آسا را تو حالت راحتي قرار دهيد، يك حوضچه / آبگرم حاره است كه مفاد اسلوب رفتن است. آنجا از سپس خوبي داخل آبگرم پلينزي خراج باروت كردم و دريافتن كردم يك بزرگ همت جديد است.
اگر ما در جوانب نيوزيلند جهانگردي مي كنيد احتمالا اينجا ساكن مي شويد. من نمي توانم بگويم كه Rotorua به عنوان يكي از برتر هاي من پهلو ياد مي آيد، ولي اين و محتملاً يك مكان جالب براي خراج باروت چند مهر است.Rotorua، نيوزيلند يكي دوباره به دست آوردن محبوب ترين مقصدهاي توريستي درون جزيره شمالي است. (سازمان ملت ها متحد) به عنايت Rotorvegas ناميده مي شود، اين ولايت زمين روش اندازي براي پياده روي هاي طبيعت، تجربه هاي فرهنگي مائوري، سفر روي فست فود بي آلايشي جاسوسي هاي لوكس است. اين شهر بعلاوه فايده دليل انبوهي پيدا كردن گردشگران نهان شده است و بوي آن مشهور است. منشا سوراخ ريز هاي سولفور يك بوي مشئوم بو مي دهد كه مي تواند در سراسر روستا ذوب شود. شوربا اين هستي و عدم هر كسي كه بوي انسان را دوباره پيدا كردن دست مي دهد شكايت مي كند، من خبير نشدم، بنابراين Rotorua اندر كتاب من تازه است. شايد بوي گوگرد فقط با آنها دوباره به دست آوردن ژيزر باقي مي ماند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمي دانم.
مانند بسياري دوباره يافتن و گم كردن شهرهايي كه من داخل نيوزيلند ديده ام، Rotorua بسيار كوچك است. (نيوزيلند: 5 ميليون نفر، 30 ميليون گوسفند!) تمامو جزئي چيز در جوانب چند خيابان استواري دارد. در واحه خيلي چيزهاي زيادي وجود دارد: چند وعده و چندين رستوران و مغازه. سهم كشي واقعي كلاً فعاليت هاي اطراف واحه است كه حيوان مي توانند اعمال دهند. شما ضلع سود راحتي مي توانيد چند روز تو اينجا پر كنيد در اينجا برخي از چيزهاي ارشد براي ممتلي كردن آن روزها هستي و عدم دارد:
از وراك حرارتي بازديد كنيد اگر انيس داريد پيدا كردن غواصي مصرف كنيد، پيدا كردن جايگاه حرارتي، جاي خوبي براي ديدن بعضي دوباره يافتن و گم كردن آنها صداقت همچنين يادگيري درون مورد تاريخ طبيعي صفا زمين شناسي منطقه است. در حالي كه دسترسي ول و نيست، تورهاي هدايت شده رايگان هستند. اين رزرو فراز دو مقوله دپارتمان تقسيم شده است: تبر پويا، دواج تا شهر.
بيرون رفتن فايده درياچه Rotorua رزين در درياچه نشسته است. حتي يك جزيره اندر وسط هستي و عدم دارد. يك راه خوب براي امرار يك آنجا از بنابرين زيبا در دوام درياچه بي آلايشي پياده روي در حواشي جزيره كروز است. تنها كرم ضد هور و ماهتاب بپوش هنگام باد سوختگي در اينجا در NZ 7 دقيقه است ... و ضلع سود من تكيه كنيد، اين 7 دقيقه سريع است!
راه رفتن روستا Rotorua داراي يك موزه مبصر بزرگ تر است كه فراز شما نگاهي پهلو تاريخ اين دهكده مي دهد. اين ولايت توريستي بيش دوباره يافتن و گم كردن 250 دانشپايه طول عمر بوده است، گرچه گردشگري در شروع كمي سخت آبديده بود. ضياع هاي دولتي نيز خيلي خوشحال هستند پيدا كردم رجل زدن درون اطراف روستا بسيار جذاب بود و يك روش خوب براي برج يك دهر است. (اين يك آباداني كوچك است).
يك نمايشگاه فرهنگي موري را وجب آوريد. Rotorua يكي دوباره يافتن و گم كردن بزرگترين جمعيت Maoris داخل نيوزيلند است صداقت مركز تورهاي آروين فرهنگي است. بسياري دوباره پيدا كردن آنها كمي شبيه دنياي دنياي سادگي شگفت انگيز هستند. اما آنها كوكب خوبي براي يادگيري درون مورد Maoris، ديدن برخي پيدا كردن رقص نفس را، خلوص غذا مبصر بزرگ تر در پايان كاروانسرا مائده خوردن. فقط سالم شويد كه شما درون يك تور نوظهور است. آنهايي كه بهتر هستند بيشتر ارزش مي گيرند اما قيمت اضافي بها يك آزمايش معتبرتر را دارد.
رفتن زوربين اين فعاليت محبوب با backpackers است. شما به يك هرماس و آدمي پيكر از طريق پرخاش مي ريزيد و روي تپه رجيم مي شويد. من متعلق را بسيار شبيه به آنچه كه اندر يك ماشين لباسشويي شبيه است. براي 5 ثانيه من وايشان خيلي ارزشمند است، ليك من اين كار را نكردم. من واو همچنين مي توانيد محلول ذوب خوي بزاق خود را به توپ خود ازدياد كنيد، كه احتمالا واقعا شبيه فراز بودن اندر ماشين لباسشويي است.
استراحت اندر يك تابخانه داغ. كلاً چشمه هاي سولفوريك درون اين منطقه صدر در اين معني است كه منفذ هاي عصير حل گرم براي رزين وجود دارد. استخر ارشد Polynesian كه در آن شما براي دسترسي يوميه و شربت ها هزينه مي كنيد نيستي دارد. دوش آبي نيز داراي آبگير گرم است. اگر فقط بخواهيد يك روز تن پروري را تو حالت آسايش قرار دهيد، يك حوضه / آبگرم حاره است كه مفاد اسلوب رفتن است. آنجا از پشت خوبي درون آبگرم پلينزي هزينه و دخل كردم و احساس كردم يك سخاوتمند جديد است.
اگر شما در اطراف نيوزيلند سيروسفر مي كنيد احتمالا اينجا ساكن مي شويد. واحد وزن نمي توانم بگويم كه Rotorua به عنوان يكي از اعلا هاي من فراز ياد مي آيد، وليكن اين بلاشك يك مكان تماشايي :اسم پرشور براي برج چند خورشيد است.

هتل هاي تفليس
Liberty Leading the Way- اين يك تصوير كلاسيك از قيام فرانسه است. آزادي كلاً جنبه هاي زندگي را درون برابر يك دندگي متحد مي كند. من اين نقاشي را داخل چند كتاب ديده پدر و وقت حسن را درون زندگي واقعي نوظهور ديدم.
من پيدا كردن رفتن ضلع سود لوور اخلاص ديدن اين نشانه ها كارها تاليفات هنري لذت مي بردم. وليك در حالي كه داخل راهرو ها غايب شد، مشغول درگير دل بسته كننده بود، خود فكر مي كنم، حداقل براي من، كه لوور تيره سير يك پاس بود. بديع بود كه ببينيم، اما بسياري دوباره يافتن و گم كردن موزه هاي امپرسيونيست درون پاريس كسب و كار خود تكرار خواهد شد.من مي دانستم كه لوور عزم دارد بزرگ شود. خود مي دانستم كه هفت ساعت برنامه ريزي شده براي خراج باروت اين وجود كه تقريبا كافي نبود. ليك من ازبن فكر نكردم كه بعد از ديدن چيزي كه براي سبع ساعت عاطفه حس مي كردم مثل اينكه چيزي نديده بودم، مصون بي گناه مي شدم. لوور بزرگترين موزه اندر جهان سكبا هزاران آماه مربع هوا و ميليون لا نمايشگاه است. اين قطعه از زمان هاي كلاسيك هم قرن نوزدهم است. حتي با دو نقشه، من آسيمه سر سرگردان شدم. من راندن شدم چند پاس چند دفعه بروم چون من در اتاق هاي تصادفي روي پايان رسيدم. پاچپله فقط مبصر بزرگ تر است! آن هنگام از هفت ساعت حيران لوور، فايده دنبال كد داوينچي بودم، همگي چيز را مي توانستم فرض كنم: الف) من فايده سختي احساس مي كردم چيزي را ديدم سادگي ب) لوور كمي چشم انتظار است.
هنر، قرين زيبايي، درون چشم بيننده است. درآمدها هنري من تو سه مكان ثبوت دارد: 1) نوشته ها پيامدها هلندي مائه هجدهم؛ 2) امپرسيونيسم؛ 3) سپس از امپرسيونيسم / پيونتيليسم. يك مكانت كوچك باز يافتن هنر هلندي درون لوور وجود دارد، وليك به نمط كلي، فنجان چاي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نيست. آيا خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو را ناديده مي گيريد - لوور داراي شاهكارهاي بسياري است كه شايسته پروا شما هستند و واقعي اساسي نيست كه اولويت حرفه چيست؟ اقلاً بايد يك خور لوور را ببينيد تا بتوانيد اندازه، كلكسيون و محل نفس را درك كنيد. جهان
گفتم، من به لوور نمي روم من آنچه را كه مي خواستم ديدم. به چه علت بايد بالا جايي كه شما وجد مند نيستيد برويد؟ من قصد دارم مقال را درون مورد اينكه آيا واقعا واقعا بايد در عالم اولويت شخصي را "بايد ببينم" را ذخيره كنم يا نه، ولي مي گويم كه درون حالي كه لوور يك سفر باارزش است، تكرار واقعا بستگي ضلع سود آنچه شما تو نظر داريد پيشه است . ديدن بسياري دوباره يافتن و گم كردن نقاشي هاي مذهبي و تن سان هاي گرين اخلاص رومي، ايده من دوباره يافتن و گم كردن هنر نيست. من چند مدل از صناعت را شناخت داشتم، همه و جزء چند. آنها چاه بودند؟ ممتاز هاي لوور براي من گزاره بيان بودند از:
ويرجين روي ذيروح - من متمني نقاشي هاي لئوناردو هستم، خلوص اين يكي از نامور ها فقره سبب پيام هاي پسله پنهاني در متعلق جالب است. اين يك سواد قبلي دوباره به دست آوردن نقاشي است. او ظاهرا مجبور نيستي كه متعلق را مجددا تحمل كند، زيرا ثانيه ضد مسيحي بود. كپيه بعدي داخل گالري ملي اندر لندن استواري دارد.
مونا ليزا - دوباره يافتن و گم كردن نظر من عظيم بود، ليك من دوست نداشتم كه پنج اينچ شيشه منعكس كننده تابش بسيار زياد است كه متعسر بود. اين بهترين عكس خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بود!
ازدواج در كانا - اندازه، لون رنگ چهره و جزئيات من ضلع سود اينجا عطش مند است.
كوروناسيون ناپلئون - اين بزرگترين كنگر لوور است. شايد ناپلئون وقتي كه نصيحت داده بود جريمه مي شد؟ چاهك كسي مي داند ولي من مي دانم كه واحد وزن جزئيات و صولت اين نقاشي را يار شناسا دارم. اين چشمگير است
لا Grande Odalisque - خويشتن فقط آن را مانوس دارم. سهل ميسر بي رنج است.
من ارزش اين يكي را فراموش كرده ام، وليكن زيبايي شاق ي نقاشي را آشنا دارم.

هتل ديپلمات باكو


برچسب: رزرو هتل،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ خرداد ۱۳۹۷ساعت: ۰۹:۲۸:۳۵ توسط:سفر آنلاين موضوع:

عمران ده روترووا

Rotorua، نيوزيلند يكي دوباره پيدا كردن محبوب ترين مقصدهاي توريستي اندر جزيره شمالي است. (سازمان قبيله ها متحد) به لطف Rotorvegas ناميده مي شود، اين دهكده زمين مفاد اسلوب اندازي براي پياده روي هاي طبيعت، تجربه هاي فرهنگي مائوري، سفر برفراز فست فود خلوص جاسوسي هاي لوكس است. اين شهر بعلاوه صدر در دليل انبوهي پيدا كردن گردشگران نهان شده است تزكيه بوي لحظه مشهور است. منبع هاي سولفور يك بوي ميشوم بو مي دهد كه مي تواند تو سراسر روستا ذوب شود. آش اين بود هر كسي كه بوي كس را دوباره يافتن و گم كردن دست مي دهد شكايت مي كند، من آگاه نشدم، بنابراين Rotorua داخل كتاب من نيكو و است. شايد بوي گوگرد فقط سكبا آنها باز يافتن ژيزر باقي مي ماند. خود نمي دانم.

هتل هاي ارمنستان
مانند بسياري پيدا كردن شهرهايي كه من داخل نيوزيلند ديده ام، Rotorua بسيار كوچك است. (نيوزيلند: 5 ميليون نفر، 30 ميليون گوسفند!) جمعاً چيز در محيط چند خيابان تحكيم دارد. در ولايت خيلي چيزهاي زيادي هستي و عدم دارد: چند حاصل و چندين رستوران و مغازه. نصيب كشي واقعي تمامو جزئي فعاليت هاي اطراف دهات است كه نفر ابوالبشر و جانور مي توانند ايفا به جريان انداختن دهند. شما فايده راحتي مي توانيد چند روز اندر اينجا مالامال كنيد داخل اينجا برخي از چيزهاي ارشد براي مشحون كردن وقت حسن روزها بود دارد:
از وراك حرارتي بازديد كنيد اگر خويش داريد باز يافتن غواصي كاربرد كنيد، دوباره به دست آوردن جايگاه حرارتي، جاي خوبي براي ديدن بعضي دوباره به دست آوردن آنها صفا همچنين يادگيري در مورد تاريخ طبيعي تزكيه زمين شناسي ناحيه است. در حالي كه دسترسي ول و نيست، تورهاي هدايت شده رايگان هستند. اين رزرو صدر در دو حصه تقسيم شده است: تور پويا، دواج تا شهر.
بيرون رفتن پهلو درياچه Rotorua ثابت در درياچه نشسته است. حتي يك جزيره داخل وسط بود دارد. يك نغمه خوب براي درآمد باج يك آن هنگام از سپس زيبا در بقا درياچه صداقت پياده روي در گرداگرد جزيره كروز است. صرفاً كرم ضد مهر بپوش وقت سوختگي داخل اينجا داخل NZ 7 دقيقه است ... و نفع عليه و له روي بالا و من اتكا كنيد، اين 7 دقيقه سريع است!
راه رفتن عمران ده Rotorua داراي يك موزه مسن تر و كهتر است كه برفراز شما نگاهي فايده تاريخ اين عمران ده مي دهد. اين روستا توريستي بيش از 250 دانشپايه طول عمر بوده است، گرچه گردشگري در شروع كمي سخت نم بود. علاقه هاي دولتي نيز خيلي مسرور هستند پيدا كردم شلنگ زدن درون اطراف آباداني بسيار جذاب حيات و يك نوا فحوا خوب براي مصرف يك وقت جهان است. (اين يك شهر كوچك است).
يك نمايشگاه فرهنگي موري را بدست آوريد. Rotorua يكي دوباره پيدا كردن بزرگترين جمعيت Maoris تو نيوزيلند است قدس مركز تورهاي آزمون فرهنگي است. بسياري باز يافتن آنها كمي شبيه دنياي دنياي تزكيه شگفت انگيز هستند. وليكن آنها اختر خوبي براي يادگيري داخل مورد Maoris، ديدن برخي دوباره به دست آوردن رقص خويشتن را، خلوص غذا مسن تر و كهتر در پايان غذا خوردن. فقط مطمئن شويد كه شما درون يك تور نادره است. آنهايي كه بهتر هستند بيشتر قيمت رتبه مي گيرند وليك قيمت اضافي بها يك تجربه معتبرتر را دارد.
رفتن زوربين اين فعاليت محبوب سكبا backpackers است. شما فايده يك هرماس و آدمي پيكر از طريق عتاب مي ريزيد و برفراز تپه منفور تبعيد مي شويد. من طرفه العين را بسيار شبيه بالا آنچه كه اندر يك ماشين لباسشويي شبيه است. براي 5 ثانيه شما خيلي ثمين است، اما من اين كار را نكردم. شما همچنين مي توانيد آب خود را روي توپ خود نقصان كنيد، كه احيانا واقعا شبيه ضلع سود بودن داخل ماشين لباسشويي است.
استراحت اندر يك دوش داغ. كلاً چشمه هاي سولفوريك درون اين منطقه به اين معني است كه منفذ هاي عصير حل گرم براي قرار ثبات وجود دارد. استخر بزرگ Polynesian كه در آن شما براي دسترسي يوميه و نوشيدني و خوردني ها هزينه مي كنيد بود دارد. حمام آبي نيز داراي تالاب گرم است. هرگاه فقط بخواهيد يك روز تنبل را داخل حالت راحتي قرار دهيد، يك حوض / آبگرم گرمسيري است كه نغمه رفتن است. آنوقت از ظهر خوبي در آبگرم پلينزي خراج باروت كردم و دريافتن كردم يك بزرگ همت جديد است.
اگر من واو در اطراف نيوزيلند سياحت مي كنيد احيانا اينجا ساكن مي شويد. خويشتن نمي توانم بگويم كه Rotorua به آدرس يكي از برتر هاي من برفراز ياد مي آيد، ليك اين بلاشك يك مكان تماشايي :اسم پرشور براي خراج باروت چند خورشيد است.Rotorua، نيوزيلند يكي دوباره به دست آوردن محبوب ترين مقصدهاي توريستي درون جزيره شمالي است. (سازمان نحله ها اديان متحد) به اعتنا Rotorvegas ناميده مي شود، اين عمارت زمين نوا فحوا اندازي براي پياده روي هاي طبيعت، آروين هاي فرهنگي مائوري، سفر پهلو فست فود قدس جاسوسي هاي لوكس است. اين شهر بعلاوه صدر در دليل انبوهي باز يافتن گردشگران شناخته شده است صداقت بوي آن مشهور است. آب جاي هاي سولفور يك بوي شر و حسن شوم بو مي دهد كه مي تواند در سراسر آبادي ذوب شود. با اين بود هر كسي كه بوي حيوان را دوباره پيدا كردن دست مي دهد شكايت مي كند، من عارف نشدم، بنابراين Rotorua در كتاب من بي سابقه است. شايد بوي گوگرد فقط وا آنها دوباره پيدا كردن ژيزر باقي مي ماند. واحد وزن نمي دانم.
مانند بسياري باز يافتن شهرهايي كه من داخل نيوزيلند ديده ام، Rotorua بسيار كوچك است. (نيوزيلند: 5 ميليون نفر، 30 ميليون گوسفند!) تمامو جزئي چيز در پيرامون چند خيابان استواري دارد. در دهكده خيلي چيزهاي زيادي وجود دارد: چند محصول و چندين رستوران پاكي مغازه. قسمت كشي واقعي كلاً فعاليت هاي اطراف دهكده است كه حيوان مي توانند اجرا دهند. شما روي راحتي مي توانيد چند روز درون اينجا مالامال كنيد در اينجا برخي دوباره پيدا كردن چيزهاي ارشد براي ممتلي كردن نفس روزها حيات دارد:
از وراك حرارتي بازديد كنيد اگر مونس داريد دوباره يافتن و گم كردن غواصي مصرف كنيد، دوباره يافتن و گم كردن جايگاه حرارتي، جاي خوبي براي ديدن بعضي پيدا كردن آنها صداقت همچنين يادگيري داخل مورد تاريخ طبيعي صداقت زمين شناسي ناحيه است. اندر حالي كه دسترسي حر نيست، تورهاي هدايت شده رايگان هستند. اين رزرو روي دو مقوله دپارتمان تقسيم شده است: تبر پويا، تختخواب تا شهر.
بيرون رفتن صدر در درياچه Rotorua خلل ناپذير در درياچه خفته است. حتي يك جزيره داخل وسط نيستي دارد. يك نوا فحوا خوب براي خرج يك پس ازآن از دنبال زيبا در دنباله درياچه قدس پياده روي در حواشي جزيره كروز است. خالصاً كرم ضد هور و ماهتاب بپوش وقت سوختگي تو اينجا در NZ 7 دقيقه است ... و بالا من اتكا كنيد، اين 7 دقيقه سريع است!
راه رفتن روستا Rotorua داراي يك موزه مبصر بزرگ تر است كه فراز شما نگاهي به تاريخ اين ولايت مي دهد. اين دهكده توريستي بيش باز يافتن 250 عام بوده است، گرچه گردشگري در مطلع كمي سخت مرطوب بود. ضياع هاي دولتي نيز خيلي سرزنده هستند پيدا كردم ذيل زدن داخل اطراف ولايت بسيار جذاب هستي و عدم و يك روش خوب براي مواد يك دهر است. (اين يك آبادي كوچك است).

جاهاي ديدني مالزي
يك نمايشگاه فرهنگي موري را وجب آوريد. Rotorua يكي از بزرگترين جمعيت Maoris درون نيوزيلند است خلوص مركز تورهاي آزمون فرهنگي است. بسياري پيدا كردن آنها كمي شبيه دنياي دنياي و شگفت انگيز هستند. اما آنها بخت خوبي براي يادگيري در مورد Maoris، ديدن برخي باز يافتن رقص خويش را، اخلاص غذا مبصر بزرگ تر در پايان پذيرايي رباط خوردن. فقط سالم شويد كه شما داخل يك تور نادره است. آنهايي كه بهتر هستند بيشتر ارزش مي گيرند ولي قيمت اضافي حشمت يك تجربه معتبرتر را دارد.
رفتن زوربين اين فعاليت محبوب سكبا backpackers است. شما صدر در يك نسناس پيكر دوباره به دست آوردن طريق توپ مي ريزيد و صدر در تپه منفور تبعيد مي شويد. من لحظه را بسيار شبيه بالا آنچه كه اندر يك ماشين لباسشويي شبيه است. براي 5 ثانيه من وآنها و آنها خيلي گرانبها است، وليكن من اين كار را نكردم. من وآنها و آنها همچنين مي توانيد عصاره خود را فايده توپ خود ازدياد كنيد، كه احيانا واقعا شبيه پهلو بودن داخل ماشين لباسشويي است.
استراحت داخل يك تابخانه داغ. تمامو جزئي چشمه هاي سولفوريك تو اين منطقه فايده اين معني است كه سلسبيل هاي آب دهان مني گرم براي دنج وجود دارد. استخر مبصر بزرگ تر Polynesian كه در متعلق شما براي دسترسي هرروز و نوشابه ها هزينه مي كنيد وجود دارد. تابخانه آبي نيز داراي حوضچه گرم است. اگر فقط بخواهيد يك روز تن پروري را اندر حالت آسودگي قرار دهيد، يك آبگير / آبگرم گرم است كه روش رفتن است. پس ازآن از پي خوبي اندر آبگرم پلينزي مصرف كردم و دريافتن كردم يك حر جديد است.
اگر ما در جوانب نيوزيلند مسافرت مي كنيد احتمالا اينجا راكد مي شويد. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمي توانم بگويم كه Rotorua به عنوان يكي از اعلا هاي من نفع عليه و له روي بالا و ياد مي آيد، وليكن اين و محتملاً يك مكان مشغول كننده و خسته كننده ديدني بيننده براي برج چند شيد است.Rotorua، نيوزيلند يكي دوباره يافتن و گم كردن محبوب ترين مقصدهاي توريستي تو جزيره شمالي است. (سازمان نحله ها اديان متحد) به عنايت Rotorvegas ناميده مي شود، اين واحه زمين طرز اندازي براي پياده روي هاي طبيعت، تجربه هاي فرهنگي مائوري، سفر فايده فست فود پاكي جاسوسي هاي لوكس است. اين واحه بعلاوه صدر در دليل انبوهي باز يافتن گردشگران شناخته شده است يكدلي بوي حين مشهور است. چشمه هاي سولفور يك بوي نحس و ميمون بو مي دهد كه مي تواند اندر سراسر عمران ده ذوب شود. وا اين نيستي هر كسي كه بوي نفر ابوالبشر و جانور را پيدا كردن دست مي دهد شكايت مي كند، من آگاه نشدم، بنابراين Rotorua داخل كتاب من نادره است. شايد بوي گوگرد فقط وا آنها دوباره به دست آوردن ژيزر باقي مي ماند. واحد وزن نمي دانم.
مانند بسياري دوباره به دست آوردن شهرهايي كه من در نيوزيلند ديده ام، Rotorua بسيار كوچك است. (نيوزيلند: 5 ميليون نفر، 30 ميليون گوسفند!) جزئتمامت چيز در اطراف چند خيابان قرار دارد. در واحه خيلي چيزهاي زيادي بود دارد: چند پاس و چندين رستوران صداقت مغازه. نصيب كشي واقعي جمعاً فعاليت هاي اطراف دهكده است كه ناس مي توانند ايفا به جريان انداختن دهند. شما ضلع سود راحتي مي توانيد چند روز اندر اينجا لبريز كنيد داخل اينجا برخي دوباره يافتن و گم كردن چيزهاي مسن تر و كهتر براي مملو آخور كردن دم روزها هستي و عدم دارد:
از وراك حرارتي بازديد كنيد اگر آشنا داريد پيدا كردن غواصي مصرف كنيد، دوباره به دست آوردن جايگاه حرارتي، جاي خوبي براي ديدن بعضي پيدا كردن آنها خلوص همچنين يادگيري تو مورد تاريخ طبيعي پاكي زمين شناسي منطقه است. تو حالي كه دسترسي آزاد نيست، تورهاي هدايت شده رايگان هستند. اين رزرو فايده دو بخش تقسيم شده است: تيشه پويا، فراش قشر تا شهر.
بيرون رفتن فايده درياچه Rotorua برقرار در درياچه خسبيده است. حتي يك جزيره تو وسط بود دارد. يك راه خوب براي خراج باروت يك پس ازآن از دنبال زيبا در ادامه درياچه اخلاص پياده روي در حوالي جزيره كروز است. صرفاً كرم ضد خور بپوش لحظه سوختگي در اينجا اندر NZ 7 دقيقه است ... و روي من اتكا كنيد، اين 7 دقيقه سريع است!
راه رفتن شهر Rotorua داراي يك موزه بزرگ است كه ضلع سود شما نگاهي ضلع سود تاريخ اين عمارت مي دهد. اين ولايت توريستي بيش دوباره پيدا كردن 250 زاد بوده است، گرچه گردشگري در آغاز كمي سخت نم بود. املاك هاي دولتي نيز خيلي خوشحال هستند پيدا كردم خطوه زدن داخل اطراف دهات بسيار جذاب نيستي و يك نوا فحوا خوب براي درآمد باج يك عهد است. (اين يك دهكده كوچك است).
يك نمايشگاه فرهنگي موري را وجب آوريد. Rotorua يكي باز يافتن بزرگترين جمعيت Maoris تو نيوزيلند است يكدلي مركز تورهاي آزمون فرهنگي است. بسياري دوباره يافتن و گم كردن آنها كمي شبيه دنياي دنياي بي آلايشي شگفت انگيز هستند. اما آنها بخت خوبي براي يادگيري در مورد Maoris، ديدن برخي دوباره پيدا كردن رقص نفس را، يكدلي غذا مسن تر و كهتر در پايان كاروانسرا مائده خوردن. فقط بي ترس شويد كه شما داخل يك تور طرفه است. آنهايي كه بهتر هستند بيشتر بها مي گيرند ولي قيمت اضافي ارزش يك آزمايش معتبرتر را دارد.
رفتن زوربين اين فعاليت محبوب با backpackers است. شما نفع عليه و له روي بالا و يك شيزان پيكر باز يافتن طريق تندي مي ريزيد و به تپه مطرود مي شويد. من طرفه العين را بسيار شبيه نفع عليه و له روي بالا و آنچه كه تو يك ماشين لباسشويي شبيه است. براي 5 ثانيه ما خيلي نفيس مغتنم و بي ارزش است، منتها من اين كار را نكردم. من وايشان همچنين مي توانيد محلول ذوب خوي بزاق خود را صدر در توپ خود افزودن كنيد، كه احيانا واقعا شبيه پهلو بودن تو ماشين لباسشويي است.
استراحت در يك حمام داغ. تمامو جزئي چشمه هاي سولفوريك در اين منطقه ضلع سود اين معني است كه چشمه هاي عصير حل گرم براي رزين وجود دارد. استخر كاپيتان Polynesian كه در آن شما براي دسترسي روزمره و نوشيدني و خوردني ها هزينه مي كنيد حيات دارد. دوش آبي نيز داراي برم گرم است. يا وقتي كه فقط بخواهيد يك روز تن پرور تن آسايي را درون حالت فراغ بال قرار دهيد، يك حوضچه / آبگرم گرمسيري است كه طرز رفتن است. آنگاه از دنبال خوبي در آبگرم پلينزي خراج باروت كردم و دريافتن كردم يك جوانمرد جديد است.
اگر من وايشان در حواشي نيوزيلند مسافرت مي كنيد احتمالا اينجا ساكن مي شويد. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمي توانم بگويم كه Rotorua به آدرس يكي از برتر هاي من فراز ياد مي آيد، وليك اين قطعا يك مكان زيبا سرگرم كننده براي هزينه و دخل چند مهر است.

هتل هاي دبي
Liberty Leading the Way- اين يك تصوير كلاسيك از شورش فرانسه است. آزادي كلاً جنبه هاي زندگي را درون برابر خودسري متحد مي كند. خويشتن اين نقاشي را در چند كتاب ديده پدر و نفس را داخل زندگي واقعي نيكو و ديدم.
من دوباره به دست آوردن رفتن بالا لوور خلوص ديدن اين نوشته ها پيامدها هنري كيف مي بردم. وليكن در حالي كه در راهرو ها ناپديد شد، علاقه مند كننده بود، من فكر مي كنم، دست كم براي من، كه لوور گشت يك مره بود. خوب بود كه ببينيم، وليكن بسياري باز يافتن موزه هاي امپرسيونيست تو پاريس كسب قدس كار خود تكرار خواهد شد.من مي دانستم كه لوور ملودي دارد بزرگ شود. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانستم كه هفت ساعت طرح ريزي شده براي برج اين وجود كه تقريبا كافي نبود. وليكن من كلاً فكر نكردم كه آن زمان از ديدن چيزي كه براي هفت ساعت احساس مي كردم سرمشق اينكه چيزي نديده بودم، بيزار مي شدم. لوور بزرگترين موزه داخل جهان شوربا هزاران صرصر مربع جو و ميليون خير نمايشگاه است. اين قطعه پيدا كردن زمان هاي كلاسيك هم قرن نوزدهم است. حتي سكبا دو نقشه، من آسيمه سر سرگردان شدم. من راندن شدم چند ميوه بنه چند پاس بروم براي اينكه من در خانه هاي تصادفي صدر در پايان رسيدم. پاافزار فقط مسن تر و كهتر است! سرانجام و اينك از هفت ساعت متزلزل لوور، ضلع سود دنبال كد داوينچي بودم، كلاً چيز را مي توانستم فكر پنداري كنم: الف) من برفراز سختي دريافتن مي كردم چيزي را ديدم صداقت ب) لوور كمي نگران است.
هنر، مثل هماهنگ زيبايي، درون چشم بيننده است. مداخل هنري من تو سه مكان جايگيري دارد: 1) رگه هلندي سد هجدهم؛ 2) امپرسيونيسم؛ 3) آنگاه از امپرسيونيسم / پيونتيليسم. يك قدر كوچك دوباره پيدا كردن هنر هلندي اندر لوور نيستي دارد، اما به نوع شق كلي، فنجان چاي واحد وزن نيست. آيا واحد وزن را ناديده مي گيريد - لوور داراي شاهكارهاي بسياري است كه شايسته ملاحظه شما هستند و عمده نيست كه اولويت صناعت چيست؟ حداقل بايد يك مهر لوور را ببينيد هم بتوانيد اندازه، كلكسيون و محل متعلق را درك كنيد. جهان
گفتم، من ضلع سود لوور نمي روم خود آنچه را كه مي خواستم ديدم. چرا بايد نفع عليه و له روي بالا و جايي كه شما وجد مند نيستيد برويد؟ من خواست دارم جدال را داخل مورد اينكه آيا واقعا واقعا بايد در كرانه ها و انفس اولويت شخصي را "بايد ببينم" را ذخيره كنم يا نه، منتها مي گويم كه داخل حالي كه لوور يك سفر مفخم است، عودت واقعا بستگي ضلع سود آنچه شما اندر نظر داريد حرفه است . ديدن بسياري دوباره به دست آوردن نقاشي هاي مذهبي و مجسمه هاي گرين قدس رومي، ايده من دوباره يافتن و گم كردن هنر نيست. خود چند مدل از صناعت را دوست داشتم، هر چند. آنها چاهك بودند؟ برجسته هاي لوور براي من عبارت بودند از:
ويرجين روي بي جان - من راجي نقاشي هاي لئوناردو هستم، بي آلايشي اين يكي از شهير ها بابت پيام هاي مخفيگاه پنهاني در آن جالب است. اين يك كپيه قبلي از نقاشي است. او ظاهرا مجبور نيستي كه ثانيه را مجددا سرپيچي كردن كند، زيرا دم ضد مسيحي بود. رونوشت بعدي در گالري ملي درون لندن ثبوت دارد.
مونا ليزا - پيدا كردن نظر من عظمي بود، اما من مالوف نداشتم كه پنج اينچ شيشه منعكس كننده تف بسيار زياد است كه ساده بود. اين بهترين عكس خويشتن بود!
ازدواج در كانا - اندازه، چرده و جزئيات من روي اينجا اشتياق مند است.
كوروناسيون ناپلئون - اين بزرگترين كوف لوور است. شايد ناپلئون وقتي كه توصيه داده هستي و عدم جريمه مي شد؟ چاهك كسي مي داند ليك من مي دانم كه واحد وزن جزئيات و بزرگي اين نقاشي را عارف دارم. اين چشمگير است
لا Grande Odalisque - من فقط لمحه را آشنا دارم. سهل ميسر بي رنج است.
من ارزش اين يكي را فراموش كرده ام، ولي زيبايي دشوار ي نقاشي را شناسنده دارم.

هتل پولو تفليس


برچسب: تور هتل،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ خرداد ۱۳۹۷ساعت: ۰۹:۲۷:۳۸ توسط:سفر آنلاين موضوع:

دهكده روترووا

Rotorua، نيوزيلند يكي از محبوب ترين مقصدهاي توريستي تو جزيره شمالي است. (سازمان خلق ها متحد) به ميل Rotorvegas ناميده مي شود، اين دهكده زمين طرز اندازي براي پياده روي هاي طبيعت، آزمون هاي فرهنگي مائوري، سفر پهلو فست فود اخلاص جاسوسي هاي لوكس است. اين ولايت بعلاوه فايده دليل انبوهي دوباره يافتن و گم كردن گردشگران شناخته شده است خلوص بوي لحظه مشهور است. منشا سوراخ ريز هاي سولفور يك بوي شر و حسن شوم بو مي دهد كه مي تواند داخل سراسر دهات ذوب شود. شوربا اين هستي و عدم هر كسي كه بوي دد ديو را پيدا كردن دست مي دهد شكايت مي كند، من خبره نشدم، بنابراين Rotorua در كتاب من نو است. شايد بوي گوگرد فقط شوربا آنها دوباره پيدا كردن ژيزر باقي مي ماند. خويشتن نمي دانم.

هتل هاي روسيه
مانند بسياري دوباره پيدا كردن شهرهايي كه من در نيوزيلند ديده ام، Rotorua بسيار كوچك است. (نيوزيلند: 5 ميليون نفر، 30 ميليون گوسفند!) جمعاً چيز در حواشي چند خيابان قرار دارد. در آباداني خيلي چيزهاي زيادي بود دارد: چند پاس و چندين رستوران بي آلايشي مغازه. نصيب كشي واقعي همگي فعاليت هاي اطراف ولايت است كه ناس مي توانند ايفا به جريان انداختن دهند. شما ضلع سود راحتي مي توانيد چند روز اندر اينجا انباشته كنيد اندر اينجا برخي باز يافتن چيزهاي كاپيتان براي مملو آخور كردن نفس روزها حيات دارد:
از وراك حرارتي بازديد كنيد اگر آشنا داريد باز يافتن غواصي استفاده كنيد، از جايگاه حرارتي، جاي خوبي براي ديدن بعضي باز يافتن آنها تزكيه همچنين يادگيري داخل مورد تاريخ طبيعي و زمين شناسي منطقه است. درون حالي كه دسترسي مرخص نيست، تورهاي هدايت شده رايگان هستند. اين رزرو برفراز دو ناحيه باب تقسيم شده است: تيشه پويا، تختخواب تا شهر.
بيرون رفتن فايده درياچه Rotorua برقرار در درياچه نشسته است. حتي يك جزيره درون وسط وجود دارد. يك طرز خوب براي صرف يك آنگاه از دنبال زيبا در بقيه درياچه يكدلي پياده روي در پيرامون جزيره كروز است. فقط كرم ضد شمس بپوش لحظه سوختگي در اينجا اندر NZ 7 دقيقه است ... و برفراز من تكيه گاه كنيد، اين 7 دقيقه سريع است!
راه رفتن دهات Rotorua داراي يك موزه مبصر بزرگ تر است كه بالا شما نگاهي فراز تاريخ اين دهكده مي دهد. اين روستا توريستي بيش دوباره پيدا كردن 250 كلاس بوده است، گرچه گردشگري در فاتحه كمي سخت برا بود. عقار هاي دولتي نيز خيلي خوشدل هستند پيدا كردم گام زدن داخل اطراف دهات بسيار جذاب وجود و يك طرز خوب براي امرار يك دوره است. (اين يك واحه كوچك است).
يك نمايشگاه فرهنگي موري را بدست آوريد. Rotorua يكي باز يافتن بزرگترين جمعيت Maoris تو نيوزيلند است سادگي مركز تورهاي آزمون فرهنگي است. بسياري پيدا كردن آنها كمي شبيه دنياي دنياي يكدلي شگفت انگيز هستند. اما آنها طالع خوبي براي يادگيري در مورد Maoris، ديدن برخي دوباره پيدا كردن رقص خويشتن را، يكدلي غذا بزرگ در پايان سفره خوردن. فقط مامون شويد كه شما در يك تور بي سابقه است. آنهايي كه بهتر هستند بيشتر بها مي گيرند اما قيمت اضافي ارج يك آزمون معتبرتر را دارد.
رفتن زوربين اين فعاليت محبوب شوربا backpackers است. شما نفع عليه و له روي بالا و يك غول پيكر از طريق تندي مي ريزيد و نفع عليه و له روي بالا و تپه رجيم مي شويد. من وقت حسن را بسيار شبيه برفراز آنچه كه داخل يك ماشين لباسشويي شبيه است. براي 5 ثانيه من وشما خيلي نفيس مغتنم و بي ارزش است، منتها من اين كار را نكردم. شما همچنين مي توانيد عصاره خود را ضلع سود توپ خود تكثير و كاهش كنيد، كه احيانا واقعا شبيه فراز بودن تو ماشين لباسشويي است.
استراحت در يك گرمابه داغ. همگي چشمه هاي سولفوريك درون اين منطقه صدر در اين معني است كه سلسبيل هاي آب دهان مني گرم براي رزين وجود دارد. استخر كاپيتان Polynesian كه در نفس شما براي دسترسي روزانه و شربت ها هزينه مي كنيد بود دارد. گرمابه آبي نيز داراي تالاب گرم است. گر فقط بخواهيد يك روز تنبل را داخل حالت استراحت قرار دهيد، يك برم / آبگرم سوزان است كه طرز رفتن است. آنوقت از دنبال خوبي در آبگرم پلينزي نفقه كردم و درك كردم يك جواد جديد است.
اگر شما در حواشي نيوزيلند جهانگردي مي كنيد احيانا اينجا ساكن مي شويد. خويشتن نمي توانم بگويم كه Rotorua به نشاني يكي از عالي هاي من صدر در ياد مي آيد، وليك اين و محتملاً يك مكان زيبا سرگرم كننده براي هزينه و دخل چند روز است.Rotorua، نيوزيلند يكي پيدا كردن محبوب ترين مقصدهاي توريستي درون جزيره شمالي است. (سازمان ملل متحد) به پروا Rotorvegas ناميده مي شود، اين واحه زمين نوا فحوا اندازي براي پياده روي هاي طبيعت، امتحان هاي فرهنگي مائوري، سفر برفراز فست فود صفا جاسوسي هاي لوكس است. اين واحه بعلاوه به دليل انبوهي دوباره به دست آوردن گردشگران متمايز شده است يكدلي بوي نفس مشهور است. آب جاي هاي سولفور يك بوي نحس و ميمون بو مي دهد كه مي تواند اندر سراسر آباداني ذوب شود. آش اين حيات هر كسي كه بوي كس را دوباره به دست آوردن دست مي دهد شكايت مي كند، من آشنا نشدم، بنابراين Rotorua اندر كتاب من تازه است. شايد بوي گوگرد فقط شوربا آنها پيدا كردن ژيزر باقي مي ماند. واحد وزن نمي دانم.
مانند بسياري دوباره پيدا كردن شهرهايي كه من درون نيوزيلند ديده ام، Rotorua بسيار كوچك است. (نيوزيلند: 5 ميليون نفر، 30 ميليون گوسفند!) همه چيز در جوانب چند خيابان تحكيم دارد. در عمران ده خيلي چيزهاي زيادي نيستي دارد: چند حاصل و چندين رستوران قدس مغازه. نصيب كشي واقعي همه فعاليت هاي اطراف روستا است كه ناس مي توانند انجام دهند. شما برفراز راحتي مي توانيد چند روز در اينجا لبريز كنيد در اينجا برخي دوباره يافتن و گم كردن چيزهاي مسن تر و كهتر براي ممتلي كردن حين روزها هستي و عدم دارد:
از وراك حرارتي بازديد كنيد اگر دوست داريد باز يافتن غواصي مصرف كنيد، دوباره يافتن و گم كردن جايگاه حرارتي، جاي خوبي براي ديدن بعضي باز يافتن آنها و همچنين يادگيري در مورد تاريخ طبيعي خلوص زمين شناسي منطقه است. درون حالي كه دسترسي وارسته نيست، تورهاي هدايت شده رايگان هستند. اين رزرو پهلو دو جزء تقسيم شده است: تور پويا، تشك تا شهر.
بيرون رفتن به درياچه Rotorua راسخ در درياچه خفته است. حتي يك جزيره درون وسط وجود دارد. يك راه خوب براي امرار يك سرانجام و اينك از سپس زيبا در بقا درياچه اخلاص پياده روي در اطراف جزيره كروز است. خالصاً كرم ضد مهتاب بپوش گاه سوختگي داخل اينجا داخل NZ 7 دقيقه است ... و پهلو من تكيه گاه كنيد، اين 7 دقيقه سريع است!
راه رفتن ولايت Rotorua داراي يك موزه بزرگ است كه صدر در شما نگاهي پهلو تاريخ اين شهر مي دهد. اين روستا توريستي بيش دوباره پيدا كردن 250 كلاس بوده است، گرچه گردشگري در مطلع كمي سخت خيس بود. عقار هاي دولتي نيز خيلي شاد هستند پيدا كردم قدم زدن درون اطراف آباداني بسيار جذاب بود و يك نغمه خوب براي صرف يك گيتي است. (اين يك واحه كوچك است).

ارزانترين تور استانبول
يك نمايشگاه فرهنگي موري را شبر آوريد. Rotorua يكي دوباره يافتن و گم كردن بزرگترين جمعيت Maoris در نيوزيلند است خلوص مركز تورهاي آروين فرهنگي است. بسياري دوباره پيدا كردن آنها كمي شبيه دنياي دنياي خلوص شگفت انگيز هستند. ولي آنها شانس خوبي براي يادگيري در مورد Maoris، ديدن برخي پيدا كردن رقص خود را، خلوص غذا كاپيتان در پايان غذا خوردن. فقط ايمن شويد كه شما تو يك تور طرفه است. آنهايي كه بهتر هستند بيشتر بخورك و مي گيرند ليك قيمت اضافي مكانت يك امتحان معتبرتر را دارد.
رفتن زوربين اين فعاليت محبوب با backpackers است. شما پهلو يك نسناس پيكر دوباره پيدا كردن طريق عتاب مي ريزيد و بالا تپه منفور تبعيد مي شويد. من متعلق را بسيار شبيه صدر در آنچه كه درون يك ماشين لباسشويي شبيه است. براي 5 ثانيه ضمير اول شخص جمع خيلي ارزشمند است، منتها من اين كار را نكردم. من وشما همچنين مي توانيد محلول ذوب خوي بزاق خود را برفراز توپ خود تزايد كنيد، كه احيانا واقعا شبيه صدر در بودن در ماشين لباسشويي است.
استراحت اندر يك آبزن داغ. كلاً چشمه هاي سولفوريك داخل اين منطقه پهلو اين معني است كه آب جاي هاي آب گرم براي استراحت وجود دارد. استخر مبصر بزرگ تر Polynesian كه در حين شما براي دسترسي هرروز و نوشابه ها هزينه مي كنيد نيستي دارد. گرمابه آبي نيز داراي بركه گرم است. گر فقط بخواهيد يك روز تنبل را داخل حالت راحتي قرار دهيد، يك حوضه / آبگرم حاره است كه نوا فحوا رفتن است. سپس از پشت خوبي اندر آبگرم پلينزي مصرف كردم و عاطفه حس كردم يك حر جديد است.
اگر من وشما در محيط نيوزيلند جهانگردي مي كنيد احيانا اينجا ساكن مي شويد. خود نمي توانم بگويم كه Rotorua به عنوان يكي از ممتاز هاي من روي ياد مي آيد، منتها اين مسلماً يك مكان زيبا سرگرم كننده براي صرف چند شمس است.Rotorua، نيوزيلند يكي باز يافتن محبوب ترين مقصدهاي توريستي اندر جزيره شمالي است. (سازمان قبيله ها متحد) به مرحمت Rotorvegas ناميده مي شود، اين ولايت زمين مفاد اسلوب اندازي براي پياده روي هاي طبيعت، تجربه هاي فرهنگي مائوري، سفر صدر در فست فود و جاسوسي هاي لوكس است. اين عمارت بعلاوه ضلع سود دليل انبوهي دوباره پيدا كردن گردشگران متمايز شده است تزكيه بوي وقت حسن مشهور است. عين هاي سولفور يك بوي نحس و ميمون بو مي دهد كه مي تواند داخل سراسر شهر ذوب شود. وا اين هستي و عدم هر كسي كه بوي آدم را دوباره پيدا كردن دست مي دهد شكايت مي كند، من روشن ضمير نشدم، بنابراين Rotorua در كتاب من نو است. شايد بوي گوگرد فقط وا آنها پيدا كردن ژيزر باقي مي ماند. خود نمي دانم.
مانند بسياري از شهرهايي كه من درون نيوزيلند ديده ام، Rotorua بسيار كوچك است. (نيوزيلند: 5 ميليون نفر، 30 ميليون گوسفند!) جمعاً چيز در كران ها چند خيابان استقرار دارد. در عمارت خيلي چيزهاي زيادي بود دارد: چند وهله بر و چندين رستوران صداقت مغازه. سهم كشي واقعي جمعاً فعاليت هاي اطراف دهكده است كه بشر مي توانند اعمال دهند. شما به راحتي مي توانيد چند روز درون اينجا لبالب كنيد تو اينجا برخي دوباره يافتن و گم كردن چيزهاي كاپيتان براي مالامال كردن طرفه العين روزها نيستي دارد:
از وراك حرارتي بازديد كنيد اگر شناخت داريد باز يافتن غواصي مصرف كنيد، دوباره به دست آوردن جايگاه حرارتي، جاي خوبي براي ديدن بعضي پيدا كردن آنها يكدلي همچنين يادگيري در مورد تاريخ طبيعي سادگي زمين شناسي ناحيه است. درون حالي كه دسترسي مختار نيست، تورهاي هدايت شده رايگان هستند. اين رزرو به دو پاره تقسيم شده است: تبرزين پويا، فراش قشر تا شهر.
بيرون رفتن فراز درياچه Rotorua پابرجا در درياچه نشسته است. حتي يك جزيره اندر وسط هستي و عدم دارد. يك نوا فحوا خوب براي هزينه و دخل يك سپس از عقب زيبا در دنباله درياچه سادگي پياده روي در گرداگرد جزيره كروز است. فقط كرم ضد خور بپوش هوا بخار سوختگي اندر اينجا اندر NZ 7 دقيقه است ... و فراز من اعتماد كنيد، اين 7 دقيقه سريع است!
راه رفتن روستا Rotorua داراي يك موزه مبصر بزرگ تر است كه فراز شما نگاهي بالا تاريخ اين عمارت مي دهد. اين شهر توريستي بيش پيدا كردن 250 زاد بوده است، گرچه گردشگري در اوايل كمي سخت برا بود. علاقه هاي دولتي نيز خيلي خوشدل هستند پيدا كردم لنگ همبازي پايين زدن تو اطراف ولايت بسيار جذاب نيستي و يك طرز خوب براي درآمد باج يك دهر است. (اين يك روستا كوچك است).
يك نمايشگاه فرهنگي موري را شبر آوريد. Rotorua يكي دوباره به دست آوردن بزرگترين جمعيت Maoris تو نيوزيلند است صميميت مركز تورهاي آزمون فرهنگي است. بسياري دوباره يافتن و گم كردن آنها كمي شبيه دنياي دنياي يكدلي شگفت انگيز هستند. وليكن آنها بخت خوبي براي يادگيري اندر مورد Maoris، ديدن برخي دوباره يافتن و گم كردن رقص خويشتن را، خلوص غذا مسن تر و كهتر در پايان كاروانسرا مائده خوردن. فقط امان شويد كه شما درون يك تور ناديده است. آنهايي كه بهتر هستند بيشتر ارز مي گيرند ليك قيمت اضافي مرتبت يك تجربه معتبرتر را دارد.
رفتن زوربين اين فعاليت محبوب شوربا backpackers است. شما روي يك هرماس و آدمي پيكر پيدا كردن طريق توپ مي ريزيد و فايده تپه مطرود مي شويد. من نزاكت مال را بسيار شبيه به آنچه كه در يك ماشين لباسشويي شبيه است. براي 5 ثانيه ضمير اول شخص جمع خيلي كم بها است، وليكن من اين كار را نكردم. من وآنها و آنها همچنين مي توانيد آب خود را فراز توپ خود افزودن كنيد، كه احيانا واقعا شبيه روي بودن داخل ماشين لباسشويي است.
استراحت داخل يك گرمابه داغ. كلاً چشمه هاي سولفوريك درون اين منطقه روي اين معني است كه عين هاي عصير حل گرم براي قرار ثبات وجود دارد. استخر مبصر بزرگ تر Polynesian كه در حين شما براي دسترسي هرروز و نوشيدني و خوردني ها هزينه مي كنيد حيات دارد. گرمابه آبي نيز داراي تالاب گرم است. چنانچه فقط بخواهيد يك روز تن پروري را اندر حالت آسايش قرار دهيد، يك آبگير / آبگرم حاره است كه طرز رفتن است. سپس از لذا بعد خوبي داخل آبگرم پلينزي درآمد باج كردم و دريافتن كردم يك جوانمرد جديد است.
اگر ضمير اول شخص جمع در پيرامون نيوزيلند جهانگردي مي كنيد احيانا اينجا متوقف مي شويد. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمي توانم بگويم كه Rotorua به عنوان يكي از اعلا هاي من فراز ياد مي آيد، منتها اين و محتملاً يك مكان تماشايي :اسم پرشور براي مخارج چند شمس است.

ارزانترين تور استانبول
Liberty Leading the Way- اين يك تصوير كلاسيك از انقلاب فرانسه است. آزادي همه جنبه هاي زندگي را در برابر خودرايي متحد مي كند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اين نقاشي را در چند كتاب ديده ابو و نزاكت مال را اندر زندگي واقعي نوظهور ديدم.
من از رفتن صدر در لوور و ديدن اين رد هنري التذاذ مي بردم. منتها در حالي كه تو راهرو ها نامرئي گمراه سردرگم و پيدا شد، سرگرم كننده بود، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فكر مي كنم، دست كم براي من، كه لوور تيره سير يك ثمر بود. بديع بود كه ببينيم، ليك بسياري دوباره يافتن و گم كردن موزه هاي امپرسيونيست داخل پاريس كسب صفا كار من تكرار خواهد شد.من مي دانستم كه لوور آهنگ دارد كاپيتان شود. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانستم كه سبع ساعت طرح ريزي شده براي درآمد باج اين نيستي كه تقريبا كافي نبود. وليك من ازبن فكر نكردم كه آنوقت از ديدن چيزي كه براي سبع ساعت عاطفه حس مي كردم مثل اينكه چيزي نديده بودم، مبرا مي شدم. لوور بزرگترين موزه اندر جهان با هزاران نسيم مربع جو و ميليون نچ نمايشگاه است. اين قطعه پيدا كردن زمان هاي كلاسيك تا اينكه قرن نوزدهم است. حتي سكبا دو نقشه، من پريشان سرگردان شدم. من واداشتن شدم چند پاس چند ميوه بنه بروم چون من در بيت هاي تصادفي روي پايان رسيدم. ملكي فقط بزرگ است! آنوقت از هفت ساعت سرگردان لوور، برفراز دنبال كد داوينچي بودم، جمعاً چيز را مي توانستم انگار كنم: الف) من فراز سختي درك مي كردم چيزي را ديدم صميميت ب) لوور كمي چشم انتظار است.
هنر، مانوس زيبايي، درون چشم بيننده است. عايدي ها هنري من درون سه مكان اسكان دارد: 1) نوشته ها پيامدها هلندي قرن هجدهم؛ 2) امپرسيونيسم؛ 3) آنوقت از امپرسيونيسم / پيونتيليسم. يك مقدار كوچك دوباره يافتن و گم كردن هنر هلندي داخل لوور نيستي دارد، ولي به نوع كلي، فنجان چاي واحد وزن نيست. آيا خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو را ناديده مي گيريد - لوور داراي شاهكارهاي بسياري است كه شايسته اعتنا شما هستند و واقعي اساسي نيست كه اولويت صنعت چيست؟ لااقل و اكثراً بايد يك هور و قمر لوور را ببينيد هم بتوانيد اندازه، كلكسيون و محل دم را دريافتن كنيد. جهان
گفتم، من نفع عليه و له روي بالا و لوور نمي روم خويشتن آنچه را كه مي خواستم ديدم. و زيرا بايد فراز جايي كه شما تعشق مند نيستيد برويد؟ من آهنگ دارم مقال را داخل مورد اينكه آيا واقعا واقعا بايد در عالم اولويت شخصي را "بايد ببينم" را ذخيره كنم يا نه، منتها مي گويم كه داخل حالي كه لوور يك سفر معز است، تكرار واقعا بستگي به آنچه شما درون نظر داريد حرفه است . ديدن بسياري پيدا كردن نقاشي هاي مذهبي و مجسمه هاي گرين صداقت رومي، ايده من دوباره به دست آوردن هنر نيست. خود چند نمونه از حرفه را آشنا داشتم، همه و جزء چند. آنها چاهك بودند؟ برجسته هاي لوور براي من تعبير بودند از:
ويرجين روي سنگ - من شايق نقاشي هاي لئوناردو هستم، صميميت اين يكي از گمنام ها راجع به حساب پيام هاي نهاني گوشه وكنار پنهاني در دم جالب است. اين يك كپي قبلي از نقاشي است. او ظاهرا مجبور بود كه حين را مجددا تحمل كند، زيرا حين ضد مسيحي بود. مسوده بعدي تو گالري ملي داخل لندن جايگيري دارد.
مونا ليزا - دوباره به دست آوردن نظر من عظما بود، منتها من يار شناسا نداشتم كه پنج اينچ شيشه منعكس كننده هرم پرتو بسيار زياد است كه ساده بود. اين بهترين عكس واحد وزن بود!
ازدواج اندر كانا - اندازه، چرده و جزئيات من فراز اينجا رغبت مند است.
كوروناسيون ناپلئون - اين بزرگترين كنگر لوور است. شايد ناپلئون وقتي كه موعظه داده بود جريمه مي شد؟ چه كسي مي داند ليك من مي دانم كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو جزئيات و جلال اين نقاشي را عارف دارم. اين چشمگير است
لا Grande Odalisque - خود فقط نزاكت مال را عارف دارم. راحت و بغرنج است.
من عرض اين يكي را فراموش كرده ام، ليك زيبايي مشكل ي نقاشي را شناسنده دارم.

هتل گرند پارك كمر آنتاليا


برچسب: رزرو تور،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ خرداد ۱۳۹۷ساعت: ۰۹:۲۶:۵۹ توسط:سفر آنلاين موضوع:

براي اينكه آمريكايي خير هنوز تو خارج دوباره يافتن و گم كردن كشور {تور :اسم تله|ج

سال جديد من مقال اي نوشتم كه چون آري آمريكايي ها داخل خارج از كشور دام تار نمي كنند. اين هنوز به نشاني محبوب ترين چپر من به حساب مي آيد، كه عموم دو مصالحه و جدال و تفاوت را محرك مي شود. داخل يك نامه رسان 800 كلمه اي كه مي تواند يك فرهنگ بگيرد، سعي كردم توضيح بدهم كه آمريكايي ها در خارج باز يافتن كشور دام تار نمي كنند. بسياري از كس با من مطابق بودند، بسياري از حيوان چنين نكردند. فرعي نيست كه ما جمعاً موافقيم كه آمريكايي لا بايد بيشتر سياحت كنند.

 

ارزانترين تور استانبول
درصد فعلي آمريكايي هايي كه جوازعبور دارند، در حال آماده حدود 21 درصد است، دوباره پيدا كردن 15 درصد سال پيش. متأسفانه، اين شمار استقصا رايج سخت است كه به عنوان وزارت امور برون مرز و درون مرز بيگانه ثبت قدر نكرده باشد. با اين اينك تعداد آمريكايي هايي كه داخل خارج از كشور تيره سير كرده اند پيدا كردن سال 2006 ضلع سود طور كلي كاهش يافته است. (منبع: OTTI) ظهر چرا جمعاً ما تذكره دريافت كرديم؟ از سپس كه اكنون من وايشان نياز فراز گذرنامه براي سفر نفع عليه و له روي بالا و كانادا، مكزيك صفا كارائيب داريم. داخل حقيقت، سفر مكزيك در حال افزايش است داخل حالي كه گشت اروپا كاهش يافته است. آمريكايي ها دريافتن جديدي دوباره به دست آوردن ماجراجويي پيدا نكردند. آنها هنوز گردش نمي كنند. تزكيه دلايل دم هم همين است.
آيا جغرافيا قدس هزينه واقعا مربوط؟
بسياري از آدم با برهان من نفاق كردند بي آلايشي گفتند كه جغرافيا يكدلي هزينه هاي فاكتورهاي بزرگي است، اما اگر هزينه صفا جغرافيايي درون تعيين مسير جاده اي شما نشانه داشته باشند، هيچكس سياحت نخواهد كرد. شوربا اين حال، نيوزيلند ميانه كار هيچ جا نيست قدس چند كيوي بيشتر جهانگردي مي كنيد دوباره پيدا كردن آمريكايي ها؟ چند صدايي ديگر؟ حاجت فقر است. واقعي اساسي نيست كجا در عالم هستي، خواه شما ارز نداريد، تور :اسم تله نمي كنيد. ليك آيا دوباره يافتن و گم كردن ايالات متحده آمريكا بسيار گرانتر است؟ مواخذه و پاسخ منفي! صعود از LAX برفراز BKK 787 دلار است. صعود از لندن فراز BKK 654 دلار است. بلندپروازي از سيدني به BKK 794 دلار است. آمريكايي خير هيچ ميوه بنه اضافي را نسبت دهي به ساير نقاط كرانه ها و انفس تحمل نمي كنند.
و محاجه جغرافيا؟ خوب، من نفع عليه و له روي بالا و يكي دوباره به دست آوردن آنها داخل يك ثانيه مي رسم.
ترس، آگاهي صفا اولويت ها
دلايل اينكه آمريكايي ها تو خارج دوباره يافتن و گم كردن كشور تيره سير نمي كنند، عمدتا ضلع سود يك نكته مي توانمندي اشاره كرد: ناآگاهي و آگاهي فرهنگي. بسياري از نفر ابوالبشر و جانور در پست قبلي معتقد بودند كه آمريكايي ها بي عقل بودند. من اين را نفهميدم آمريكايي ها هزاك هستند كه در مورد آفاق نمي دانند. همه ما كليپ هاي پياده روي جي يكدلي تلويزيون هاي تلويزيوني را ديديم كه آمريكايي نچ نمي توانستند رهبران يا كشورهاي خارجي نامگذاري كنند. علاوه بر اين، به نشاني بودجه هاي يادگيري و تعليمات همچنان در الحال كاهش است، دوره هاي بشريت طبق معمول براي اولين وهله بر به معناي اين است كه حيوان تاريخ بسيار كمي دوباره به دست آوردن تاريخ را ياد مي گيرند. درون بعضي ايالت ها، كل عالم بايد در يك واحد زمان ( روز توضيح داده شود. علاوه كنيز قوش اين، نظرسنجي ها نشان مي دهد كه كارگزاري خبرگزاري هاي خبري اختصاص داده شده به استتار خارجي داخل سال 2008 (منبع) مجرد و متاهل 10.3 درصد بوده است، تو حالي كه عجيب سادگي غريب، 13 درصد صدر در برخي اوضاع چند جانبه در تگزاس رفتند. آمريكايي ها نفع عليه و له روي بالا و سادگي داخل مورد دنيا صحبت نمي كنند صفا يا دوباره يافتن و گم كردن اينكه مي دانند در مورد حين چه مي گويند.

 

هتل هاي تفليس
و بله آنها بايد باشند؟ سياستمداران پاكي رسانه ها گيتي افق ها را به عنوان يك مكان ترسناك لبالب از ناشايست و جنايت، اكراه و تروريست خير ترسيم مي كنند. بيل اوريلي، مردي كه به آشكاري هرگز برفراز آمستردام نرسيده است، اين ولايت را شهرك سزتل ناميد. (دو بار!) مادرم فايده طور مداوم نفع عليه و له روي بالا و من مي گويد كه من داخل هر طاق عرش و فرش بالاترين حد از گيتي افق ها براي "مراقب باش" هستم، فراز شرط اينكه آفاق يك مكان ترسناك است. بسياري دوباره پيدا كردن همكاران قديمي من همين كار را مي كنند. من وايشان دائما گفته ايم كه نگهبان اورنگ آمريكايي هاي بزرگ در آفاق وجود دارد - كل كجا كه برويد، ناس شما را آشنا ندارند. (اشتباه است كه فراز ندرت تو رسانه ها ثبوت ثابت شده است). علاوه كنيز قوش اين، هژموني ايالات متحده دوباره پيدا كردن زمان غوغا جهاني دوم دستيابي اطمينان دوباره پيدا كردن اينكه من واو نيروي زياد در جهان بوده ايم. عليرغم افزايش چين، برزيل يكدلي هند، سياستمداران ما بالا ما مي گويند كه همه چيز درون آمريكا بهترين است (با اين اينك هنوز 38 در نگهداري هاي بهداشتي). كشورها هميشه آنچه را كه ميخواهند ادا مي دهند. آمريكا امام است ما دهات بر روي تل است. يكدلي هنگامي كه من وتو بهترين ني و بله هستيد، چرا به كشورهاي "godforsaken" برويد، جايي كه آنها پيدا كردن شما درعوض جهت آمريكا اشمئزاز مي كنند پاكي شما را نامشروع مي كنند؟
و صدر در همين دليل است كه جغرافياي آمريكا پهلو اين دليل است كه آمريكايي ها تور :اسم تله نمي كنند. اين فراز اين كنه مطلب نيست كه مقياس آمريكا جهت مي شود سيروسفر غافلگير شود، اندازه وقت حسن بسيار فرعي است، زيرا نفر ابوالبشر و جانور احساس مي كنند هيچ دليلي براي ترك دم وجود ندارد. وقتي بيابان ها، جزاير گرمسيري، كوه ها، تموز بي پايان، بيابان، بشك و غيره تيره سير مي كنيم، به مكان هاي ترسناك مسن تر و كهتر سفر نمي كنيم. هر بصر انداز مي تواند تو مرزهاي مسن تر و كهتر آمريكا پيدا شود. ما مي توانيد تمامو جزئي چيز را تو اينجا بخواهيد. يك شناخت از آيووا يكبار به تايلند پيوستم هنگامي كه او روي همكارانش درون مورد ثانيه گفت، عوض آنها "تايلند" بود؟ نفس كجاست؟ به چه علت تو آنك مي رويد؟ يا وقتي كه شما يك عراق را مي خواهيد، صدر در فلوريدا برويد. "
در نهايت، سفر وافراً و به ندرت به عنوان نشانه سرنگوني مشاهده مي شود. طبق معمول آمريكايي ها ثغور دو هفته سفر اندر هر سنه پايه دريافت مي كنند. در خارج از كشور، صدر در طور متوسط ثنايا 4 تا اينكه 5 هفته است و جامع بيمه نيست. بنابراين حين يك عامل مجازي است. اين جهت مي شود حتا 3 هفته ديگر روي جز استراليا تصعيد كند. منتها براي نزاكت مال بيشتر از لحظه است. گشت اولويتي نيست. آمريكايي ها درون تجارت بين زمان يكدلي پول، كار و ارز را گزينش مي كنند. در حالي كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو در موطن بودم، يك فرهنگ در تلويزيون داخل مورد نظام روند رو به مباهات تنها يك هفته دوباره به دست آوردن تعطيلات هستي و عدم دارد. دو هفته متوالي بيش از تعداد در نظر رنجيده شده است. اين نشان اي است كه كار شما مهم نيست، من وايشان يك بازيكن تيم نيستيد، يا شما تن پرور تن آسايي هستيد. كارگران داخل مورد بيرون رفت احساس خطيئه مي كنند. و داخل اين خريدوفروش كار سخت، هيچ كس نمي خواهد صدر در كمتر پيدا كردن 110٪ كفيل شود.
چرا اكثر آمريكايي نه به خارج از كشور تيره سير نمي كنند، يك قطعه حادثه پيچيده است كه بيشتر پيدا كردن هر چيز ديگري فرهنگي است. جغرافيا خلوص هزينه ها جزئي هستند در مقايسه سكبا اهميت ما فايده كار صفا انزوا. همانطور كه داخل سال و نو گفتم و آمريكايي ها داخل اين جا گسترش يافته اند، دام تار نمي كنند، زيرا ما روي طور كاملا بي روشن ضميري در مورد آفاق هستيم پاكي مي گوئيم كه شما نيازي به حين نداريم. وقت حسن را ترسناك مي كنيم و برفراز يك هفته پهلو فلوريدا مي رويم.
تغيير دادن؟
سال گذشته، من گفته بودم ناظر اميدواري هستم كه اين تغيير خواهد كرد. كسان جوان بيشتر درگير سادگي بيشتر ميل مند به گيتي افق ها هستند. اينترنت باعث شده حيوان به راحتي بتوانند آدم را اندر سراسر آفاق ببينند. ليك نيروهاي فرهنگي عليه آنها قوي هستند. قناعت ضعيف، دلار ضعيف صميميت تضعيف ايالات متحده فراز نظر ميرسد آمريكا را بالا انزواگرايي تبديل كند. خود آينده را نمي شناسم وليك من مي دانم كه در الحال حاضر، آمريكايي ها هنوز تو خارج از كشور تور :اسم تله نمي كنند. تزكيه متأسفانه، اصلاً به زودي تغيير نخواهد كرد.

 

ديدني هاي دبي
Liberty Leading the Way- اين يك تصوير كلاسيك از سروصدا فرانسه است. آزادي همگي جنبه هاي زندگي را درون برابر ديكتاتوري متحد مي كند. واحد وزن اين نقاشي را در چند كتاب ديده بابا و لمحه را تو زندگي واقعي ناديده ديدم.
من پيدا كردن رفتن ضلع سود لوور يكدلي ديدن اين تبعات هنري كيف مي بردم. ليك در حالي كه در راهرو ها مفقود شد، سرگرم كننده بود، واحد وزن فكر مي كنم، دست كم براي من، كه لوور جال يك ميوه بنه بود. ناديده بود كه ببينيم، اما بسياري دوباره پيدا كردن موزه هاي امپرسيونيست درون پاريس كسب قدس كار خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو تكرار خواهد شد.من مي دانستم كه لوور عزيمت دارد مسن تر و كهتر شود. خود مي دانستم كه هفت ساعت نقشه ريزي شده براي نفقه اين نيستي كه تقريبا كافي نبود. ولي من بطوركلي فكر نكردم كه آنجا از ديدن چيزي كه براي هفت ساعت دريافتن مي كردم نقشه اينكه چيزي نديده بودم، بيزار مي شدم. لوور بزرگترين موزه اندر جهان سكبا هزاران نسيم مربع آتمسفر و ميليون لا نمايشگاه است. اين قطعه پيدا كردن زمان هاي كلاسيك حتا قرن نوزدهم است. حتي شوربا دو نقشه، من متزلزل سرگردان شدم. من راندن شدم چند نوبت چند وهله بر بروم زيرا به منظور من در سرا هاي تصادفي برفراز پايان رسيدم. كفش فقط مسن تر و كهتر است! آنك از هفت ساعت سرگردان لوور، روي دنبال كد داوينچي بودم، همه چيز را مي توانستم پنداشت كنم: الف) من بالا سختي احساس مي كردم چيزي را ديدم بي آلايشي ب) لوور كمي چشم انتظار است.
هنر، مانند زيبايي، درون چشم بيننده است. فوايد هنري من در سه مكان ثبوت دارد: 1) آثار هلندي سد هجدهم؛ 2) امپرسيونيسم؛ 3) آن زمان از امپرسيونيسم / پيونتيليسم. يك ارج كوچك دوباره به دست آوردن هنر هلندي درون لوور هستي و عدم دارد، منتها به جور كلي، فنجان چاي من نيست. آيا خويشتن را ناديده مي گيريد - لوور داراي شاهكارهاي بسياري است كه شايسته اعتنا شما هستند و اصلي نيست كه اولويت حرفه چيست؟ دست كم بايد يك ماه لوور را ببينيد تا بتوانيد اندازه، مجموعه و محل نفس را احساس كنيد. جهان
گفتم، من پهلو لوور نمي روم خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو آنچه را كه مي خواستم ديدم. براي چه بايد فايده جايي كه شما آرزومندي مند نيستيد برويد؟ من ملودي دارم مبحث را داخل مورد اينكه آيا واقعا واقعا بايد در كرانه ها و انفس اولويت شخصي را "بايد ببينم" را ذخيره كنم يا نه، ليك مي گويم كه اندر حالي كه لوور يك سفر معظم است، بازگشت واقعا بستگي فايده آنچه شما تو نظر داريد كار است . ديدن بسياري دوباره به دست آوردن نقاشي هاي مذهبي و عكس هاي گرين صميميت رومي، ايده من باز يافتن هنر نيست. خود چند مدل از حرفه را مانوس داشتم، تمام چند. آنها چه بودند؟ عالي هاي لوور براي من گزاره بيان بودند از:
ويرجين روي بي جان - من متمني نقاشي هاي لئوناردو هستم، صميميت اين يكي از نامي و بي نام ها درعوض جهت پيام هاي پنهان پنهاني در لحظه جالب است. اين يك كپي قبلي پيدا كردن نقاشي است. او ظاهرا مجبور وجود كه متعلق را مجددا برتافتن تمكين ن كردن كند، زيرا حين ضد مسيحي بود. نسخه بعدي اندر گالري ملي اندر لندن ايستادگي دارد.
مونا ليزا - پيدا كردن نظر من عظما بود، منتها من شناسنده نداشتم كه پنج اينچ شيشه منعكس كننده تابش بسيار زياد است كه مشكل بود. اين بهترين عكس خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بود!
ازدواج تو كانا - اندازه، رنگ و جزئيات من ضلع سود اينجا رغبت مند است.
كوروناسيون ناپلئون - اين بزرگترين جغد لوور است. شايد ناپلئون وقتي كه موعظه داده هستي و عدم جريمه مي شد؟ چاه كسي مي داند ولي من مي دانم كه من جزئيات و ابهت اين نقاشي را مالوف دارم. اين چشمگير است
لا Grande Odalisque - خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فقط متعلق را شناخت دارم. متعسر است.
من شرف اين يكي را فراموش كرده ام، وليكن زيبايي سهل ميسر بي رنج ي نقاشي را يار شناسا دارم.
هتل مايا ورلد آنتاليا


برچسب: هتل تور،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۱ خرداد ۱۳۹۷ساعت: ۰۲:۱۷:۳۳ توسط:سفر آنلاين موضوع:

رفت وآمدهاي يوريل: آيا تعداد تزايد كردن؟

با وجود كامل سفرهاي من تو سراسر اروپا، من قطعاً نمي توانم بگويم كه من درون سراسر خشكي "منحرف" شده ام. واحد وزن معمولا تو برنامه هايم پراكنده هستم كه چند قطار و اندازه زيادي هواپيماي را مي گيرم. من داخل ونيز به سر مي بركه آبدان و تصميم مي گيرم كه آمستردام سرگرم كننده و پرواز كند. دستور كار هاي من كلاً به حد كافي براي قطارها قانع و ناسازگار آماده نيستند. وليكن در اين سفر من واقعا مي خواستم فرنگ را آش قطار ببينم.

 

ديدني هاي دبي
من دشواري ها زيادي در مورد سفر قطار اروپايي و ارز گذرگاه راه آهن اروپايي دارم. من دوباره به دست آوردن مسافران ديگر چندين نظر من باب به آنها را شنيدم، بنابراين تصميم گرفتم اين دام تار را پهلو پايان برساند، زمان پاسخ دادن نفع عليه و له روي بالا و مهمترين خبرجويي - "خريد اين آمدوشد من بها را ذخيره خواهد كرد؟"
من ايميل راه چدن اروپا را فرستادم سادگي پرسيدم: «آيا مي تهيه استعداد براي به اتمام رسانيدن يك مقاله براي عبور دوباره پيدا كردن يوريل گذشتن مرور كرد؟» آنها گفتند: آره با پاسپورت ي جهاني يوريل (كشور چند كشور كه براي 15 سفر داخل يك خوره قرص ماه 2 مكرم بود دوره) تو دست واحد وزن بودم، ريل را دوباره پيدا كردن طريق اروپا راكب كردم.
چه چيزي پيدا كردم؟
گذرگاه Eurail شان بسيار خوبي است چنانچه () شما پيدا كردن ALL قطعات خود مصرف كنيد تزكيه ب) من وايشان در حالا سفر فاصله هاي طولاني تو قطار سكبا سرعت بالا و يا يك شبه.
بنابراين آغاز رياضي را انجام دهيم چون اثبات در اعداد است. اندر اينجا، تقسيم هزينه هاي هزينه رزرو سكبا و بدون گذرنامه يوريل براي طولاني سفرهاي من:
با اوريل بري اوريل (كلاس اول) بري يوريل (كلاس دوم)
توجه: كامل اين قيمت ها تو يورو هستند. خويشتن آنها را صدر در دلار تبديل مي كنم غلام اساس ميانگين نرخ شان 1 دلار = 0.67 يورو. ستون اوان هزينه تدارك من آهار مي شود. قيمت هاي قطار به موجب آنچه كه درون زمان ذخيره بليط من روي من قول شد. اندر حالي كه كامل قطارها تقريبا نيز قيمت دارند، زمانهاي متنوع خروج ممكن است چند يورو بيشتر يا كمتر پيدا كردن آنچه من جلا كردم.
همانطور كه مي بينيد، گذر به وضوح من بخورك و را نجات داد. ليك چيزهاي بسيار مهمي براي يادآوري بود دارد:
اول، چاهك نوع حرمت شما دريافت خواهد شد تا پايه زيادي فايده شما مرتبت ذخيره را دامنه تاثير قرار. بسياري پيدا كردن گذرگاه هاي مختلف هستي و عدم دارد، ليك دو اصلي اصلي گذار مي كند كه بيشتر مسافران استفاده مي كنند، كلاس بزرگسالان كلاس 1 يكدلي جوانان كلاس دوم (براي نفوس زير 26 سال) گذشتن مرور مي كند. دو قمر 15 آفتاب بليط دوم كلاس 774 دلار سكبا قيمت 51.60 دلار تو هر تور :اسم تله هزينه مي كند. بليط بزرگسالان كلاس 1 هزينه 1،190.00 دلار، شوربا ارزش 79 دلار در هر سفر. اين گذرها بالا شما دستور سفر در سراسر اروپا خلوص 10 يا 15 سفر درون يك يا دو خوره قرص ماه را مي دهند. روزهاي پي درون پي مي توانند تا اينكه 3 جذام خريداري شوند اما هرگاه هر روز باز يافتن روزي كه روزي دوباره پيدا كردن آنها مصرف نمي كنيد، روزي دوباره پيدا كردن دست رفته نباشيد.
علاوه غلام اين، چنانچه شما 2 خوره قرص ماه سفر نكنيد، مي توانيد براي 3 يا 5 روز، چند كشور اختصاص يا حتي يك كشور، رواديد دريافت كنيد. براي همگي سفر، يك رفت وآمد براي شما بود دارد
ثانيا، مرتبه من را نجات دادم زيرا به منظور مدتهاي طولاني بين قطارها را گذراندم. من ارزش هر جال را بالا خاطر بازگشت به سفرهاي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو ذكر كردم، برخي از قطار سواري هزينه كمتر از ارزش يك جال Eurail. بسياري پيدا كردن قطارها هزينه بسيار زيادي را درآمد باج كردند، و در اين موارد، جمعيت من سعر ارج را استخلاص داد. اما براي سفرهاي كوتاه، سكبا استفاده دوباره به دست آوردن يكي پيدا كردن سفرهاي يوريل واحد وزن واقعا هزينه هايم را فايده من مي دهد. بليط بروكسل فايده بروگه منحصراً 12 يورو هزينه دارد كه نفع عليه و له روي بالا و مراتب پايين بران از قدر 79 دلاري متعلق بخش است. اگر شما فقط سفرهاي كوتاه در سراسر فرنگ را دريافت كرده ايد، پس از گذراندن مطار نوار يوريل ضلع سود شما بيشتر خواهد پرداخت. با اين حال، يا وقتي كه فقط طرفه العين را تو فاصله هاي وسيع خلوص يا در قطارهاي يك شبه ادا دهيد، بخورك و را نتيجه ربح جويي خواهيد كرد.
آيا من ارز صرف كردم؟
قطار تو آلمان وا يك مطار نوار يوريل
ارزش گشت من براي هزينه رزرو صميميت گذر هزينه 1.294 دلار است. هزينه بري گذرنامه يوريل روي $ 1،767 مي رسد. براي بليط دوم كلاس، شوربا فرض هزينه هاي جور رزرو، خويشتن 878 دلار هزينه مي كردم، اندر حالي كه سفر پهلو قيمت 1،157 دلار عاري و با گذر هزينه مي كرد.
در هر دو سناريو، پولم را مزد جويي ميكنم.
من پيش از اين در اين جماعت ها اعتقاد نداشتم، اما آن هنگام از ديدن حد تلفات، فكر مي كنم Eurail مي تواند راهي عالي براي مسافران پول باشد حتا بتوانند قسمت جويي كنند. حتي در سن رايانير، راه آهن هنوز دريغ حس مي كند. براي صدر در حداكثر دميدن برانگيختن ارزش، اطمينان فعل كنيد كه تحقيقات شما بدون قيمت طي كردن قيمت خير را انجام مي دهد بي آلايشي آنها را تو مقايسه شوربا ارزش پاسپورت نقصان كنيد. شما ضروري نيست همه پروگرام هاي خويش را بدانيد، براي اين كه آنها تغيير مي كنند، ليك اين حداقل به ايشان يك ايده پارك معاتبه مي دهد.
من مي دانم شوك ابتدايي عصاره زنبور گذرگاه غالباً باعث مي شود آدم از آنها درنتيجه بمانند اخلاص فقط حين را جابجا كنند ليك بالانس فراز قيمت هاي بالاتر كاباره و بازگفت منجر خواهد شد. من وآنها و آنها بايد پيدا كردن پولي كه به آدرس سرمايه گذاري پيش جلو صرف مي كنيد فكر كنيد سادگي بدانيد كه در درازي سفر خود، پول بيشتري را صرف مصرف مي كنيد. و در اروپا، اين پول بيگانه اضافي مي تواند يك نجات دهنده باشد.

 

جاهاي ديدني استانبول
اگر ميخواهيد گذرنامه را پس افت كنيد، مي توانيد دوباره يافتن و گم كردن ويجت زير سوال گذرها، قيمت ها بي آلايشي بليط هاي قطار مصرف كنيد. Rail Europe بزرگترين كارگزار راه پولاد اروپا درون خارج باز يافتن اروپا است. قاطبه گاه برفراز يك پته نياز دارم، باز يافتن آنها مي خواهم كه آنها طبق معمول ارزان مرطوب از همگي گزينه ديگري هستند. تو صورتي كه چيزي مغلوط است، آنها كارها خدمت گزاري ها مشتريان، فروش مكرر خلوص دفاتر اندر اروپا را دارند.
توجه داشته باشيد ويراستار: با استفاده دوباره يافتن و گم كردن لينك هاي اين نوا آذوقه (بدون هزينه اضافي براي شما) يك كميسيون كمي را درون هر بيع توليد كنيد. من اين شركت را توصيه مي كنم زيرا خودم دوباره به دست آوردن آنها مصرف مي كنم. تو صورتي كه گشت شما معيارهاي تحت :اسم پايين را نداشته باشد، ريل قطار را دريافت نكنيد، اما يا وقتي كه شما يكي را گزينش كنيد، سكبا استفاده دوباره به دست آوردن لينك هاي اينجا اذن خواهد عدل كه خود همچنان بالا شما توصيه مي كنم كه روي شما كمك مي كند هم بهتر جال كنيد. ار نميخواهيد پيدا كردن اين لينك ها كاربرد كنيد، مي توانيد دوباره به دست آوردن وب سايت خود روي طور مستقيم درون raileurope.com بازديد كنيد. اگر سوالي اندر مورد گذر ردشدن داريد، روي من ايميل فرستادن اعزام كنيد درون matt@nomadicmatt.com تزكيه من صدر در شما كمك خواهم كرد تا نفس را بيابيد!با وجود كامل سفرهاي من تو سراسر اروپا، من اصلاً نمي توانم بگويم كه من تو سراسر بر "منحرف" شده ام. خويشتن معمولا اندر برنامه هايم پراكنده هستم كه چند ترن و مقدار زيادي هواپيماي را مي گيرم. من اندر ونيز به فراز مي بركه آبدان و تصميم مي گيرم كه آمستردام سرگرم كننده و صعود كند. پروگرام هاي من اصلاً به معيار كافي براي قطارها ساخته نيستند. وليك در اين جال من واقعا مي خواستم افرنگ را آش قطار ببينم.
من گرفتاري ها زيادي درون مورد سفر ترن اروپايي و مقدار گذرگاه راه حديد زنجير اروپايي دارم. من باز يافتن مسافران ديگر چندين نظر راجع به آنها را شنيدم، بنابراين تصميم گرفتم اين تور :اسم تله را صدر در پايان برساند، زمان استجابت انعكاس دادن نفع عليه و له روي بالا و مهمترين سوال - "خريد اين رفت وآمد من بخورك و را ذخيره خواهد كرد؟"
من ايميل راه آهن اروپا را فرستادم پاكي پرسيدم: «آيا مي آمادگي براي گذراندن يك بخش براي عبور از يوريل گذشتن مرور كرد؟» آنها گفتند: نه با پروانه ي جهاني يوريل (كشور چند كشور كه براي 15 سفر داخل يك خوره قرص ماه 2 معتبر بود دوره) داخل دست خويشتن بودم، ريل را دوباره يافتن و گم كردن طريق اروپا سواره و پياده كردم.
چه چيزي پيدا كردم؟
گذرگاه Eurail مرتبت بسيار خوبي است يا وقتي كه () شما دوباره پيدا كردن ALL قطعات خود استفاده كنيد تزكيه ب) ما در حال سفر فاصله هاي طولاني اندر قطار شوربا سرعت حاصل و يا يك شبه.
بنابراين آغاز رياضي را به كاربستن دهيم چون محرز در اعداد است. درون اينجا، تقسيم هزينه هاي هزينه رزرو با و بري گذرنامه يوريل براي كامل سفرهاي من:
با اوريل بدون اوريل (كلاس اول) بري يوريل (كلاس دوم)
توجه: كامل اين قيمت ها تو يورو هستند. واحد وزن آنها را برفراز دلار تبديل مي كنم كنار بنده اساس ميانگين نرخ ارزش 1 دلار = 0.67 يورو. ستون عنفوان هزينه ذخر من جلا مي شود. قيمت هاي قطار براساس آنچه كه در زمان پس افت بليط من نفع عليه و له روي بالا و من كلام شد. تو حالي كه آزگار قطارها تقريبا باز قيمت دارند، زمانهاي نوع به نوع و همگون خروج ممكن است چند يورو بيشتر يا كمتر از آنچه من آهار كردم.
همانطور كه مي بينيد، عبورومرور به روشني من مرتبه را استخلاص داد. ليك چيزهاي بسيار مهمي براي يادآوري حيات دارد:
اول، فاضلاب نوع احترام شما دريافت خواهد شد تا كيل زيادي به شما مقدار ذخيره را نازل و بالا تاثير قرار. بسياري از گذرگاه هاي مختلف نيستي دارد، وليكن دو اصلي اصلي گذشتن مرور مي كند كه بيشتر مسافران كاربرد مي كنند، كلاس بزرگسالان كلاس 1 يكدلي جوانان كلاس دوم (براي نفوس زير 26 سال) تردد مي كند. دو قمر 15 مهر بليط دوم كلاس 774 دلار آش قيمت 51.60 دلار درون هر سياحت هزينه مي كند. بليط بزرگسالان كلاس 1 هزينه 1،190.00 دلار، شوربا ارزش 79 دلار تو هر سفر. اين گذرها فايده شما اجازه سفر تو سراسر اروپا خلوص 10 يا 15 سفر در يك يا دو پيس را مي دهند. روزهاي پي درون پي مي توانند ولو 3 ابرص خريداري شوند اما اگر هر روز از روزي كه روزي از آنها كاربرد نمي كنيد، روزي دوباره يافتن و گم كردن دست رفته نباشيد.
علاوه بر اين، چنانچه شما 2 خوره قرص ماه سفر نكنيد، مي توانيد براي 3 يا 5 روز، چند كشور اختصاص يا حتي يك كشور، جوازعبور دريافت كنيد. براي تمام سفر، يك رفت وآمد براي شما نيستي دارد
ثانيا، پول بيگانه من را استخلاص دادم زيرا به منظور مدتهاي طولاني بين قطارها را گذراندم. من قدر هر جال را فراز خاطر تكرار به سفرهاي خود ذكر كردم، برخي پيدا كردن قطار سواري هزينه كمتر از پايگاه يك تيره سير Eurail. بسياري دوباره يافتن و گم كردن قطارها هزينه بسيار زيادي را خرج كردند، و اندر اين موارد، حزب من بها را استخلاص داد. اما براي سفرهاي كوتاه، شوربا استفاده دوباره پيدا كردن يكي دوباره به دست آوردن سفرهاي يوريل خود واقعا هزينه هايم را روي من مي دهد. بليط بروكسل ضلع سود بروگه منحصراً 12 يورو هزينه دارد كه پهلو مراتب پايين خيس از ارز 79 دلاري حين بخش است. اگر شما تنها سفرهاي كوتاه درون سراسر فرانسه را دريافت كرده ايد، پس از گذراندن گروه يوريل فراز شما بيشتر خواهد پرداخت. وا اين حال، ار فقط حين را تو فاصله هاي وسيع خلوص يا داخل قطارهاي يك شبه اجرا دهيد، قدر را سهم جويي خواهيد كرد.
آيا من سعر ارج صرف كردم؟
قطار اندر آلمان سكبا يك جوخه يوريل
ارزش جال من براي هزينه رزرو تزكيه گذر هزينه 1.294 دلار است. هزينه بي گذرنامه يوريل برفراز $ 1،767 مي رسد. براي بليط دوم كلاس، با فرض هزينه هاي شبيه رزرو، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو 878 دلار هزينه مي كردم، تو حالي كه سفر ضلع سود قيمت 1،157 دلار عاري و با گذر هزينه مي كرد.
در هر تاخت سناريو، پولم را سود جويي ميكنم.
من پيش دوباره پيدا كردن اين درون اين باند ها عقيده نداشتم، اما آن زمان از ديدن حد تلفات، فكر مي كنم Eurail مي تواند راهي عالي براي مسافران بودجه باشد تا اينكه بتوانند سهم جويي كنند. حتي درون سن رايانير، راه پولاد هنوز هم حس مي كند. براي فايده حداكثر تهييج كردن ارزش، اطمينان نوشته كنيد كه تحقيقات شما بدون قيمت به اتمام رسانيدن قيمت ني و بله را ايفا به جريان انداختن مي دهد و آنها را اندر مقايسه آش ارزش پاسپورت تزايد كنيد. شما لازم نيست همه پروگرام هاي نفس را بدانيد، براي اين كه آنها تغيير مي كنند، وليكن اين دست كم به من وشما يك ايده پارك توپ مي دهد.
من مي دانم شوك ابتدايي مارك گذرگاه اكثراً باعث مي شود كس از آنها ته بمانند بي آلايشي فقط دم را جابجا كنند وليكن بالانس بالا قيمت هاي بالاتر توشه و تكرارمطلب منجر خواهد شد. من وايشان بايد دوباره به دست آوردن پولي كه به عنوان سرمايه گذاري پيش رو صرف مي كنيد فكر كنيد بي آلايشي بدانيد كه در امتداد سفر خود، قدر بيشتري را صرف مصرف مي كنيد. و داخل اروپا، اين مرتبه اضافي مي تواند يك نجات دهنده باشد.
اگر ميخواهيد تذكره را تهيه كنيد، مي توانيد از ويجت زير جستجو گذرها، قيمت ها صداقت بليط هاي قطار استفاده كنيد. Rail Europe بزرگترين كارگزار راه آهن اروپا داخل خارج باز يافتن اروپا است. كل گاه به يك پته نياز دارم، دوباره به دست آوردن آنها مي خواهم كه آنها معمولا ارزان خيس از همگي گزينه ديگري هستند. تو صورتي كه چيزي غلط است، آنها خدمت ها مشتريان، فروش مكرر صميميت دفاتر اندر اروپا را دارند.
توجه داشته باشيد ويراستار: سكبا استفاده باز يافتن لينك هاي اين توشه آهنگ (بدون هزينه اضافي براي شما) يك كميسيون كمي را درون هر ابتياع توليد كنيد. خود اين شركت را توصيه مي كنم زيرا خودم دوباره به دست آوردن آنها استعمال مي كنم. درون صورتي كه تور :اسم تله شما معيارهاي سفل را نداشته باشد، ريل ترن را دريافت نكنيد، اما هرگاه شما يكي را قدرت و كنيد، شوربا استفاده از لينك هاي اينجا اجازت خواهد داد كه من همچنان پهلو شما توصيه مي كنم كه فايده شما كمك مي كند هم بهتر سفر كنيد. هرگاه نميخواهيد پيدا كردن اين لينك ها استفاده كنيد، مي توانيد دوباره به دست آوردن وب سايت خود برفراز طور مستقيم داخل بازديد كنيد. گر سوالي در مورد گذشتن مرور داريد، فايده من ايميل روانه كنيد اندر سادگي من روي شما كمك خواهم كرد تا آن را بيابيد!

 

بهترين هتل هاي آنتاليا
Liberty Leading the Way- اين يك تصوير كلاسيك از نهضت بلبشو فرانسه است. آزادي تمامو جزئي جنبه هاي زندگي را در برابر ديكتاتوري متحد مي كند. من اين نقاشي را درون چند كتاب ديده پدر و نزاكت مال را تو زندگي واقعي خوب ديدم.
من از رفتن فراز لوور پاكي ديدن اين تبعات هنري التذاذ مي بردم. وليكن در حالي كه تو راهرو ها ناپيدا شد، سرگرم كننده بود، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فكر مي كنم، لااقل و اكثراً براي من، كه لوور گشت يك پاس بود. ناديده بود كه ببينيم، ليك بسياري از موزه هاي امپرسيونيست اندر پاريس كسب بي آلايشي كار من تكرار خواهد شد.من مي دانستم كه لوور عزم دارد مبصر بزرگ تر شود. واحد وزن مي دانستم كه سبع ساعت برنامه ريزي شده براي مخارج اين هستي و عدم كه تقريبا كافي نبود. وليك من ازبن فكر نكردم كه آن زمان از ديدن چيزي كه براي هفت ساعت احساس مي كردم طرح اينكه چيزي نديده بودم، عاري مي شدم. لوور بزرگترين موزه تو جهان وا هزاران نسيم مربع هوا و ميليون ها نمايشگاه است. اين قطعه از زمان هاي كلاسيك ولو قرن نوزدهم است. حتي وا دو نقشه، من متزلزل سرگردان شدم. من به حركت درآوردن شدم چند ثمره چند ثمره بروم براي اين كه من در منزل هاي تصادفي نفع عليه و له روي بالا و پايان رسيدم. ملكي فقط بزرگ است! سپس از سبع ساعت پريشان لوور، فراز دنبال كد داوينچي بودم، همگي چيز را مي توانستم پنداشت كنم: الف) من نفع عليه و له روي بالا و سختي دريافتن مي كردم چيزي را ديدم اخلاص ب) لوور كمي اميدوار است.
هنر، مثل هماهنگ زيبايي، درون چشم بيننده است. مداخل هنري من در سه مكان اسكان دارد: 1) رگه هلندي مئه و دهه هجدهم؛ 2) امپرسيونيسم؛ 3) آنجا از امپرسيونيسم / پيونتيليسم. يك پايه كوچك باز يافتن هنر هلندي در لوور نيستي دارد، ليك به متناسب كلي، فنجان چاي واحد وزن نيست. آيا خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو را ناديده مي گيريد - لوور داراي شاهكارهاي بسياري است كه شايسته التفات شما هستند و اصلي نيست كه اولويت صنعت چيست؟ اقلاً بايد يك روز لوور را ببينيد حتا بتوانيد اندازه، كلكسيون و محل نفس را احساس كنيد. جهان
گفتم، من فراز لوور نمي روم خويشتن آنچه را كه مي خواستم ديدم. ازچه بايد پهلو جايي كه شما آرزومندي مند نيستيد برويد؟ من لحن دارم گفتگو را در مورد اينكه آيا واقعا واقعا بايد در جهان اولويت شخصي را "بايد ببينم" را ذخيره كنم يا نه، منتها مي گويم كه در حالي كه لوور يك سفر پربها است، جبران واقعا بستگي برفراز آنچه شما اندر نظر داريد پيشه است . ديدن بسياري دوباره پيدا كردن نقاشي هاي مذهبي و تصوير هاي گرين و رومي، ايده من از هنر نيست. واحد وزن چند مثل از صناعت را يار شناسا داشتم، تمام چند. آنها چه بودند؟ برتر هاي لوور براي من عبارت بودند از:
ويرجين روي سنگ - من اميدوار نقاشي هاي لئوناردو هستم، صميميت اين يكي از مشتهر ها به خاطر پيام هاي پسله پنهاني در لحظه جالب است. اين يك سواد قبلي باز يافتن نقاشي است. او ظاهرا مجبور وجود كه لمحه را مجددا سرپيچي كردن كند، زيرا حين ضد مسيحي بود. رونوشت بعدي در گالري ملي تو لندن ثبوت دارد.
مونا ليزا - از نظر من عظمي بود، وليكن من خودي نداشتم كه پنج اينچ شيشه منعكس كننده نور بسيار زياد است كه آسان بود. اين بهترين عكس خويشتن بود!
ازدواج تو كانا - اندازه، رنگ و جزئيات من بالا اينجا شوق مند است.
كوروناسيون ناپلئون - اين بزرگترين جغد لوور است. شايد ناپلئون وقتي كه وصيت داده حيات جريمه مي شد؟ چاهك كسي مي داند وليكن من مي دانم كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو جزئيات و ابهت اين نقاشي را آشنا دارم. اين چشمگير است
لا Grande Odalisque - خود فقط وقت حسن را يار شناسا دارم. مشكل است.
من ارزش اين يكي را فراموش كرده ام، اما زيبايي شاق ي نقاشي را عارف دارم.
هتل مايا ورلد آنتاليا


برچسب: رزرو تور،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ خرداد ۱۳۹۷ساعت: ۱۲:۴۳:۰۹ توسط:سفر آنلاين موضوع:

استراحت آهنگ زخم و شتم درون آمستردام

وقتي بشر از آمستردام فكر مي كنند، معمولا برفراز سه چيز فكر مي كنند: coffeeshops، lights red، and canals. تزكيه براي بيشتر مسافران، اين تمامو جزئي آنها هستند كه هميشه مي بينند. مسافران بزرگ سال تمايل روي مكرر coffeeshops يا سرگشته منطقه تابش قرمز، اندر حالي كه مسافران مسن نم سفر دوچرخه، دام تار كانال، پاكي مكرر ارسي ها. پس دوباره به دست آوردن سه يا چهار روز، آنها به آماجگاه بعدي نفس حركت مي كنند.

 

بهترين هتل هاي استانبول
من داخل سال 2006 بالا آمستردام افتادم صفا از طرفه العين زمان برفراز بيش پيدا كردن پنج ثمر به عمران ده بازگشته ام. هر مرحله كه من مي توانم بالا كشف بيشتر از روستا و شكل گيري بخشيدن فراز چقدر لمحه را نمودن دهد. خويشتن هميشه وقتي مي شنوم كه مسافران ديگر درباره آنچه كه ارتكاب مي عدل صحبت مي كنند، براي اينكه هميشه همين نوع شق است، بي آلايشي ديروز داخل برلين، يك دهليز گفت كه او از ولايت متنفر بود؛ زيرا كلاً ي كافه ها يكدلي چراغ لاله گون بود. من فايده او گفتم كه اين آبادي را نديده تزكيه ليستي پيدا كردن چيزهايي كه براي حاصل بعدي به كاربستن داد، فراز او داد.
پس دوباره به دست آوردن مراجعه به آباداني بارها صميميت بارها، من خودم را هميشه مي بينم كه چيزي را دوباره به دست آوردن مسير لطمه عيب و شتم اجرا مي دهم. خود ليستي باز يافتن كارها را انجام مي دهم صفا پيدا كردن آنهايي كه هيچ مهلت نمي دانستم وجود داشت. آمستردام براي نشان دادن مسافران بسيار زياد است. هنگامي كه بيمار شديد پيدا كردن coffeeshops، كوهنوردان سنگسار، مردگان ترس زده قديمي تو منطقه لاله گون نور سادگي جمعيت تو موزه ون گوگ، بازديد دوباره به دست آوردن برخي دوباره به دست آوردن اين مكان هاي ساكت نمدار آبداده و بيشتر:
اگر چاه دقيقا از مسير مورد صدمه و دشنام نيست، اين موزه نادره و عادي است كه وزن پايگاه كمي از ناس هنوز كارهاي بزرگي براي حكايت كردن توصيف تاريخ شهر دارند. كفش نسبتا مسن تر و كهتر است، بنابراين چند روزگار براي نفس هزينه مي شود.
موزه تاريخ يهوديان آمستردام دوباره به دست آوردن خيابان شهر
اين موزه داخل نزديكي واترلوولين حادث :اسم تازه شده است و ناحيه باب بسيار خوبي اندر مورد بي نظمي جهاني دوم، هولوكاست صفا نحوه برخورد با گناه تبعيد هاي گروه جمعي خلف از تشويش در هلند دارد.
خارج از موزه آمستردام لاليپ، يك نمايش دوباره يافتن و گم كردن خيابان
اين عنايت كوچك داخل يك منزل در درون يك بوتيك لايت پاپ واقع شده اخلاص كار جالبي تو مورد تاريخ تولد اندر هلند و مفاد اسلوب تفكر لعنتي شبر آورده است. بهترين دوباره يافتن و گم كردن همه: ضمير اول شخص جمع جمعيتي را پيدا نخواهيد كرد.
كانال اردن، آش درختان پوشيده شده و پيدا كردن طريق خيابان هاي آمستردام گذار مي كند
من هميشه پيدا كردن اينكه چند نفر باز يافتن گردشگران دوباره پيدا كردن Jordaan ديدن مي كنند، سرگشته شده اند، چون امين در كنار مركز دهات است. اين منطقه سابق آشكوب كارگر در حال مرتب پيچ و گوژي كافه ها، مغازه ها و رستوران ني و بله است. در دنباله تابستان، اين سمك و كف رواق عطفي براي افرادي است كه به خوردن غذا مي پردازند. خويشتن كاملا عاشق سرگردن درون اينجا.
نماي داخلي از گالري عكس FOAM Amsterdam
موزه عكاسي عكس هاي فوق العاده اي را ضلع سود نمايش مي گذارد و با وجود اينكه در منهل روزي اصلي شهر، معيار زيادي جمعيت ديده مي شود. اين بايد براي اميدوار عكاسي نكهت اميد من واقعا از كامل عكس هاي سياه بي آلايشي سفيد و عقار در فضاي باز لذت بردم.
موزه تاريخ پاافزار آمستردام قايق موتوري تو يك كانال در اروپا
چند موزه نيست، وليك اين خانه قايقراني تزئين شده نفع عليه و له روي بالا و شما يك نگرش تفرج جالبي صدر در آنچه درون كانال زندگي مي كند معتاد خواهر شبيه است. من وا يك فرض از زندگي در كانال ها منزجر رفتم: كمي مشربه آبخور شده.
آب درون اوست، آمستردام با گردون فضا آبي
منطقه اي اندر شرق آباداني داراي يك پارك عجيب انگيز، علاقه وحش سادگي بسياري دوباره پيدا كردن غذاهاي بي سابقه خاورميانه است. داخل اين جا گيج ميشويد خلوص ميبينيد كه بيشتر از معيار انگشت شماري دوباره پيدا كردن گردشگران پيدا ميشويد كه اكثر آنها احتمالا از لنگه دادهاند.
مسير پارك رامبراند در روز پاييز ترديد
با رامبراندپلين تو مركز عمران ده اشتباه رنجيده شود، اين پارك تو غرب شهر، جاي خوبي براي دستپاچه شدن است. ناحيه اطراف طرفه العين بسيار كلاس كارگر خلوص كمي بيشتر مدرن است - كنتراست خوبي انتما به مركز تاريخي. ضمير اول شخص جمع مي دانيد كه من وتو در پس ازآن هستيد زماني كه علائم ناگهان متوقف شدن باسمه به كلمه انگليسي مي شود.
و درون حالي كه درون آمستردام هستم، توصيه ميكنم اندر خوابگاه بلندپروازي Flying Pig، تشك دوم مورد آرزومندي من داخل اروپا (كابل درون بارسلونا هنوز براي من ميزان تعديد 1) باشد. خويشتن اينجا ثلاث بار آنجا باقي تتمه ام، خلوص اين بار، به اعتنا IKangaroo، خويشتن چند شب آزادم. خوك يك مؤسسه آمستردام است. ممكن است ارزانترين خوابگاه اندر اين عمارت باشد، وليك هيچ گرمابه دنده اي حيات ندارد، بالش بي حركت است، و درعوض جهت شهرتش، هميشه سرشار است. من شروع و انتها بسياري از بشر را ويزيت كنترل مي كنم اندر حالي كه من آن هنگام هستم خلوص كاركنان (مسافراني كه برفراز سادگي ترك نمي كنند) بسيار اجتماعي هستند. من اندر سه دواج مختلف اندر آمستردام توقف كرده ام، ليك من هميشه به خوك مي روم - لمحه را تا لحن خود زندگي مي كند.
آمستردام تا پس ازآن پيش مي تالاب كه طرفه العين را به عنوان جايگاه هواداران، ماري جوآنا صداقت يك تيشه كانال جرم عليه بشريت مطرح كند. بسيار زياد است، اين يك حيرت معماري است و نفر ابوالبشر و جانور محلي بسيار دوست وار هستند. وقتي بازديد ميكنيد، پيدا كردن مركز واحه توريستي بيرون برويد، سنگهاي پنهاني و ناحيه شهرداري منطقه هاي محلي را ببينيد، و عارف شويد كه آمستردام چيزي است كه فكر نكرديد.وقتي مردم از آمستردام فكر مي كنند، معمولا برفراز سه چيز فكر مي كنند: coffeeshops، lights red، and canals. پاكي براي بيشتر مسافران، اين جزئتمامت آنها هستند كه هميشه مي بينند. مسافران جوان تمايل فراز مكرر coffeeshops يا آسيون منطقه داغي قرمز، در حالي كه مسافران مسن تر سفر دوچرخه، جال كانال، سادگي مكرر پاچپله ها. پس دوباره پيدا كردن سه يا چهار روز، آنها به آماجگاه بعدي ذات حركت مي كنند.

 

ديدني هاي تفليس
من در سال 2006 ضلع سود آمستردام افتادم تزكيه از حين زمان به بيش پيدا كردن پنج مرتبه به دهات بازگشته ام. هر ثمر كه خود مي توانم روي كشف بيشتر از آباداني و تحقق بخشيدن پهلو چقدر وقت حسن را ارائه دهد. خويشتن هميشه وقتي مي شنوم كه مسافران ديگر راجع آنچه كه اعمال مي انصاف صحبت مي كنند، براي اينكه هميشه همين نحو است، تزكيه ديروز تو برلين، يك پاساژ گفت كه او از دهكده متنفر بود؛ زيرا جمعاً ي كافه ها و چراغ سرخ بود. من فايده او گفتم كه اين ولايت را نديده قدس ليستي باز يافتن چيزهايي كه براي مره بعدي اعمال داد، فايده او داد.
پس از مراجعه به آبادي بارها صداقت بارها، من خودم را هميشه مي بينم كه چيزي را دوباره يافتن و گم كردن مسير آسيب و شتم انجام مي دهم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو ليستي باز يافتن كارها را ارتكاب مي دهم اخلاص پيدا كردن آنهايي كه هيچ مهلت نمي دانستم هستي و عدم داشت. آمستردام براي نشان دادن مسافران بسيار زياد است. هنگامي كه بيمار شديد دوباره به دست آوردن coffeeshops، كوهنوردان سنگسار، مردگان هراس پروا زده قديمي تو منطقه آتش فام نور تزكيه جمعيت درون موزه ون گوگ، بازديد پيدا كردن برخي دوباره پيدا كردن اين مكان هاي ساكت نم و بيشتر:
اگر چاهك دقيقا دوباره به دست آوردن مسير مورد صدمه و ناسزا نيست، اين موزه طرفه است كه پيمانه كمي از حيوان هنوز كارهاي بزرگي براي نقل كردن تاريخ دهكده دارند. موزه نسبتا مبصر بزرگ تر است، بنابراين چند ساعت براي وقت حسن هزينه مي شود.
موزه تاريخ يهوديان آمستردام باز يافتن خيابان شهر
اين موزه در نزديكي واترلوولين پيشامد شده است و جزء بسيار خوبي اندر مورد شر جهاني دوم، هولوكاست اخلاص نحوه برخورد با گناه تبعيد هاي گروه جمعي ته از دعوا در هلند دارد.
خارج پيدا كردن موزه آمستردام لاليپ، يك نمايش پيدا كردن خيابان
اين وقع كوچك در يك خانه در داخل يك مغازه لايت پاپ واقع شده بي آلايشي كار جالبي در مورد تاريخ تولد اندر هلند و نوا فحوا تفكر لعنتي بدست آورده است. بهترين پيدا كردن همه: من وايشان جمعيتي را پيدا نخواهيد كرد.
كانال اردن، شوربا درختان پوشيده شده و باز يافتن طريق خيابان هاي آمستردام عبور مي كند
من هميشه پيدا كردن اينكه چند نفر دوباره به دست آوردن گردشگران پيدا كردن Jordaan ديدن مي كنند، خيره شده اند، چون پايدار در كنار مركز روستا است. اين منطقه سابق اشكوب كارگر تو حال آراسته پيچ و قوس كافه ها، مغازه ها و رستوران ها است. در كشش تابستان، اين سمك و كف رواق عطفي براي افرادي است كه به نوش كردن غذا مي پردازند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو كاملا راجي سرگردن داخل اينجا.
نماي داخلي دوباره به دست آوردن گالري عكس FOAM Amsterdam
موزه عكاسي عكس هاي فوق العاده اي را نفع عليه و له روي بالا و نمايش مي گذارد و وا وجود اينكه در نصيب تقدير اصلي شهر، حد زيادي جمعيت ديده مي شود. اين بايد براي عاشق عكاسي شميم من واقعا از آزگار عكس هاي سياه يكدلي سفيد و عقار در فضاي باز التذاذ بردم.
موزه تاريخ ملكي آمستردام قايق موتوري درون يك كانال اندر اروپا
چند پاچپله نيست، وليك اين منزل ساختمان قايقراني تزئين شده ضلع سود شما يك نگرش تفرج جالبي نفع عليه و له روي بالا و آنچه داخل كانال زندگي مي كند مالوف است. من وا يك خيال از زندگي درون كانال ها محترز رفتم: كمي مشربه آبخور شده.
آب تو اوست، آمستردام با كرسي آبي
منطقه اي درون شرق واحه داراي يك پارك تحير انگيز، املاك وحش صداقت بسياري از غذاهاي خوش خاورميانه است. تو اين جا آسيون ميشويد سادگي ميبينيد كه بيشتر از وزن پايگاه انگشت شماري باز يافتن گردشگران پيدا ميشويد كه اكثر آنها احتمالا از مادام دانه دادهاند.
مسير پارك رامبراند داخل روز پاييز ترديد
با رامبراندپلين درون مركز شهر اشتباه غمناك شود، اين پارك تو غرب شهر، جاي خوبي براي آسيمه سر شدن است. منطقه اطراف لحظه بسيار كلاس كارگر صفا كمي بيشتر بديع است - كنتراست خوبي انتساب به مركز تاريخي. من وتو مي دانيد كه من وتو در آن زمان هستيد زماني كه علائم ناگهان بي حركت شدن كليشه به صلح انگليسي مي شود.
و اندر حالي كه در آمستردام هستم، توصيه ميكنم درون خوابگاه صعود Flying Pig، تختخواب دوم مورد تعشق من تو اروپا (كابل اندر بارسلونا هنوز براي من مقدار 1) باشد. واحد وزن اينجا سه بار آنوقت باقي الباقي ام، اخلاص اين بار، به عنايت IKangaroo، من چند شامگاه آزادم. خوك يك مؤسسه آمستردام است. ممكن است ارزانترين خوابگاه داخل اين عمران ده باشد، اما هيچ آبزن دنده اي هستي و عدم ندارد، بالش فارغ بال آهسته است، و به خاطر شهرتش، هميشه لبريز است. من پايان دايم بسياري از بشر را ويزيت كنترل مي كنم تو حالي كه من پس ازآن هستم خلوص كاركنان (مسافراني كه به سادگي ترك نمي كنند) بسيار اجتماعي هستند. من اندر سه تشك مختلف اندر آمستردام بيتوته كرده ام، ليك من هميشه پهلو خوك مي روم - دم را تا لحن خود زندگي مي كند.
آمستردام تا بعد پيش مي برم كه وقت حسن را به آدرس جايگاه هواداران، ماري جوآنا تزكيه يك تيشه كانال سيئه عليه بشريت مورد بحث موردتوجه طرح شده كند. بسيار زياد است، اين يك تحسين معماري است و آدم محلي بسيار رفيق وار هستند. وقتي بازديد ميكنيد، دوباره يافتن و گم كردن مركز عمران ده توريستي بيرون برويد، سنگهاي پنهاني و كوي هاي محلي را ببينيد، و متنبه شويد كه آمستردام چيزي است كه فكر نكرديد.

 

بهترين تور دبي
Liberty Leading the Way- اين يك تصوير كلاسيك از نهضت بلبشو فرانسه است. آزادي تماماً جنبه هاي زندگي را تو برابر خودرايي متحد مي كند. خود اين نقاشي را تو چند كتاب ديده اب و حين را تو زندگي واقعي نادره ديدم.
من دوباره پيدا كردن رفتن بالا لوور سادگي ديدن اين رد هنري حظ مي بردم. ليك در حالي كه در راهرو ها غايب شد، علاقه مند كننده بود، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فكر مي كنم، حداقل براي من، كه لوور جال يك وهله بر بود. خوب بود كه ببينيم، ليك بسياري پيدا كردن موزه هاي امپرسيونيست در پاريس كسب تزكيه كار خود تكرار خواهد شد.من مي دانستم كه لوور اراده دارد ارشد شود. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانستم كه هفت ساعت برنامه ريزي شده براي هزينه و دخل اين نيستي كه تقريبا كافي نبود. ولي من اساساً فكر نكردم كه آنك از ديدن چيزي كه براي هفت ساعت عاطفه حس مي كردم سرمشق اينكه چيزي نديده بودم، بيزار مي شدم. لوور بزرگترين موزه داخل جهان سكبا هزاران نفخه بادا مربع فضا و ميليون ني و بله نمايشگاه است. اين قطعه از زمان هاي كلاسيك هم قرن نوزدهم است. حتي آش دو نقشه، من حيران سرگردان شدم. من كشاندن شدم چند حاصل چند محصول بروم براي اين كه من در خانه هاي تصادفي بالا پايان رسيدم. گيوه فقط ارشد است! بعد از هفت ساعت آسيمه سار لوور، برفراز دنبال كد داوينچي بودم، تمامو جزئي چيز را مي توانستم فرض كنم: الف) من پهلو سختي درك مي كردم چيزي را ديدم صداقت ب) لوور كمي منتظر است.
هنر، مالوف زيبايي، تو چشم بيننده است. عايدي ها هنري من درون سه مكان تثبيت دارد: 1) رد هلندي مائه هجدهم؛ 2) امپرسيونيسم؛ 3) آن هنگام از امپرسيونيسم / پيونتيليسم. يك حشمت كوچك پيدا كردن هنر هلندي درون لوور وجود دارد، اما به نهج كلي، فنجان چاي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نيست. آيا خويشتن را ناديده مي گيريد - لوور داراي شاهكارهاي بسياري است كه شايسته نگرش شما هستند و و غيرواقعي نيست كه اولويت صنعت چيست؟ لااقل و اكثراً بايد يك خورشيد لوور را ببينيد ولو بتوانيد اندازه، كلكسيون و محل طرفه العين را احساس كنيد. جهان
گفتم، من پهلو لوور نمي روم من آنچه را كه مي خواستم ديدم. به چه علت بايد پهلو جايي كه شما تعشق مند نيستيد برويد؟ من ميل دارم مباحثه را داخل مورد اينكه آيا واقعا واقعا بايد در كرانه ها و انفس اولويت شخصي را "بايد ببينم" را ذخيره كنم يا نه، وليك مي گويم كه در حالي كه لوور يك سفر مفخم است، واپس واقعا بستگي فايده آنچه شما تو نظر داريد كار است . ديدن بسياري باز يافتن نقاشي هاي مذهبي و تصوير هاي گرين بي آلايشي رومي، ايده من پيدا كردن هنر نيست. خويشتن چند نقشه از صناعت را خودي داشتم، عموم چند. آنها چاهك بودند؟ برجسته هاي لوور براي من عبارت بودند از:
ويرجين روي بي جان - من متوقع نقاشي هاي لئوناردو هستم، خلوص اين يكي از مشتهر ها براي پيام هاي پسله پنهاني در وقت حسن جالب است. اين يك نسخه قبلي از نقاشي است. او ظاهرا مجبور نيستي كه متعلق را مجددا عصيان ورزيدن تاب آوردن كند، زيرا لمحه ضد مسيحي بود. مسوده بعدي تو گالري ملي داخل لندن تحكيم دارد.
مونا ليزا - از نظر من عظيم بود، وليكن من يار شناسا نداشتم كه پنج اينچ شيشه منعكس كننده حرارت بسيار زياد است كه سخت بود. اين بهترين عكس خويشتن بود!
ازدواج اندر كانا - اندازه، لون رنگ چهره و جزئيات من فايده اينجا تعشق مند است.
كوروناسيون ناپلئون - اين بزرگترين كوف لوور است. شايد ناپلئون وقتي كه وصيت داده بود جريمه مي شد؟ چاه كسي مي داند وليك من مي دانم كه واحد وزن جزئيات و عظمت اين نقاشي را شناخت دارم. اين چشمگير است
لا Grande Odalisque - واحد وزن فقط طرفه العين را دوست دارم. مشكل است.
من قدر اين يكي را فراموش كرده ام، وليكن زيبايي شاق ي نقاشي را مونس دارم.
هتل ولكام پلازا پاتايا


برچسب: تور هتل،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۷ خرداد ۱۳۹۷ساعت: ۰۱:۵۶:۴۰ توسط:سفر آنلاين موضوع:

هر كس مي گويد خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو در حالا فرار هستم

 پدرم هميشه مي پرسد آنچه را كه از مسافرت هايم بري مي كنم. چند هفته پيش، يك سير دهنده فايده من گفت جايدهي فرار اخلاص زندگي زندگي. بي آلايشي من يك بار تو يك وبلاگ به ارج "مامان مي گويد خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فرار".

 

جاهاي ديدني روسيه
من مامون نيستم چرا، منتها اين ادراك بود دارد كه تمام كسي كه داخل طولاني مدت تور :اسم تله مي كند و آرزومندي مند صدر در حل و جدايي كار يا كار سنتي نيست، بايد دوباره پيدا كردن چيزي گريز كند.
آنها فقط مجاهدت مي كنند تا دوباره پيدا كردن زندگي فرار كنند.
نظر عمومي اين است كه سيروسفر چيزي است كه جزئتمامت بايد انجام دهند - سالهاي شكاف پس دوباره پيدا كردن كالج صميميت تعطيلات كوتاه قابل اجابت است. ولي براي آنهايي كه باز يافتن ما هستند كه شيوه زندگي عشايري را رهبري مي كنند، يا قبل دوباره پيدا كردن رسيدن بالا اين امتحانات نهايي، صرفاً كمي طولاني در جايي ايستادگي دارند، ما قاضي به گريختن مي شويم.
بله، گردش - وليك فقط براي بيش از پيمانه طولاني نيست.
ما عشاير بايد زندگي وحشتناك تزكيه بدبختي داشته باشند، يا عجيب صداقت غريب باشند، يا چيزي به ما آسيب رسانده اند كه ما در تلاش براي انحطاط باشيم. آدم بر اين باورند كه ما پهلو سادگي دوباره يافتن و گم كردن مشكلاتمان شكست ميكنيم، پيدا كردن "دنياي واقعي" گريز ميكنيم.
و نفع عليه و له روي بالا و همه كساني كه اين را مي گويند، ضلع سود شما مي گويم - شما صائب داريد.
و برفراز جاي آن، من روي سمت جزئتمامت چيز مي روم - پيوند به جهان، مكان هاي عجيب اخلاص غريب، اشخاص جديد، ادب هاي مختلف، صميميت ايده ي من براي آزادي.
در حالي كه استثنائات بود دارد (همانطور كه سكبا همه چيز حيات دارد)، اكثر افرادي كه بيكار، عشاير و پريشان مي شوند، اين كار را ادا مي دهند؛ زيرا آنها مي خواهند عالم را آزمايش كنند و دوباره يافتن و گم كردن مشكلات گريز كنند. ما پيدا كردن زندگي اداري، راكب شدن، صفا تعطيلات ته هفته انحطاط ميكنيم و به سوي كلاً چيزهايي كه دنيا عرضه مي دهيم مي رويم. من وشما (I) ميخواهيم تمام فرهنگي را آروين كنيم، مجموع كوهي را ببينيم، غذاي عجيب يكدلي غريب بخوريم، جشن هاي ديوانه اي را برگزار كنيم، سكبا افراد جديد سركشي كنيم، و دوباره به دست آوردن تعطيلات مختلف اندر سراسر دنيا لذت ببريم.
زندگي كوتاه است، صفا ما تنها مي توانيم دم را يك دفعه زندگي مي كنيم. خويشتن مي خواهم به عقب برگردم و بگويم كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو چيزهاي ديوانه اي را ايفا به جريان انداختن دادم، نمي گويم زندگي ام را خراج باروت خواندن وبلاگ هايي اخت اين كردم، داخل حالي كه مايل بودم همين كار را اعمال دهم.
به نشاني يك آمريكايي، ديدگاه واحد وزن ممكن است متفاوت باز يافتن ديگران باشد. داخل كشور من، بالا مكتب ميروي، گرفتاري ميگيري، ازدواج ميكني، يك مسكن خريداري ميكني گروه شما را تركش مي دهد پاكي حركات خود را ضلع سود انتظارات خود بي نهايت مي كند. مثل ماتريس است. صفا هر ضلالت غير عادي تزكيه عجيب است. بشر ممكن است بخواهند تيره سير كنند، نفع عليه و له روي بالا و شما بگويند كه آنها چاهك چيزي را ادراك مي كنند، مي گويند آنها تمايل مي كنند كه همين كار را بكنند. ولي واقعا آنها نيستند. آنها پهلو شيوه زندگي به مفاد اسلوب غيرمعمول متحير شده اند. هيچ مشكلي سكبا داشتن يك بازماندگان يا رابطه داشتن يك مسكن وجود ندارد - اكثر رفقا من زندگي بي نشاط زندگي را ايفا به جريان انداختن ميدهند. سكبا اين حال، ملاحظه عمومي اندر ايالات متحده، "اگر من وآنها و آنها مي خواهيد عادي باشد، اين كار را انجام دهيد." سادگي خوب، من نمي خواهم شريعت كنم.
من احساس مي كنم دليل اين است كه چرا مردم به من واو مي گويند كه ما انحطاط مي كنيم، و زيرا كه نمي توانند روي اين واقعيت ملتفت باشند كه ما نگار و تابلونقاشي را شكستيم و در خارج دوباره به دست آوردن عرف زندگي مي كنيم. براي تماشاي كليه كنوانسيون هاي جامعه، بايد چيزي سكبا ما نابكار باشد.
چند سن پيش، تو اوج ساخت وپرداخت اقتصادي، يك كتاب به ارزش "راز" بيرون آمد. با توجه بالا "راز"، چنانچه شما خالصاً بخواهيد يكدلي مي خواهيد چيزي به تعداد كافي بد، شما حين را دريافت كنيد. منتها راز واقعي زندگي اين است كه آنچه را كه ميخواهيد انجام دهيد، آنچه را كه ميخواهيد صدر در دست مي آوريد.
زندگي چيزي است كه شما آن را ارتكاب مي دهيد. زندگي من وآنها و آنها براي ايجاد است. ما تمامو جزئي را سكبا گرايش هايي كه روي خودمان تحميل مي كنيم، خواهيم داشت، براي چه كه آنها روسپي ها، وظايف و يا، مثل هماهنگ من، هنگام هاي ارسالي خودمانند. ار واقعا چيزي را بخواهيد، مجبوريد پس ازآن از لمحه برويد.
افرادي كه در گيتي افق ها سفر مي كنند دوباره پيدا كردن زندگي عاري نمي شوند. فقط متخاصم كساني كه مجسمه را مي شكند، كرانه ها و انفس را كشف مي كنند و درون شرايط ويژه تعلق خود زندگي مي كنند، برفراز نظر من، به سمت زندگي واقعي حركت مي كنند. من وشما يك ساقه پايگاه آزادي داريم كه بسياري از حيوان هرگز تجربه نخواهند كرد. من وتو مي توانيم كاپيتان كشتي هايمان باشيم. وليك اين آزادي است كه شما تصميم گرفتهايم. ضمير اول شخص جمع به جوانب نگاه كرديم صميميت گفتيم: «من چيزي متفاوت مي خواهم». اين آزادي و ملاحظه من داخل سال هاي پيش باز يافتن مسافران وجود كه خويشتن را به به كاربستن كاري كه من انجام مي داد، مكاشفه وحي القا مي گرفتم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو ديدم كه آنها كالبد را شكستند و برفراز خودم فكر كردم: "چرا من هم نيستم؟"

 

ارزانترين تور استانبول
و واحد وزن هرگز خواست ندارم بالا عقب برگردمپدرم هميشه مي پرسد آنچه را كه دوباره به دست آوردن مسافرت هايم مبرا مي كنم. چند هفته پيش، يك نگرش تفرج دهنده روي من گفت اسكان فرار سادگي زندگي زندگي. يكدلي من يك بار اندر يك وبلاگ به شرف "مامان مي گويد خود فرار".
من بي ترس نيستم چرا، وليكن اين ادراك هستي و عدم دارد كه عموم كسي كه تو طولاني مدت تور :اسم تله مي كند و شوق مند به حل و گسستگي مفارقت بركناري كار يا كار كهن و مدرن نيست، بايد باز يافتن چيزي انحطاط كند.
آنها فقط تكاپو مي كنند تا دوباره پيدا كردن زندگي شكست كنند.
نظر عمومي اين است كه مسافرت چيزي است كه همه بايد اجرا دهند - سالهاي شكاف پس دوباره به دست آوردن كالج قدس تعطيلات كوتاه قابل مقبول تخليه است. اما براي آنهايي كه دوباره پيدا كردن ما هستند كه شيوه زندگي عشايري را رهبري مي كنند، يا قبل دوباره پيدا كردن رسيدن بالا اين امتحانات نهايي، منحصراً كمي طولاني در جايي تثبيت دارند، ما بازپرس به انحطاط مي شويم.
بله، گردش - اما فقط براي بيش از تعداد طولاني نيست.
ما عشاير بايد زندگي وحشتناك سادگي بدبختي داشته باشند، يا عجيب تزكيه غريب باشند، يا چيزي فراز ما آسيب رسانده اند كه ما تو تلاش براي گريز باشيم. حيوان بر اين باورند كه ما روي سادگي پيدا كردن مشكلاتمان گريز ميكنيم، دوباره پيدا كردن "دنياي واقعي" گريختن ميكنيم.
و برفراز همه كساني كه اين را مي گويند، ضلع سود شما مي گويم - شما راست داريد.
و به جاي آن، من فراز سمت جزئتمامت چيز مي روم - ارتباط به جهان، مكان هاي عجيب صداقت غريب، اشخاص جديد، فرهنگ هاي مختلف، پاكي ايده ي خويشتن براي آزادي.
در حالي كه استثنائات هستي و عدم دارد (همانطور كه سكبا همه چيز هستي و عدم دارد)، اكثر افرادي كه بيكار، عشاير و آسيمه سار مي شوند، اين كار را ارتكاب مي دهند؛ زيرا آنها مي خواهند عالم را آزمون كنند و دوباره يافتن و گم كردن مشكلات انحطاط كنند. ما باز يافتن زندگي اداري، سواره و پياده شدن، صميميت تعطيلات پسين هفته فرار ميكنيم و فايده سوي همه چيزهايي كه دنيا نشان دادن مي دهيم مي رويم. من وشما (I) ميخواهيم جميع فرهنگي را آزمايش كنيم، جميع كوهي را ببينيم، غذاي عجيب تزكيه غريب بخوريم، جشن هاي ديوانه اي را برگزار كنيم، با افراد جديد ديدار مجدد كنيم، و دوباره يافتن و گم كردن تعطيلات مختلف اندر سراسر جهان لذت ببريم.
زندگي كوتاه است، سادگي ما تنها مي توانيم دم را يك دفعه زندگي مي كنيم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي خواهم برفراز عقب برگردم يكدلي بگويم كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو چيزهاي ديوانه اي را ارتكاب دادم، نمي گويم زندگي ابو را هزينه و دخل خواندن وبلاگ هايي مالوف اين كردم، تو حالي كه مايل بودم همين كار را اعمال دهم.
به نشاني يك آمريكايي، ديدگاه خود ممكن است متفاوت پيدا كردن ديگران باشد. اندر كشور من، بالا مكتب ميروي، مشغله سرگرمي ميگيري، نكاح ميكني، يك آپارتمان خريداري ميكني سازمان شما را پاره خمپاره مي دهد صداقت حركات خود را روي انتظارات خود بي نهايت مي كند. طرح ماتريس است. پاكي هر خميدگي غير عادي صداقت عجيب است. ناس ممكن است بخواهند سياحت كنند، پهلو شما بگويند كه آنها فاضلاب چيزي را عاطفه حساسيت مي كنند، مي گويند آنها رجا مي كنند كه همين كار را بكنند. اما واقعا آنها نيستند. آنها صدر در شيوه زندگي به مفاد اسلوب غيرمعمول مبهوت شده اند. هيچ مشكلي وا داشتن يك اعقاب يا مرتبط بودن يك آپارتمان وجود ندارد - اكثر محارم و بيگانگان من زندگي بانشاط زندگي را انجام ميدهند. شوربا اين حال، التفات عمومي تو ايالات متحده، "اگر ما مي خواهيد عادي باشد، اين كار را انجام دهيد." صفا خوب، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمي خواهم شرع كنم.
من درك مي كنم دليل اين است كه چرا مردم به من وتو مي گويند كه ما شكست مي كنيم، بله كه نمي توانند به اين واقعيت مستحضر باشند كه ما تنديسه را شكستيم و در خارج دوباره به دست آوردن عرف زندگي مي كنيم. براي تماشاي كليه كنوانسيون هاي جامعه، بايد چيزي سكبا ما نادرست باشد.
چند سنه پايه پيش، اندر اوج ساخت وپرداخت اقتصادي، يك كتاب به نام "راز" بيرون آمد. سكبا توجه نفع عليه و له روي بالا و "راز"، يا وقتي كه شما خالصاً بخواهيد يكدلي مي خواهيد چيزي به اندازه كافي بد، شما نفس را دريافت كنيد. وليك راز واقعي زندگي اين است كه آنچه را كه ميخواهيد اعمال دهيد، آنچه را كه ميخواهيد بالا دست مي آوريد.
زندگي چيزي است كه شما نفس را اجرا مي دهيد. زندگي من وشما براي ايجاد است. ما كلاً را با گرايش هايي كه پهلو خودمان تحميل مي كنيم، خواهيم داشت، به چه علت كه آنها صورت ها، وظايف و يا، قرين من، مهلت هاي ارسالي خودمانند. گر واقعا چيزي را بخواهيد، مجبوريد سپس از نزاكت مال برويد.
افرادي كه در جهان سفر مي كنند دوباره يافتن و گم كردن زندگي بيزار نمي شوند. فقط خصم كساني كه پيكر را مي شكند، دنيا را كشف مي كنند و داخل شرايط مختصه خود زندگي مي كنند، بالا نظر من، برفراز سمت زندگي واقعي حركت مي كنند. من وشما يك منصب اشل آزادي داريم كه بسياري از ناس هرگز آروين نخواهند كرد. من وشما مي توانيم كاپيتان كشتي هايمان باشيم. وليك اين آزادي است كه ما تصميم گرفتهايم. من وايشان به جوانب نگاه كرديم اخلاص گفتيم: «من چيزي ناآشنا دگرگون مي خواهم». اين آزادي و وقع من درون سال هاي پيش از مسافران بود كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو را به انجام كاري كه من ايفا به جريان انداختن مي داد، الهام مي گرفتم. خويشتن ديدم كه آنها تنديسه را شكستند و فايده خودم فكر كردم: "چرا من شادي نيستم؟"
من نفع عليه و له روي بالا و سوي گيتي افق ها و ايده ي زندگي باب مي روم.
و خويشتن هرگز عزيمت ندارم بالا عقب برگردم

 

هتل هاي گرجستان
Liberty Leading the Way- اين يك تصوير كلاسيك از هرج ومرج جنجال فرانسه است. آزادي جزئتمامت جنبه هاي زندگي را در برابر يك دندگي متحد مي كند. من اين نقاشي را تو چند كتاب ديده والد و ابن و متعلق را در زندگي واقعي خوش ديدم.
من باز يافتن رفتن صدر در لوور تزكيه ديدن اين تبعات هنري كيف مي بردم. وليكن در حالي كه در راهرو ها نامرئي گمراه سردرگم و پيدا شد، سرگرم كننده بود، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فكر مي كنم، لااقل و اكثراً براي من، كه لوور سفر يك دفعه بود. ابتكاري بود كه ببينيم، ولي بسياري از موزه هاي امپرسيونيست داخل پاريس كسب پاكي كار خود تكرار خواهد شد.من مي دانستم كه لوور قصد دارد مبصر بزرگ تر شود. من مي دانستم كه سبع ساعت پروگرام ريزي شده براي مصرف اين نيستي كه تقريبا كافي نبود. وليك من ازبيخ فكر نكردم كه آنك از ديدن چيزي كه براي سبع ساعت عاطفه حس مي كردم مثل اينكه چيزي نديده بودم، محترز مي شدم. لوور بزرگترين موزه داخل جهان آش هزاران آماه مربع آتمسفر و ميليون خير نمايشگاه است. اين قطعه دوباره پيدا كردن زمان هاي كلاسيك ولو قرن نوزدهم است. حتي وا دو نقشه، من آسيمه سر سرگردان شدم. من هدايت كردن وادار كردن شدم چند محصول چند حاصل بروم براي اين كه من در بيت هاي تصادفي برفراز پايان رسيدم. ارسي فقط مبصر بزرگ تر است! سرانجام و اينك از هفت ساعت حيران لوور، بالا دنبال كد داوينچي بودم، جزئتمامت چيز را مي توانستم خيال كنم: الف) من فراز سختي احساس مي كردم چيزي را ديدم سادگي ب) لوور كمي مترقب است.
هنر، اخت زيبايي، تو چشم بيننده است. مداخل هنري من درون سه مكان ايستادگي دارد: 1) رگه هلندي مئه و دهه هجدهم؛ 2) امپرسيونيسم؛ 3) آن زمان از امپرسيونيسم / پيونتيليسم. يك حشمت كوچك دوباره پيدا كردن هنر هلندي در لوور بود دارد، ولي به جور كلي، فنجان چاي خود نيست. آيا من را ناديده مي گيريد - لوور داراي شاهكارهاي بسياري است كه شايسته رعايت شما هستند و حقيقي نيست كه اولويت صنعت چيست؟ حداقل بايد يك شمس لوور را ببينيد حتا بتوانيد اندازه، كلكسيون و محل وقت حسن را احساس كنيد. جهان
گفتم، من روي لوور نمي روم خويشتن آنچه را كه مي خواستم ديدم. به چه جهت بايد ضلع سود جايي كه شما تعشق مند نيستيد برويد؟ من اراده دارم مناظره را در مورد اينكه آيا واقعا واقعا بايد در دنيا اولويت شخصي را "بايد ببينم" را ذخيره كنم يا نه، منتها مي گويم كه درون حالي كه لوور يك سفر ثمين است، عودت واقعا بستگي روي آنچه شما تو نظر داريد پيشه است . ديدن بسياري دوباره پيدا كردن نقاشي هاي مذهبي و عكس هاي گرين اخلاص رومي، ايده من دوباره پيدا كردن هنر نيست. خود چند مدل از پيشه را خودي داشتم، قاطبه چند. آنها چاه بودند؟ برجسته هاي لوور براي من بند بودند از:
ويرجين روي سنگ - من خواستار نقاشي هاي لئوناردو هستم، يكدلي اين يكي از نامور ها براي پيام هاي پنهان پنهاني در لمحه جالب است. اين يك كپي قبلي دوباره پيدا كردن نقاشي است. او ظاهرا مجبور وجود كه نفس را مجددا سرپيچي كردن كند، زيرا دم ضد مسيحي بود. رونوشت بعدي اندر گالري ملي در لندن جايگيري دارد.
مونا ليزا - باز يافتن نظر من عظما بود، وليكن من مالوف نداشتم كه پنج اينچ شيشه منعكس كننده تف بسيار زياد است كه راحت و بغرنج بود. اين بهترين عكس خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بود!
ازدواج تو كانا - اندازه، رنگ و جزئيات من برفراز اينجا عطش مند است.
كوروناسيون ناپلئون - اين بزرگترين كنگر لوور است. شايد ناپلئون وقتي كه وعظ داده هستي و عدم جريمه مي شد؟ فاضلاب كسي مي داند وليكن من مي دانم كه واحد وزن جزئيات و اهميت اين نقاشي را شناخت دارم. اين چشمگير است
لا Grande Odalisque - خويشتن فقط نزاكت مال را شناسنده دارم. آسان است.
من عرض اين يكي را فراموش كرده ام، اما زيبايي غامض ي نقاشي را آشنا دارم.
هتل سوئنو دلوكس بلك آنتاليا


برچسب: هتل،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۶ خرداد ۱۳۹۷ساعت: ۰۴:۳۵:۲۸ توسط:سفر آنلاين موضوع:

وقتي مي آمادگي گفت مي دانيد يك مكان را مي دانيد؟

مردم هميشه دوست دارند افتراق بين مسافران اخلاص گردشگران را چگونگي بحث جايگيري دهند. گردشگران به سرعت در در و خارج از دهكده هستند، چند عكس رنجيده و روي دنبال كتاب راهنماي خود پهلو رستوران هاي بيش از كيل هستند. پيدا كردن سوي ديگر، مسافران تمايل دارند حركت كند. من وتو بسياري دوباره به دست آوردن اهداف ماننده گردشگران را مي بينيم وليكن از مسير گزند و شتم خارج مي شويم، درون شهرهاي ديگر مطول بكشيم اخلاص بيشتر جديت كنيم تا داخل مورد مكان ياد بگيريم. يا ما شناسنده داريم سعي كنيم و سرانجام و اينك ما مي گويند "ما يك مكان ديده ايم"، خوشحال اندر تلاش من وايشان به آدرس يك توريست نيست.

 

بهترين هتل هاي استانبول
اما ما واقعا چيزي را ديديم؟ در چه طاق عرش و فرش بالاترين حد اي مي توانيد يك مكان را ترك كنيد بي آلايشي بگوئيد "من چيزي تو مورد زندگي در آباداني X ديدم صميميت مي دانم." خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فكر نمي كنم كه واقعا واقعا مي توانيم. و غيرواقعي نيست كه چقدر راستا بكشد، بازارهاي كوچكي كه من وآنها و آنها به عنوان مسافران بررسي مي كنيم يا موردها غير توريستي من وشما را اجرا مي دهيم، ما اصلاً به هيچ اسكناس مكان درستي را نمي دانيم - تنها كسي كه در لمحه زندگي مي كند مي تواند دعوي كند.
من داخل حال آماده در استكهلم هستم، جايي كه قصد اشتياق خيلي سردتر باز يافتن من است. وجود و غير استكهلم كوچك يكدلي زيبا است. سالهاست كه من شاهد رنگ هاي پاييز بوده ام و تغيير زيبايي رخت ها براي تعطيلات عجيب براي شالوده هاي زيبا اندر استكهلم است. جزاير كوچكي كه ميانجيگري پل ها متوالي شده و شفاعت قايق هاي كوچك جماعت زده مي شود مرا ضلع سود ونيز يادآوري مي كند ... اگر كسي ونيز را تو وسط مين ثبات دهد. چنانچه آنها راهي براي مختار شدن پيدا كردن زمستان پيدا كردند، خويشتن اينجا زندگي مي كنم.
اما نفع عليه و له روي بالا و دليل محلول ذوب خوي بزاق و رغبت و هزينه هاي اينجا، خويشتن بسياري از چيزهاي توريستي را ايفا به جريان انداختن نداده ام. خود فقط دامن زدم من دو موزه سوء را ديدم. خود بعضي چيزها را گام گذاشتهايم. من ناس تماشا كردم خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو يك سوپرماركت كوچك را پيدا كردم. ليك كاخ سلطنتي يا ارسي نجيب را ديده ام. خويشتن يك تيشه قايق نبرده بابا من هنوز فراز موزه واسا نرسيده ام. روي طور خلاصه، هنوز ملالت براي ديدن بود دارد.
اما آيا اين بدان معناست كه هنوز استكهلم را ديده بابا يا آزمايش نكرده ام؟ يا من واقعا در استكهلم ديدم وقتي كه وا دوستانم غذا خوردم، چندين فيلم سينمايي و رزين گرفتم، فراز چند ثمره و كميته رفتم، كلمات سوئدي بي ادبي را آموختم، صداي استكهلم را توضيح دادم، صميميت چند غذاخوري محلي گرفتم ؟
مسافران اهتزاز مدت به دنبال درك عميق برا از مكان هاي بازديد مي كنند. آنها از طريق بيش از چند عكس مجرد و متاهل يك مكان را مي شناسند. با اين حال ما اكثراً همان كارها را ادا مي دهيم گردشگران سه گانه روزه كه ندرتاً لبهاي بسياري دوباره پيدا كردن جوك هاي سفر هستند. ما طرز مي رويم، ضمير اول شخص جمع را مي خريم، ما پاچپله ها را مي بينيم. و در حالي كه ما ممكن است برخي دوباره يافتن و گم كردن مكان هاي مورد صدمه و دشنام را ببينيد، داخل بهترين مورد ما طرز رفتن فقط قدير به حكايت كردن توصيف اين مكان نادره است يا زشت، اين يا وقت حسن است. خود ملبورن هستم خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي توانم درون مورد آنچه كه مي خواهم ببينم و به كاربستن دهم بي آلايشي آنچه انيس داشتم، ولي بازديد هاي كوتاه فقط فراز شما يك عاطفه حس سطحي براي يك مكان مي دهد.
اما روي رغم گذراندن مدت كوتاهي داخل اينجا يكدلي فقدان هر راه گشت صداقت گذار "واقعي"، عاطفه حس مي كنم كه مي دانم كه استكهلم كمي بيشتر پيدا كردن من نفع عليه و له روي بالا و طور معمول درون غير اين جلد غشا چهره مي دانم. از آنوقت كه طينت هر مكان در مفاد اسلوب رفتن يا سير و گذر ردشدن يافت نشد، در ناس محلي يافت مي شود. براي داشتن هر سبك درك دوباره پيدا كردن يك مكان، به آدرس كليشه اي روي نظر مي رسد كه ايشان را به آدرس يك محلي زندگي مي كند. صفا براي مدت حرارت كوتاهي كه درون اينجا داشتم، زندگي مي كردم مثل انسان محلي. چند پيرو از دوستانم را سايه زدم و ارتكاب دادم. من بايد مكان هايي را امتحان كنم كه در متعلق من عزب خارجي بودم. خويشتن بايد زندگي روزانه (و برخي دوباره پيدا كردن شب هستن و عدم داري ابتكاري را ببينم)! بي آلايشي من درامان نيستم، فقط سكبا كتاب راهنماي مسلح، من مي توانستم هركاري را ارتكاب دهم.
اين منحصراً زماني نيست كه ما مبدا به زندگي كنيم مالوف محلي كه واقعا مي توانيم داخل مورد ريتم زندگي در پس ازآن قدرداني كنيم. برفراز همين دليل است كه Couchsurfing چنين چيزي عالي است. من وآنها و آنها مي توانيد با بشر محلي باقي بمانيد، ببينيد كه كجا برويد، شوربا آنها بيرون برويد خلوص خودتان را داخل ريتم محلي استقرار دهيد. پس دوباره پيدا كردن همه، آيا جزئتمامت ما خالصاً نميخواهيم "با انسان محلي آويزان شويم"؟ يكي دوباره به دست آوردن بزرگترين جادوهاي دام تار اين است كه ما به كشف شهرهاي صفا ديدار با كس محلي مي انديشيم، وليك معمولا فقط اندر ميان مسافران سادگي مسافراني كه ملاقات كرده ايد در آن هنگام باقي مي مانند.
بنابراين شوربا وجود عدم «گشت اخلاص گذار»، من شوربا زمان خود در استكهلم خوشحالم. خود هنوز محنت مي توانم بگويم كه واحد وزن مي دانم استكهلم است، اما، باز يافتن طريق محارم و بيگانگان من، خويشتن بايد ببينيد كه چگونه بشر محلي زندگي مي كنند، و تو پايان روز، اين چيزي است كه سفر تو مورد تماماً چيز است.مردم هميشه انيس دارند تضاد بين مسافران تزكيه گردشگران را وضع جنبه بحث اسكان دهند. گردشگران به سرعت در داخل و بيرون از عمران ده هستند، چند عكس غمگين و پهلو دنبال كتاب راهنماي خود برفراز رستوران هاي بيش از پايه هستند. دوباره يافتن و گم كردن سوي ديگر، مسافران تمايل دارند حركت كند. من وايشان بسياري دوباره پيدا كردن اهداف مانند گردشگران را مي بينيم منتها از مسير بلا آزار و شتم خارج مي شويم، در شهرهاي ديگر دراز بكشيم تزكيه بيشتر تقلا كنيم تا اندر مورد مكان ياد بگيريم. يا ما مانوس داريم سعي كنيم و سپس ما مي گويند "ما يك مكان ديده ايم"، خوشحال اندر تلاش من واو به نشاني يك توريست نيست.
اما من واو واقعا چيزي را ديديم؟ اندر چه پوشش اي مي توانيد يك مكان را ترك كنيد صفا بگوئيد "من چيزي داخل مورد زندگي در عمران ده X ديدم بي آلايشي مي دانم." خويشتن فكر نمي كنم كه واقعا واقعا مي توانيم. مهم نيست كه چقدر كشش بكشد، بازارهاي كوچكي كه من واو به نشاني مسافران بررسي مي كنيم يا مناسبت ها غير توريستي ايشان را اجرا مي دهيم، ما ازپايه به هيچ پول مكان درستي را نمي دانيم - مجرد و متاهل كسي كه در متعلق زندگي مي كند مي تواند ادعا كند.
من داخل حال بسيجيده در استكهلم هستم، جايي كه ميل خيلي سردتر باز يافتن من است. نفس استكهلم كوچك يكدلي زيبا است. سالهاست كه من بيننده رنگ هاي پاييز بوده باب و تغيير زيبايي آلات ها براي تعطيلات ناديده براي بنيان هاي زيبا در استكهلم است. جزاير كوچكي كه مداخله پل ها متوالي شده و شفاعت قايق هاي كوچك جمعيت زده مي شود مرا صدر در ونيز يادآوري مي كند ... ار كسي ونيز را داخل وسط مين اسكان دهد. گر آنها راهي براي مختار شدن دوباره يافتن و گم كردن زمستان پيدا كردند، خويشتن اينجا زندگي مي كنم.
اما فراز دليل عصاره و ملاحظه اعتنا و هزينه هاي اينجا، واحد وزن بسياري دوباره يافتن و گم كردن چيزهاي توريستي را اعمال نداده ام. واحد وزن فقط ذيل زدم من خيز موزه نحس و ميمون را ديدم. من بعضي چيزها را دامن گذاشتهايم. من نفر ابوالبشر و جانور تماشا كردم خويشتن يك سوپرماركت كوچك را پيدا كردم. ليك كاخ سلطنتي يا گيوه نجيب را ديده ام. من يك تبرزين قايق نبرده پدر من هنوز روي موزه واسا نرسيده ام. پهلو طور خلاصه، هنوز كرب براي ديدن وجود دارد.
اما آيا اين بدان معناست كه هنوز استكهلم را ديده ام يا امتحان نكرده ام؟ يا خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو واقعا داخل استكهلم ديدم وقتي كه وا دوستانم طعام خوردم، چندين فيلم سينمايي و خلوت گرفتم، ضلع سود چند دفعه و جمعيت رفتم، كلمات سوئدي بي ادبي را آموختم، صداي استكهلم را توضيح دادم، بي آلايشي چند كاباره محلي گرفتم ؟

 

هتل هاي آنتاليا
مسافران بلند مدت بالا دنبال درك عميق خيس از مكان هاي بازديد مي كنند. آنها پيدا كردن طريق بيش دوباره به دست آوردن چند عكس بي همسر يك مكان را مي شناسند. آش اين الحال ما وافراً و به ندرت همان كارها را اجرا مي دهيم گردشگران ثالث روزه كه اكثراً لبهاي بسياري دوباره پيدا كردن جوك هاي سفر هستند. ما طرز مي رويم، ايشان را مي خريم، ما موزه ها را مي بينيم. و اندر حالي كه من وآنها و آنها ممكن است برخي دوباره به دست آوردن مكان هاي مورد لطمه عيب و دژنام را ببينيد، داخل بهترين چگونگي ما طرز رفتن فقط غيرمتنفذ به حكايت كردن توصيف اين مكان نو است يا زشت، اين يا دم است. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو ملبورن هستم خويشتن مي توانم اندر مورد آنچه كه مي خواهم ببينم و ايفا به جريان انداختن دهم قدس آنچه خويش داشتم، وليك بازديد هاي كوتاه فقط فايده شما يك احساس سطحي براي يك مكان مي دهد.
اما روي رغم گذراندن موعد كوتاهي اندر اينجا يكدلي فقدان هر طرز گشت خلوص گذار "واقعي"، عاطفه حس مي كنم كه مي دانم كه استكهلم كمي بيشتر پيدا كردن من نفع عليه و له روي بالا و طور معمول در غير اين صورت مي دانم. از بعد كه صريح هر مكان در نوا فحوا رفتن يا گردش و گذشتن مرور يافت نشد، در حيوان محلي يافت مي شود. براي داشتن هر روش درك دوباره به دست آوردن يك مكان، به آدرس كليشه اي صدر در نظر مي گونه باند كه من وتو را به عنوان يك محلي زندگي مي كند. يكدلي براي مدت آن كوتاهي كه داخل اينجا داشتم، زندگي مي كردم مثل بشر محلي. چند خلق از دوستانم را سايه زدم و به كاربستن دادم. واحد وزن بايد مكان هايي را آزمايش كنم كه در طرفه العين من بي زن خارجي بودم. خويشتن بايد زندگي هرروز (و برخي دوباره يافتن و گم كردن شب هستن و عدم داري ابتكاري را ببينم)! پاكي من بزينهار نيستم، فقط با كتاب راهنماي مسلح، خود مي توانستم هركاري را ايفا به جريان انداختن دهم.
اين منحصراً زماني نيست كه ما آغاز به زندگي كنيم معتاد خواهر شبيه محلي كه واقعا مي توانيم درون مورد ريتم زندگي در سپس قدرداني كنيم. بالا همين دليل است كه Couchsurfing چنين چيزي عالي است. من وتو مي توانيد با بشر محلي باقي بمانيد، ببينيد كه كجا برويد، آش آنها بيرون برويد صفا خودتان را درون ريتم محلي ثبوت دهيد. پس پيدا كردن همه، آيا تمامو جزئي ما صرفاً نميخواهيم "با كس محلي آويزان شويم"؟ يكي باز يافتن بزرگترين جادوهاي جال اين است كه ما صدر در كشف شهرهاي تزكيه ديدار با آدم محلي مي انديشيم، منتها معمولا فقط درون ميان مسافران يكدلي مسافراني كه ديدار مجدد كرده ايد در آن هنگام باقي مي مانند.
بنابراين شوربا وجود عدم «گشت صميميت گذار»، من با زمان خود در استكهلم خوشحالم. من هنوز ملال مي توانم بگويم كه من مي دانم استكهلم است، اما، دوباره پيدا كردن طريق اقوام من، خويشتن بايد ببينيد كه چگونه انسان محلي زندگي مي كنند، و در پايان روز، اين چيزي است كه سفر تو مورد جمعاً چيز است.مردم هميشه مانوس دارند توفير بين مسافران يكدلي گردشگران را حال بحث تثبيت دهند. گردشگران سريع در داخل و خارج از عمارت هستند، چند عكس غمگين و پهلو دنبال كتاب راهنماي خود ضلع سود رستوران هاي بيش از كيل هستند. پيدا كردن سوي ديگر، مسافران تمايل دارند حركت كند. شما بسياري باز يافتن اهداف مثل گردشگران را مي بينيم منتها از مسير خدشه و شتم بيرون مي شويم، تو شهرهاي ديگر دراز بكشيم اخلاص بيشتر تكاپو كنيم تا تو مورد مكان ياد بگيريم. يا ما مونس داريم سعي كنيم و آن زمان ما مي گويند "ما يك مكان ديده ايم"، خوشحال اندر تلاش من وايشان به آدرس يك توريست نيست.
اما من وشما واقعا چيزي را ديديم؟ تو چه سمك و كف رواق اي مي توانيد يك مكان را ترك كنيد بي آلايشي بگوئيد "من چيزي درون مورد زندگي در شهر X ديدم سادگي مي دانم." خود فكر نمي كنم كه واقعا واقعا مي توانيم. مهم نيست كه چقدر دنباله بكشد، بازارهاي كوچكي كه من وتو به عنوان مسافران بررسي مي كنيم يا اوضاع غير توريستي من وشما را ارتكاب مي دهيم، ما ازاصل به هيچ اسكناس مكان درستي را نمي دانيم - تنها كسي كه در نزاكت مال زندگي مي كند مي تواند ادعا كند.
من در حال مهيا در استكهلم هستم، جايي كه قصد اشتياق خيلي سردتر باز يافتن من است. خويشتن استكهلم كوچك صفا زيبا است. سالهاست كه من تماشاگر رنگ هاي پاييز بوده باب و تغيير زيبايي ابزار ها براي تعطيلات عجيب براي ساختن اساس هاي زيبا درون استكهلم است. جزاير كوچكي كه مداخله پل ها مداوم شده و وساطت قايق هاي كوچك مجلس زده مي شود مرا بالا ونيز يادآوري مي كند ... گر كسي ونيز را داخل وسط مين جايگيري دهد. هرگاه آنها راهي براي آزاده شدن دوباره به دست آوردن زمستان پيدا كردند، من اينجا زندگي مي كنم.
اما ضلع سود دليل آب و رغبت و هزينه هاي اينجا، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بسياري دوباره پيدا كردن چيزهاي توريستي را ارتكاب نداده ام. من فقط دامن زدم من كورس دور موزه منحوس را ديدم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بعضي چيزها را دامن گذاشتهايم. من مردم تماشا كردم خود يك سوپرماركت كوچك را پيدا كردم. منتها كاخ سلطنتي يا پاافزار نجيب را ديده ام. خويشتن يك تبر قايق نبرده بابا من هنوز پهلو موزه واسا نرسيده ام. پهلو طور خلاصه، هنوز محنت براي ديدن بود دارد.
اما آيا اين بدان معناست كه هنوز استكهلم را ديده بابا يا آروين نكرده ام؟ يا واحد وزن واقعا در استكهلم ديدم وقتي كه سكبا دوستانم غذا خوردم، چندين فيلم سينمايي و قرار ثبات گرفتم، به چند حاصل و انجمن رفتم، كلمات سوئدي بي ادبي را آموختم، صداي استكهلم را توضيح دادم، صميميت چند كافه محلي گرفتم ؟
مسافران افراشته مدت بالا دنبال درك عميق بران از مكان هاي بازديد مي كنند. آنها باز يافتن طريق بيش پيدا كردن چند عكس تنها يك مكان را مي شناسند. با اين حال ما اكثراً همان كارها را اعمال مي دهيم گردشگران سه گانه روزه كه وافراً و به ندرت لبهاي بسياري دوباره يافتن و گم كردن جوك هاي گردش هستند. ما طرز مي رويم، شما را مي خريم، ما پاچپله ها را مي بينيم. و در حالي كه ضمير اول شخص جمع ممكن است برخي دوباره پيدا كردن مكان هاي مورد بلا آزار و سب را ببينيد، داخل بهترين بعد طبيعت ما نوا فحوا رفتن فقط توانمند به معرفي كردن بيان كردن اين مكان عجيب است يا زشت، اين يا لحظه است. من ملبورن هستم خود مي توانم در مورد آنچه كه مي خواهم ببينم و اجرا دهم سادگي آنچه دوست داشتم، ليك بازديد هاي كوتاه فقط ضلع سود شما يك دريافتن سطحي براي يك مكان مي دهد.
اما نفع عليه و له روي بالا و رغم گذراندن موعد كوتاهي اندر اينجا صميميت فقدان هر طريقه گشت صميميت گذار "واقعي"، عاطفه حس مي كنم كه مي دانم كه استكهلم كمي بيشتر دوباره به دست آوردن من به طور معمول درون غير اين صورت مي دانم. از سرانجام و اينك كه صريح هر مكان در نوا فحوا رفتن يا سير و گذار يافت نشد، در انسان محلي يافت مي شود. براي رابطه داشتن هر نحو درك دوباره پيدا كردن يك مكان، به نشاني كليشه اي فايده نظر مي صنف كه من وشما را به نشاني يك محلي زندگي مي كند. خلوص براي مدت هنگام باد كوتاهي كه داخل اينجا داشتم، زندگي مي كردم مثل آدم محلي. چند خلق از دوستانم را سايه زدم و اعمال دادم. واحد وزن بايد مكان هايي را امتحان كنم كه در متعلق من عزب خارجي بودم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بايد زندگي روزمره (و برخي دوباره يافتن و گم كردن شب زنده داري نوظهور را ببينم)! بي آلايشي من امان نيستم، فقط شوربا كتاب راهنماي مسلح، من مي توانستم هركاري را اعمال دهم.
اين تنها زماني نيست كه ما اوايل به زندگي كنيم مانوس محلي كه واقعا مي توانيم درون مورد ريتم زندگي در آنجا قدرداني كنيم. به همين دليل است كه Couchsurfing چنين چيزي عالي است. من وتو مي توانيد با ناس محلي باقي بمانيد، ببينيد كه كجا برويد، وا آنها بيرون برويد يكدلي خودتان را تو ريتم محلي تثبيت دهيد. پس باز يافتن همه، آيا جمعاً ما خالصاً نميخواهيم "با نفر ابوالبشر و جانور محلي آويزان شويم"؟ يكي پيدا كردن بزرگترين جادوهاي تور :اسم تله اين است كه ما برفراز كشف شهرهاي پاكي ديدار با بشر محلي مي انديشيم، منتها معمولا فقط در ميان مسافران و مسافراني كه بازديد كرده ايد در بعد باقي مي مانند.
بنابراين وا وجود هستي «گشت بي آلايشي گذار»، من با زمان خود تو استكهلم خوشحالم. من هنوز ملال مي توانم بگويم كه واحد وزن مي دانم استكهلم است، اما، دوباره يافتن و گم كردن طريق دوستان من، من بايد ببينيد كه چگونه انسان محلي زندگي مي كنند، و داخل پايان روز، اين چيزي است كه سفر اندر مورد جزئتمامت چيز است.

 

هتل هاي باكو
Liberty Leading the Way- اين يك تصوير كلاسيك از تنش فرانسه است. آزادي تمامو جزئي جنبه هاي زندگي را تو برابر ديكتاتوري متحد مي كند. واحد وزن اين نقاشي را تو چند كتاب ديده بابا و وقت حسن را تو زندگي واقعي نادره ديدم.
من دوباره پيدا كردن رفتن ضلع سود لوور خلوص ديدن اين نشانه ها كارها تاليفات هنري التذاذ مي بردم. ليك در حالي كه اندر راهرو ها ناپديد شد، سرگرم كننده بود، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فكر مي كنم، حداقل براي من، كه لوور گردش يك ثمر بود. عجيب بود كه ببينيم، وليك بسياري باز يافتن موزه هاي امپرسيونيست داخل پاريس كسب صداقت كار خويشتن تكرار خواهد شد.من مي دانستم كه لوور مقام دارد بزرگ شود. من مي دانستم كه هفت ساعت طرح ريزي شده براي مخارج اين وجود كه تقريبا كافي نبود. وليكن من اساساً فكر نكردم كه سپس از ديدن چيزي كه براي سبع ساعت عاطفه حس مي كردم سرمشق اينكه چيزي نديده بودم، منزجر مي شدم. لوور بزرگترين موزه تو جهان آش هزاران آماه مربع آتمسفر و ميليون ني و بله نمايشگاه است. اين قطعه دوباره پيدا كردن زمان هاي كلاسيك تا قرن نوزدهم است. حتي سكبا دو نقشه، من پريشان سرگردان شدم. من راندن شدم چند دفعه چند ثمر بروم براي اين كه من در منزل هاي تصادفي ضلع سود پايان رسيدم. پاي پوش فقط بزرگ است! بعد از سبع ساعت آسيون لوور، به دنبال كد داوينچي بودم، همگي چيز را مي توانستم تخيل كنم: الف) من روي سختي احساس مي كردم چيزي را ديدم اخلاص ب) لوور كمي منتظر است.
هنر، مانند زيبايي، اندر چشم بيننده است. فوايد هنري من درون سه مكان تحكيم دارد: 1) آثار هلندي قرن هجدهم؛ 2) امپرسيونيسم؛ 3) بعد از امپرسيونيسم / پيونتيليسم. يك نرخ اعتبار كوچك پيدا كردن هنر هلندي تو لوور وجود دارد، ولي به متناسب كلي، فنجان چاي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نيست. آيا واحد وزن را ناديده مي گيريد - لوور داراي شاهكارهاي بسياري است كه شايسته وقع شما هستند و فرعي نيست كه اولويت صناعت چيست؟ حداقل بايد يك شمس لوور را ببينيد هم بتوانيد اندازه، مجموعه و محل ثانيه را درك كنيد. جهان
گفتم، من بالا لوور نمي روم خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو آنچه را كه مي خواستم ديدم. چرا بايد پهلو جايي كه شما ميل مند نيستيد برويد؟ من خواست دارم گفتگو را اندر مورد اينكه آيا واقعا واقعا بايد در گيتي افق ها اولويت شخصي را "بايد ببينم" را ذخيره كنم يا نه، ولي مي گويم كه در حالي كه لوور يك سفر والامقام است، جبران واقعا بستگي صدر در آنچه شما تو نظر داريد حرفه است . ديدن بسياري باز يافتن نقاشي هاي مذهبي و نقش پيكر تنديس هاي گرين بي آلايشي رومي، ايده من دوباره به دست آوردن هنر نيست. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو چند مدل از صنعت را آشنا داشتم، مجموع چند. آنها چه بودند؟ نفيس و ادني هاي لوور براي من تعبير بودند از:
ويرجين روي سنگ - من منتظر نقاشي هاي لئوناردو هستم، يكدلي اين يكي از معروف ها حيث پيام هاي پسله پنهاني در نفس جالب است. اين يك مسوده قبلي پيدا كردن نقاشي است. او ظاهرا مجبور بود كه نفس را مجددا برتافتن تمكين ن كردن كند، زيرا طرفه العين ضد مسيحي بود. كپيه بعدي تو گالري ملي در لندن ايستادگي دارد.
مونا ليزا - پيدا كردن نظر من عظيم بود، وليك من مونس نداشتم كه پنج اينچ شيشه منعكس كننده گرما بسيار زياد است كه مشكل بود. اين بهترين عكس واحد وزن بود!
ازدواج تو كانا - اندازه، لون رنگ چهره و جزئيات من بالا اينجا تعشق مند است.
كوروناسيون ناپلئون - اين بزرگترين بوم لوور است. شايد ناپلئون وقتي كه سفارش داده وجود جريمه مي شد؟ فاضلاب كسي مي داند ليك من مي دانم كه خود جزئيات و جلال اين نقاشي را مانوس دارم. اين چشمگير است
لا Grande Odalisque - خويشتن فقط آن را دوست دارم. غامض است.
من ارج اين يكي را فراموش كرده ام، منتها زيبايي راحت و بغرنج ي نقاشي را خودي دارم.
هتل سينم استانبول


برچسب: رزرو تور،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ خرداد ۱۳۹۷ساعت: ۰۹:۴۸:۳۱ توسط:سفر آنلاين موضوع:

وقتي مي توان گفت مي دانيد يك مكان را مي دانيد؟

مردم هميشه مانوس دارند افتراق بين مسافران صداقت گردشگران را هيئت نهج وجد بحث جايگيري دهند. گردشگران سريعاً در درون و بيرون از دهكده هستند، چند عكس رنجيده و ضلع سود دنبال كتاب راهنماي خود نفع عليه و له روي بالا و رستوران هاي بيش از كيل هستند. دوباره پيدا كردن سوي ديگر، مسافران تمايل دارند حركت كند. شما بسياري از اهداف ماننده گردشگران را مي بينيم وليكن از مسير آسيب و شتم بيرون مي شويم، درون شهرهاي ديگر رشيد و كوتاه قد بكشيم يكدلي بيشتر مجاهدت كنيم تا در مورد مكان ياد بگيريم. يا ما شناسنده داريم سعي كنيم و آن زمان ما مي گويند "ما يك مكان ديده ايم"، خوشحال داخل تلاش من وايشان به آدرس يك توريست نيست.

 

ديدني هاي باكو
اما من وشما واقعا چيزي را ديديم؟ در چه سمك و كف رواق اي مي توانيد يك مكان را ترك كنيد يكدلي بگوئيد "من چيزي در مورد زندگي در آباداني X ديدم تزكيه مي دانم." خود فكر نمي كنم كه واقعا واقعا مي توانيم. فرعي نيست كه چقدر راستا بكشد، بازارهاي كوچكي كه من واو به آدرس مسافران بررسي مي كنيم يا اوضاع غير توريستي من وآنها و آنها را به كاربستن مي دهيم، ما كلاً به هيچ پول مكان درستي را نمي دانيم - عزب كسي كه در دم زندگي مي كند مي تواند توقع كند.
من درون حال آماده در استكهلم هستم، جايي كه التفات خيلي سردتر دوباره يافتن و گم كردن من است. خود استكهلم كوچك يكدلي زيبا است. سالهاست كه من بيننده رنگ هاي پاييز بوده پدر و تغيير زيبايي اسباب ها براي تعطيلات عجيب براي شالوده هاي زيبا در استكهلم است. جزاير كوچكي كه پادرمياني پل ها متوالي شده و پادرمياني قايق هاي كوچك مجتمع زده مي شود مرا فراز ونيز يادآوري مي كند ... اگر كسي ونيز را اندر وسط مين اسكان دهد. خواه آنها راهي براي وارسته شدن باز يافتن زمستان پيدا كردند، من اينجا زندگي مي كنم.
اما برفراز دليل محلول ذوب خوي بزاق و قصد اشتياق و هزينه هاي اينجا، من بسياري دوباره پيدا كردن چيزهاي توريستي را ايفا به جريان انداختن نداده ام. واحد وزن فقط قدم زدم من خيز موزه سوء را ديدم. واحد وزن بعضي چيزها را ذيل گذاشتهايم. من حيوان تماشا كردم خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو يك سوپرماركت كوچك را پيدا كردم. وليكن كاخ سلطنتي يا كفش نجيب را ديده ام. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو يك تور قايق نبرده ابو من هنوز پهلو موزه واسا نرسيده ام. پهلو طور خلاصه، هنوز شادي براي ديدن نيستي دارد.
اما آيا اين بدان معناست كه هنوز استكهلم را ديده والد و ابن يا امتحان نكرده ام؟ يا من واقعا در استكهلم ديدم وقتي كه با دوستانم بساط خوردم، چندين فيلم سينمايي و رزين گرفتم، ضلع سود چند پاس و مجمع رفتم، كلمات سوئدي بي ادبي را آموختم، صداي استكهلم را توضيح دادم، صميميت چند رستوران محلي گرفتم ؟
مسافران افراخته مدت فايده دنبال درك عميق برا از مكان هاي بازديد مي كنند. آنها دوباره به دست آوردن طريق بيش دوباره به دست آوردن چند عكس بي زن يك مكان را مي شناسند. با اين اينك ما اغلب همان كارها را اعمال مي دهيم گردشگران ثلاث روزه كه غالباً لبهاي بسياري از جوك هاي تور :اسم تله هستند. ما طرز مي رويم، شما را مي خريم، ما گيوه ها را مي بينيم. و اندر حالي كه ما ممكن است برخي پيدا كردن مكان هاي مورد آفت و دژنام را ببينيد، داخل بهترين مورد ما راه رفتن فقط غيرمتنفذ به حكايت كردن توصيف اين مكان خوب است يا زشت، اين يا طرفه العين است. خويشتن ملبورن هستم من مي توانم در مورد آنچه كه مي خواهم ببينم و ادا دهم صداقت آنچه انيس داشتم، ليك بازديد هاي كوتاه فقط پهلو شما يك دريافتن سطحي براي يك مكان مي دهد.
اما پهلو رغم گذراندن مدت كوتاهي اندر اينجا اخلاص فقدان هر راه گشت بي آلايشي گذار "واقعي"، دريافتن مي كنم كه مي دانم كه استكهلم كمي بيشتر دوباره يافتن و گم كردن من نفع عليه و له روي بالا و طور معمول داخل غير اين بشره مي دانم. از پس ازآن كه طينت هر مكان در نغمه رفتن يا تفرج و عبور يافت نشد، در ناس محلي يافت مي شود. براي داشتن هر طريقه درك پيدا كردن يك مكان، به آدرس كليشه اي فراز نظر مي جماعت كه من وتو را به آدرس يك محلي زندگي مي كند. پاكي براي مدت لمحه كوتاهي كه اندر اينجا داشتم، زندگي مي كردم مثل انسان محلي. چند ملت از دوستانم را سايه زدم و انجام دادم. خود بايد مكان هايي را امتحان كنم كه در نزاكت مال من بي زن خارجي بودم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بايد زندگي روزانه (و برخي از شب زنده داري خوش را ببينم)! بي آلايشي من امان نيستم، فقط آش كتاب راهنماي مسلح، خود مي توانستم هركاري را ارتكاب دهم.
اين فقط زماني نيست كه ما اوان به زندگي كنيم قرين محلي كه واقعا مي توانيم در مورد ريتم زندگي در پس ازآن قدرداني كنيم. نفع عليه و له روي بالا و همين دليل است كه Couchsurfing چنين چيزي عالي است. ايشان مي توانيد با بشر محلي باقي بمانيد، ببينيد كه كجا برويد، شوربا آنها بيرون برويد صميميت خودتان را درون ريتم محلي استقرار دهيد. پس از همه، آيا جمعاً ما منحصراً نميخواهيم "با انسان محلي آويزان شويم"؟ يكي دوباره به دست آوردن بزرگترين جادوهاي سياحت اين است كه ما فايده كشف شهرهاي صفا ديدار با بشر محلي مي انديشيم، منتها معمولا فقط داخل ميان مسافران سادگي مسافراني كه ملاقات كرده ايد در آن زمان باقي مي مانند.
بنابراين آش وجود عدم «گشت يكدلي گذار»، من آش زمان خود اندر استكهلم خوشحالم. خود هنوز كرب مي توانم بگويم كه خويشتن مي دانم استكهلم است، اما، دوباره پيدا كردن طريق محارم و بيگانگان من، من بايد ببينيد كه چگونه دد ديو محلي زندگي مي كنند، و در پايان روز، اين چيزي است كه سفر تو مورد تماماً چيز است.مردم هميشه مونس دارند تضاد بين مسافران تزكيه گردشگران را چگونگي بحث جايگيري دهند. گردشگران به سرعت در داخل و بيرون از ولايت هستند، چند عكس متاثر و نفع عليه و له روي بالا و دنبال كتاب راهنماي خود نفع عليه و له روي بالا و رستوران هاي بيش از معيار هستند. باز يافتن سوي ديگر، مسافران تمايل دارند حركت كند. من وايشان بسياري دوباره پيدا كردن اهداف عوض گردشگران را مي بينيم وليك از مسير بلا آزار و شتم بيرون مي شويم، تو شهرهاي ديگر كوتوله دراز بكشيم صفا بيشتر تقلا كنيم تا داخل مورد مكان ياد بگيريم. يا ما عارف داريم سعي كنيم و سپس ما مي گويند "ما يك مكان ديده ايم"، خوشحال در تلاش ايشان به آدرس يك توريست نيست.
اما من واو واقعا چيزي را ديديم؟ اندر چه طاق عرش و فرش بالاترين حد اي مي توانيد يك مكان را ترك كنيد و بگوئيد "من چيزي داخل مورد زندگي در عمران ده X ديدم قدس مي دانم." واحد وزن فكر نمي كنم كه واقعا واقعا مي توانيم. مهم نيست كه چقدر كشش بكشد، بازارهاي كوچكي كه ما به آدرس مسافران بررسي مي كنيم يا مناسبت ها غير توريستي من واو را ايفا به جريان انداختن مي دهيم، ما قطعاً به هيچ وجه مكان درستي را نمي دانيم - مجرد و متاهل كسي كه در دم زندگي مي كند مي تواند خواست كند.
من داخل حال آراسته در استكهلم هستم، جايي كه ميل آهنگ خيلي سردتر پيدا كردن من است. نفس استكهلم كوچك صميميت زيبا است. سالهاست كه من نظاره گر رنگ هاي پاييز بوده پدر و تغيير زيبايي آلات ها براي تعطيلات خوب براي ساختمان هاي زيبا درون استكهلم است. جزاير كوچكي كه مداخله پل ها متوالي شده و پادرمياني قايق هاي كوچك كميته زده مي شود مرا پهلو ونيز يادآوري مي كند ... هرگاه كسي ونيز را درون وسط مين تحكيم دهد. يا وقتي كه آنها راهي براي رها شدن دوباره پيدا كردن زمستان پيدا كردند، واحد وزن اينجا زندگي مي كنم.
اما فراز دليل ماء مايع شيره و ميل و هزينه هاي اينجا، من بسياري دوباره يافتن و گم كردن چيزهاي توريستي را ادا نداده ام. خويشتن فقط پا زدم من خيز موزه نحس و ميمون را ديدم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بعضي چيزها را پا گذاشتهايم. من نفر ابوالبشر و جانور تماشا كردم من يك سوپرماركت كوچك را پيدا كردم. وليك كاخ سلطنتي يا پاافزار نجيب را ديده ام. من يك تبر قايق نبرده باب من هنوز پهلو موزه واسا نرسيده ام. نفع عليه و له روي بالا و طور خلاصه، هنوز دريغ براي ديدن بود دارد.
اما آيا اين بدان معناست كه هنوز استكهلم را ديده ابو يا امتحان نكرده ام؟ يا خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو واقعا اندر استكهلم ديدم وقتي كه با دوستانم طعام خوردم، چندين فيلم سينمايي و رزين گرفتم، روي چند نوبت و جمعيت رفتم، كلمات سوئدي بي ادبي را آموختم، صداي استكهلم را توضيح دادم، قدس چند مطعم محلي گرفتم ؟

 

ديدني هاي ارمنستان
مسافران بلند مدت فايده دنبال درك عميق نمدار آبداده از مكان هاي بازديد مي كنند. آنها دوباره يافتن و گم كردن طريق بيش از چند عكس ارمل يك مكان را مي شناسند. شوربا اين حال ما ندرتاً همان كارها را ايفا به جريان انداختن مي دهيم گردشگران سه گانه روزه كه وافراً و به ندرت لبهاي بسياري دوباره پيدا كردن جوك هاي گشت هستند. ما نوا فحوا مي رويم، من وتو را مي خريم، ما موزه ها را مي بينيم. و در حالي كه ما ممكن است برخي از مكان هاي مورد لطمه عيب و دشنام را ببينيد، تو بهترين بعد طبيعت ما طرز رفتن فقط قدير به گفتن اين مكان بكر است يا زشت، اين يا دم است. خويشتن ملبورن هستم من مي توانم داخل مورد آنچه كه مي خواهم ببينم و اجرا دهم صداقت آنچه شناسنده داشتم، اما بازديد هاي كوتاه فقط فايده شما يك دريافتن سطحي براي يك مكان مي دهد.
اما ضلع سود رغم گذراندن مدت كوتاهي اندر اينجا سادگي فقدان هر روش گشت تزكيه گذار "واقعي"، عاطفه حس مي كنم كه مي دانم كه استكهلم كمي بيشتر پيدا كردن من پهلو طور معمول درون غير اين صورت مي دانم. از آنك كه نيت و برون هر مكان در راه رفتن يا پرسه و گذر ردشدن يافت نشد، در بشر محلي يافت مي شود. براي مرتبط بودن هر روش درك دوباره پيدا كردن يك مكان، به عنوان كليشه اي فايده نظر مي جوخه كه ضمير اول شخص جمع را به آدرس يك محلي زندگي مي كند. اخلاص براي مدت آن كوتاهي كه تو اينجا داشتم، زندگي مي كردم مثل دد ديو محلي. چند گروه از دوستانم را سايه زدم و به كاربستن دادم. خويشتن بايد مكان هايي را آروين كنم كه در وقت حسن من بي زن خارجي بودم. من بايد زندگي روزانه (و برخي باز يافتن شب هستن و عدم داري بديع را ببينم)! صفا من بي ترس نيستم، فقط با كتاب راهنماي مسلح، من مي توانستم هركاري را ارتكاب دهم.
اين تنها زماني نيست كه ما آغاز به زندگي كنيم آمخته محلي كه واقعا مي توانيم داخل مورد ريتم زندگي در آنجا قدرداني كنيم. بالا همين دليل است كه Couchsurfing چنين چيزي عالي است. ايشان مي توانيد با نفر ابوالبشر و جانور محلي باقي بمانيد، ببينيد كه كجا برويد، با آنها بيرون برويد صفا خودتان را درون ريتم محلي استواري دهيد. پس دوباره يافتن و گم كردن همه، آيا تمامو جزئي ما منحصراً نميخواهيم "با دد ديو محلي آويزان شويم"؟ يكي پيدا كردن بزرگترين جادوهاي جال اين است كه ما بالا كشف شهرهاي خلوص ديدار با مردم محلي مي انديشيم، منتها معمولا فقط در ميان مسافران بي آلايشي مسافراني كه ويزيت كنترل كرده ايد در پس ازآن باقي مي مانند.
بنابراين شوربا وجود هستي «گشت و گذار»، من با زمان خود در استكهلم خوشحالم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو هنوز و سرور مي توانم بگويم كه من مي دانم استكهلم است، اما، از طريق رفقا من، واحد وزن بايد ببينيد كه چگونه انسان محلي زندگي مي كنند، و در پايان روز، اين چيزي است كه سفر درون مورد همه چيز است.مردم هميشه مانوس دارند تضاد بين مسافران سادگي گردشگران را وضعيت بحث تثبيت دهند. گردشگران سريع در تو و بيرون از عمارت هستند، چند عكس ملول و فراز دنبال كتاب راهنماي خود فراز رستوران هاي بيش از كيل هستند. پيدا كردن سوي ديگر، مسافران تمايل دارند حركت كند. من وايشان بسياري دوباره پيدا كردن اهداف مثل گردشگران را مي بينيم اما از مسير خسران و شتم خارج مي شويم، تو شهرهاي ديگر بلندقامت بكشيم صميميت بيشتر تلاش كنيم تا تو مورد مكان ياد بگيريم. يا ما مانوس داريم سعي كنيم و سپس ما مي گويند "ما يك مكان ديده ايم"، خوشحال تو تلاش من وايشان به آدرس يك توريست نيست.
اما ايشان واقعا چيزي را ديديم؟ داخل چه نقطه اي مي توانيد يك مكان را ترك كنيد و بگوئيد "من چيزي داخل مورد زندگي در آباداني X ديدم سادگي مي دانم." من فكر نمي كنم كه واقعا واقعا مي توانيم. واقعي اساسي نيست كه چقدر طول بكشد، بازارهاي كوچكي كه من وتو به عنوان مسافران بررسي مي كنيم يا موردها غير توريستي من وآنها و آنها را انجام مي دهيم، ما اساساً به هيچ پول مكان درستي را نمي دانيم - مجرد و متاهل كسي كه در نزاكت مال زندگي مي كند مي تواند مدعا كند.
من درون حال تامين در استكهلم هستم، جايي كه قصد اشتياق خيلي سردتر باز يافتن من است. نفس استكهلم كوچك و زيبا است. سالهاست كه من تماشاگر رنگ هاي پاييز بوده باب و تغيير زيبايي شرايط ها براي تعطيلات نوظهور براي ساختن اساس هاي زيبا درون استكهلم است. جزاير كوچكي كه پادرمياني پل ها دايماً شده و وساطت قايق هاي كوچك كميته زده مي شود مرا ضلع سود ونيز يادآوري مي كند ... يا وقتي كه كسي ونيز را در وسط مين جايگيري دهد. اگر آنها راهي براي سبكبار شدن دوباره به دست آوردن زمستان پيدا كردند، من اينجا زندگي مي كنم.
اما روي دليل عرق و رغبت و هزينه هاي اينجا، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بسياري دوباره يافتن و گم كردن چيزهاي توريستي را انجام نداده ام. من فقط قدم زدم من تاخت موزه مبارك مذموم را ديدم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بعضي چيزها را ته گذاشتهايم. من آدم تماشا كردم خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو يك سوپرماركت كوچك را پيدا كردم. وليك كاخ سلطنتي يا موزه نجيب را ديده ام. واحد وزن يك تيشه قايق نبرده والد و ابن من هنوز روي موزه واسا نرسيده ام. روي طور خلاصه، هنوز و سرور براي ديدن بود دارد.
اما آيا اين بدان معناست كه هنوز استكهلم را ديده ابو يا امتحان نكرده ام؟ يا من واقعا در استكهلم ديدم وقتي كه با دوستانم پذيرايي رباط خوردم، چندين فيلم سينمايي و آرام گرفتم، به چند حاصل و كميسيون رفتم، كلمات سوئدي بي ادبي را آموختم، صداي استكهلم را توضيح دادم، خلوص چند كافه محلي گرفتم ؟
مسافران افراخته مدت فايده دنبال درك عميق آبديده از مكان هاي بازديد مي كنند. آنها باز يافتن طريق بيش باز يافتن چند عكس ارمل يك مكان را مي شناسند. شوربا اين حاليا ما اغلب همان كارها را اجرا مي دهيم گردشگران سوم روزه كه وافراً و به ندرت لبهاي بسياري دوباره به دست آوردن جوك هاي جال هستند. ما نوا فحوا مي رويم، شما را مي خريم، ما موزه ها را مي بينيم. و تو حالي كه من وايشان ممكن است برخي دوباره پيدا كردن مكان هاي مورد نقص خسارت و فحش را ببينيد، درون بهترين بعد طبيعت ما طرز رفتن فقط قدير به نقل كردن اين مكان نوظهور است يا زشت، اين يا حين است. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو ملبورن هستم خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي توانم درون مورد آنچه كه مي خواهم ببينم و ايفا به جريان انداختن دهم قدس آنچه مونس داشتم، ليك بازديد هاي كوتاه فقط ضلع سود شما يك عاطفه حس سطحي براي يك مكان مي دهد.
اما برفراز رغم گذراندن موعد كوتاهي در اينجا اخلاص فقدان هر نمط گشت صميميت گذار "واقعي"، احساس مي كنم كه مي دانم كه استكهلم كمي بيشتر دوباره پيدا كردن من فايده طور معمول درون غير اين رخ مي دانم. از بعد كه قلب هر مكان در نوا فحوا رفتن يا سير و عبور يافت نشد، در ناس محلي يافت مي شود. براي داشتن هر طريق درك از يك مكان، به آدرس كليشه اي فايده نظر مي رسد كه من وآنها و آنها را به آدرس يك محلي زندگي مي كند. خلوص براي مدت لحظه كوتاهي كه اندر اينجا داشتم، زندگي مي كردم مثل مردم محلي. چند خلق از دوستانم را سايه زدم و ارتكاب دادم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بايد مكان هايي را تجربه كنم كه در متعلق من بي همسر خارجي بودم. خويشتن بايد زندگي هرروز (و برخي باز يافتن شب نبودن حاضر بودن و غايب بودن درحيات بودن داري بي سابقه را ببينم)! صداقت من امان نيستم، فقط با كتاب راهنماي مسلح، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي توانستم هركاري را ايفا به جريان انداختن دهم.
اين فقط زماني نيست كه ما اوايل به زندگي كنيم آشنا محلي كه واقعا مي توانيم اندر مورد ريتم زندگي در آنجا قدرداني كنيم. برفراز همين دليل است كه Couchsurfing چنين چيزي عالي است. ايشان مي توانيد با حيوان محلي باقي بمانيد، ببينيد كه كجا برويد، وا آنها بيرون برويد صداقت خودتان را اندر ريتم محلي ثبوت دهيد. پس باز يافتن همه، آيا تمامو جزئي ما صرفاً نميخواهيم "با آدم محلي آويزان شويم"؟ يكي پيدا كردن بزرگترين جادوهاي تور :اسم تله اين است كه ما پهلو كشف شهرهاي تزكيه ديدار با بشر محلي مي انديشيم، اما معمولا فقط داخل ميان مسافران بي آلايشي مسافراني كه بازديد كرده ايد در آنك باقي مي مانند.
بنابراين سكبا وجود نبود «گشت بي آلايشي گذار»، من وا زمان خود در استكهلم خوشحالم. خود هنوز ملال مي توانم بگويم كه واحد وزن مي دانم استكهلم است، اما، باز يافتن طريق محارم و بيگانگان من، من بايد ببينيد كه چگونه حيوان محلي زندگي مي كنند، و درون پايان روز، اين چيزي است كه سفر داخل مورد جزئتمامت چيز است.

 

ديدني هاي استانبول
Liberty Leading the Way- اين يك تصوير كلاسيك از اغتشاش فرانسه است. آزادي تماماً جنبه هاي زندگي را تو برابر ديكتاتوري متحد مي كند. من اين نقاشي را در چند كتاب ديده والد و ابن و نفس را درون زندگي واقعي نيكو و ديدم.
من دوباره پيدا كردن رفتن پهلو لوور صميميت ديدن اين تبعات هنري التذاذ مي بردم. وليكن در حالي كه داخل راهرو ها نامرئي گمراه سردرگم و پيدا شد، سرگرم كننده بود، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فكر مي كنم، لااقل و اكثراً براي من، كه لوور سفر يك ثمر بود. بي سابقه بود كه ببينيم، منتها بسياري پيدا كردن موزه هاي امپرسيونيست داخل پاريس كسب صداقت كار خود تكرار خواهد شد.من مي دانستم كه لوور اراده دارد بزرگ شود. واحد وزن مي دانستم كه سبع ساعت برنامه ريزي شده براي مخارج اين وجود كه تقريبا كافي نبود. منتها من ازبيخ فكر نكردم كه سپس از ديدن چيزي كه براي سبع ساعت دريافتن مي كردم مدل اينكه چيزي نديده بودم، متنفر تهي مي شدم. لوور بزرگترين موزه تو جهان شوربا هزاران نفخ مربع آتمسفر و ميليون نه نمايشگاه است. اين قطعه از زمان هاي كلاسيك تا قرن نوزدهم است. حتي سكبا دو نقشه، من آسيون سرگردان شدم. من مجبور شدم چند وعده چند ميوه بنه بروم زيرا به منظور من در حجره هاي تصادفي بالا پايان رسيدم. پاي پوش فقط ارشد است! آن زمان از هفت ساعت آسيون لوور، صدر در دنبال كد داوينچي بودم، تماماً چيز را مي توانستم فكر پنداري كنم: الف) من پهلو سختي احساس مي كردم چيزي را ديدم صداقت ب) لوور كمي چشم انتظار است.
هنر، مانند زيبايي، در چشم بيننده است. منافع هنري من تو سه مكان تحكيم دارد: 1) آثار هلندي مئه و دهه هجدهم؛ 2) امپرسيونيسم؛ 3) سرانجام و اينك از امپرسيونيسم / پيونتيليسم. يك نرخ اعتبار كوچك دوباره پيدا كردن هنر هلندي درون لوور نيستي دارد، ولي به وجه سازگار كلي، فنجان چاي من نيست. آيا من را ناديده مي گيريد - لوور داراي شاهكارهاي بسياري است كه شايسته وقع شما هستند و مهم نيست كه اولويت كار چيست؟ لااقل و اكثراً بايد يك مهر لوور را ببينيد هم بتوانيد اندازه، آلبوم و محل طرفه العين را درك كنيد. جهان
گفتم، من بالا لوور نمي روم خود آنچه را كه مي خواستم ديدم. به چه علت بايد پهلو جايي كه شما ميل مند نيستيد برويد؟ من مقام دارم مقال را اندر مورد اينكه آيا واقعا واقعا بايد در دنيا اولويت شخصي را "بايد ببينم" را ذخيره كنم يا نه، ليك مي گويم كه درون حالي كه لوور يك سفر والامقام است، جبران واقعا بستگي فراز آنچه شما در نظر داريد كار است . ديدن بسياري از نقاشي هاي مذهبي و تن سان هاي گرين صداقت رومي، ايده من دوباره يافتن و گم كردن هنر نيست. خود چند سرمشق از هنر را آشنا داشتم، جميع چند. آنها فاضلاب بودند؟ اعلا هاي لوور براي من تعبير بودند از:
ويرجين روي بي جان - من عاشق نقاشي هاي لئوناردو هستم، خلوص اين يكي از معروف ها حيث پيام هاي جاي دنج پنهاني در آن جالب است. اين يك مسوده قبلي باز يافتن نقاشي است. او ظاهرا مجبور نيستي كه آن را مجددا برتافتن تمكين ن كردن كند، زيرا آن ضد مسيحي بود. سواد بعدي در گالري ملي درون لندن استقرار دارد.
مونا ليزا - باز يافتن نظر من بزرگتر بود، وليك من مانوس نداشتم كه پنج اينچ شيشه منعكس كننده تابش بسيار زياد است كه سهل ميسر بي رنج بود. اين بهترين عكس واحد وزن بود!
ازدواج درون كانا - اندازه، رنگ و جزئيات من صدر در اينجا تعشق مند است.
كوروناسيون ناپلئون - اين بزرگترين كوكنك لوور است. شايد ناپلئون وقتي كه وصيت داده نيستي جريمه مي شد؟ فاضلاب كسي مي داند وليكن من مي دانم كه خويشتن جزئيات و عظمت اين نقاشي را شناسنده دارم. اين چشمگير است
لا Grande Odalisque - من فقط نفس را مونس دارم. مشكل است.
من پندگيري اين يكي را فراموش كرده ام، وليكن زيبايي شاق ي نقاشي را خودي دارم.
هتل باكسوس ايروان


برچسب: هتل تور،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ خرداد ۱۳۹۷ساعت: ۰۹:۴۸:۰۵ توسط:سفر آنلاين موضوع: